نويسندگان

 

بسیاری از فروشندگان از شنیدن پاسخ منفی هراس دارند .این ترس باعث می شود بسیاری از فرصت های بالقوه برای معامله را از دست بدهند.در این مطلب می خواهم دو نكته اساس در این رابطه را بیان كنم:

اولین نكته ایی كه باید بدانید :

شنیدن پاسخ منفی درآمد شما را افزایش میدهد.



حتما از خودتان می پرسید چطور ممكن است؟؟مگر می شود؟؟

فرض كنید شما در روز باید 20 تماس تلفنی بگیرید،از این 20 تماس تلفنی به طور متوسط 5 تماس به ملاقات حضوری منتهی می شود و شما در نهایت می توانید به یك نفر از آن پنج نفر ،محصول خود را بفروشید.

خیلی خوب پس زودتر آن بیست تماس را بگیرید!در حقیقت هر پاسخ منفی ،شما را یك گام به مشتری نهایی نزدیك تر می كند.

شنیدن پاسخ منفی بخشی از فرآیند فروش است.تنها یك راه برای نشنیدن پاسخ منفی در فروشندگی وجود دارد و آن این است كه هیچ تماسی نگیرید،با هیچ كسی ملاقاتی نكنید و در نهایت هیچ محصولی نفروشید.

نكته دیگری كه باید بدانید این است كه هرگز پاسخ منفی شخص مقابل را شخصی تلقی نكنید.پاسخ منفی و (( نه )) گفتن فرد،(( نه )) به شما نیست بلكه (( نه )) به معامله است.افراد به دلایل مختلفی ممكن است محصولی را خریداری نكنند، مثلا بودجه كافی ندارند،محصول مشابه را دارند یا اصلا با یكی از دوستان صمیمی خود معامله می كنند.

در نهایت باید این نكته را بدانید كه حتی برچسته ترین فروشندگان نمی توانند در تمام فروش های خود موفق باشند 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:49 ] [ shiraziha ]

 

مشتریان خود را اولویت بندی کنید.

کسی که اولین بار جمله همیشه حق با مشتری است را مطرح کرده است شاید هرگز با مشتریان پر مدعا روبرو نبوده است ؛ با مشتریان ضعیفی که در قبال سود کمی که به کسب و کار ما می رسانند (اگر سودی برسانند!) انتظارات و توقعات فوق العاده ایی دارند که هر چقدر هم تلاش کنیم نمی توانیم آن ها را قانع و راضی نگاه داریم.

این نکته را در نظر داشته باشید :
ظرفیت سود آوری همه مشتریان یکسان نیست.

قانون 20 / 80 را یادآوری می کنم:

80 درصد فروش شما به 20 درصد مشتریان بستگی دارد.

اگر کل روز های کاری را 250 روز در نظر بگیریم و به ازای هر روز 8 ساعت کار کنیم در مجموع ما 2000 ساعت برای فروش در سال وقت داریم.حال اگر زمان لازم برای آماده سازی قبل از مذاکره و زمان مورد نیاز برای ارائه خدمات پشتیبانی به مشتری را در نظر بگیریم،می بینیم که آن قدر زمان نداریم که بخواهیم خواسته همه مشتریان را برآورده کنیم.

شما می توانید انتخاب کنید که بیشتر کار کنید و کمتر درآمد داشته باشید یا کمتر کار کنید و بیشتر درآورید.

هم اکنون در مورد مشتریان خود تصمیم بگیرید،با استفاده از معیار های زیر می توانید مشتریان خود را طبقه بندی کنید:

ظرفیت برگشت بالقوه آن ها(در مقابل میزان سرمایه مالی ،وقت و انرژی که برای آن ها صرف می کنید چه میزان برای شما سود آوری دارند؟)

هزینه لازم برای نگهداری و ارائه خدمات پشتیبانی به آن ها

میزان همکاری و شکیبایی که از خود بروز می دهند.

در مورد مشتریان باقیمانده می توانید یکی از سه انتخاب زیر را داشته باشید:

1) از آن ها برای تمرین استفاده کنید.
شما نیاز به افرادی دارید که بتوانید آموخته های بازار یابی خود را بر روی آن ها آزمایش کنید.اگر خرابکاری کنید چیز زیادی را از دست نمی دهید.

2) قیمت را برای آن ها افزایش دهید.

3) آن ها را کنار بگذارید.
کنار گذاشتن مشتری بدان معنا نیست که از یک رویکرد غیر حرفه ایی استفاده کنید.برای این کار لازم است که با مشتری یک مذاکره صادقانه و صریح داشته باشید.شما با یکدیگر توافق می کنید که نمی توانید در حال حاضر همکاری داشته باشید.این نکته را از یاد نبرید که هر مشتری کوچک امروز ممکن است روزی بزرگ شود!

تذکر :
گاهی اوقات مشتریانی وجود دارند که شرکت با سود پایین یا حتی ضرر به آن ها خدمات می دهد.این کار دلایل مختلفی می تواند داشته باشد؛مثل درج نام آن ها در رزومه شرکت یا دلائل سیاسی و .... 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:47 ] [ shiraziha ]

ارزش مشتری

 

ارزش یک مشتری چقدر است؟

ارزش یک مشتری عبارت است از جریان درآمد و هزینه ایی که مشتری در طول عمر خود به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برای ما ایجاد می کند.

این تعریف زوایایی دارد که در ادامه مطلب آن ها را با شما مرور می کنم.

در درجه اول باید در نظر داشته باشیم که هر مشتری برای ما هم درآمد دارد و هم هزینه.ما در کنار درآمدی که از هر مشتری کسب می کنیم برای ارائه کالا و خدمات به وی باید هزینه بپردازیم مثل هزینه مالی،وقت ،انرژی و ....



یک مشتری سود آور مشتری است که جریان درآمدی که برای ما ایجاد می کند بیش از جریان هزینه ایی وی باشد.



از آن جایی که منابع ما محدود است ما باید مشتریان خود را طبقه بندی کنیم و یک یا چند طبقه را انتخاب کنیم و به آن ها خدمات ارائه بدهیم.برای اطلاعات بیشتر در این رابطه می توانید این پست را بخوانید.

در درجه دوم باید این نکته را در نظر داشته باشیم که مشتری یک طول عمر دارد .در هنگام فروش محصول خود نباید فقط به سودآوری مشتری در یک معامله خاص توجه داشته باشیم بلکه باید طوری عمل کنیم که در طول عمر مشتری حداکثر سود را به سوی خود جلب کنیم.جالب است بدانید بسیاری از شرکت ها با حساب باز کردن بر روی سود خدمات پس از فروش ،محصول خود را با سود اندک و یا اصلا بدون سود به فروش می رسانند .

در درجه سوم باید بدانیم مشتری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برای ما سود آوری ایجاد میکند.مشتری هم ممکن است خودش از ما خرید کند و هم کسب و کار ما را به دیگران معرفی کند. در این جا توجه به قانون 3/11 ضروری است.این قانون می گوید هر مشتری راضی ،رضایت خود را به 3 نفر منتقل می کند و عدم رضایت خود را 11 نفر !!!
و این اهمیت دقت در خدمات رسانی به مشتریان و تامین رضایت آن ها را می رساند. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:45 ] [ shiraziha ]

یادگیری در بازاریابی و فروش

 

وقتی از بسیاری افراد سابقه كاریشان را می پرسم جواب هایی مثل این ها را می شنوم: حدود 30 سال است در اینكار تجربه دارم یا این شغل ابا و اجدادی ماست،پدر و پدر بزرگم هم همین شغل را داشتند. وقتی كمی در كسب وكار آن ها دقیق می شوم می بینم كاملا درست می گویند و دلیلم هم این است كه می بینم از همان روش كسب وكار 30 سال پیش استفاده می كنند !

سابقه و تجربه از عوامل فوق العاده مهم در كسب وكار می باشد.اما این سابقه زمانی تاثیر گذار است كه شما هر روز پیشرفت كرده باشید و راه های جدید تر و موثرتری برای ارائه محصول و خدمات خود كشف كرده باشید.نه این كه دقیقا از همان راه كار های قدیمی اسفاده كنید.نكته ایی مهم این است كه شما اگر همیشه از یك راه استفاده كنید همیشه همان نتیجه قبلی را می گیرید و امروزه با توجه به پیشرفت روز افزون تكنولوژی و همچنین رقبای قدرتمند ، حتی همان نتیجه قبلی را نمی گیرید.همین دلیل ساده باعث شده است شاهد سقوط كسب و كار ها و برندهایی باشیم كه روزی سرآمد بازار بوده اند.

نقطه ایی كه یك فواره از حركت می ایستد سقوط می كند.

یك فروشنده و بازار یاب واقعی همواره خود را دانشجو می داند و در حال یادگیری می باشداو می داند زمانی كه از یادگیری دست بر دارد از همان روز مرگ او آغاز شده است.

منابع مختلفی برای یادگیری وجود دارد از جمله:

كتاب:كتاب ها خلاصه ایی از تجربیات و مطالعات نویسنده هایشان هستند.شما با مطالعه آن ها می توانید با پیروی از راه های موفقیت شان و همچنین درس گرفتن از تجربیاتشان راه موفقیت خود را هموار كنید.پیشنهاد می كنم در زمینه بازاریابی،فروشندگی ،روانشناسی،مدیریت ،كامپیوتر و حسابداری مطالعه كنید.

مجلات:مجلات صنف خود را مطالعه كنید.با مطالعه این مجلات از آخرین تحولات صنعت خود آگاه می شود.حتی توصیه می كنم مجلات صنف مشتریانتان را مطالعه كنید.بدین وسیله بهتر می توانید نیاز های آن ها را كشف كنید و به آن ها مشاوره بدهید.

رقبا: از رقبای خود تقلید آگاهانه داشته باشید.نقاط قوت آن ها را كشف و در خود ایجاد كنید.

اینترنت: با استفاده از اینترنت می توانید از آخرین تحولات صنعت خود در سراسر جهان آگاه شوید.

مشتریان: من شخصا بسیاری از نكته ها را از افراد حاضر در كلاس هایم آموخته ام. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:44 ] [ shiraziha ]

فروشنده یا مشاور فروش

فرض کنید قصد خرید یک اجاق گاز را دارید.به یک مغازه لوازم خانگی می روید. و از مغازه دار در مورد اجاق گاز سوال می پرسید.یک فروشنده شروع به دادن توضیحات مختلف می کند.به هنوان مثال این اجاق گاز ایتالیایی است.بدنه آن استیل است.تایمر دیجیتال دارد،دو سال گارانتی دارد و ......

این ها تمام کار هایی است که یک فروشنده آموزش ندیده انجام میدهد.

این نکته را مد نظر داشته باشید مشتری هرگز یک اجاق گاز،یک مایکرو فر و یا ... را نمی خرد.او به دنبال محصولی است که به وی کمک کند غذایش را بپزد و یا گرم کند.اجاق گاز صرفا یک وسیله برای برآورده کردن این نیاز است.اگر روزی محصولی به بازار عرضه شود که این نیاز را راحت تر برآورده سازد مشتری آن را تقاضا می کند.

امروزه دیگر فروشندگی محض جایگاهی ندارد. امروزه شاهد مشاوران فروش هستیم.حجم عظیم محصولات و خدمات مشابه کار انتخاب را برای خریداران بسیار مشکل کرده است.در این جاست که مشتری نیاز به یک مشاور فروش پیدا می کند.فردی که با آگاهی کامل از محصولات بهترین و موثر ترین محصول را به خریدار معرفی کند تا نیاز های وی برآورده شود.

مشاور فروش وظیفه دارد نیاز های خریدار را با پرسیدن سوال به درستی کشف کند و محصولات مناسب را به او معرفی کند و به او کمک کند تا یک خرید لذت بخش را تجربه کند.

فرض کنید شما یک بنگاه معاملات املاک دارید.شما باید با پرسیدن سوال های مختلف ،مطالب زیر در باره مشتری کشف کنید.

تعداد اعضای خانواده.تعدادفرزندان خانواده و سن آنها .مذهبی یا غیر مذهبی بودن.محل کار اعضای خانواده و ....

به عنوان مثال اگر سن سرپرست خانواده زیاد است و نوه دارد می توانید با معرفی یک خانه به وی بگویید این خانه برای شما عالی است حسابی جادار است.نوه هایتان راحت می توانند بازی کنند.در ضمن پله هم ندارد.پاهاتون اصلا درد نمی گیره و ............

این نکته را مد نظر داشته باشید برای تبدیل شدن به یک مشاور فروش باید در درجه اول سوالات مناسب طراحی کنید و در درجه دوم گوش های شنوایی داشته باشد. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:40 ] [ shiraziha ]

اگر ایده عالی دارید ولی سرمایه تان کم است!!!

 

وقتی در کلاس هایم درباره کارآفرینی صحبت می کنم بسیاری از فراگیران اولین کلمه ایی که بکار می برند کمبود سرمایه اولیه است.در این مطلب شش راه تامین سرمایه اولیه برای شروع کسب وکار را برای شما توضیح می دهم.

راه های تامین سرمایه برای کسب وکار:

1)کار را با کم شروع کنید.از همان اول نخواهید همه امکانات برای شروع کسب و کارتان فراهم باشد.به عنوان مثال اگر ایده تان احداث یک مرغداری است به جای اینکه از همان اول بخواهید یک مرغداری 10000(ده هزار تایی) تاسیس کنید یک مرغداری هزار تایی تاسیس کنید.(هزار تایی).از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است.ایده هایتان را به قسمت های کوچک تقسیم کنید و مرحله به مرحله به آن ها جامه عمل بپوشانید.اگر می خواهید کو هها را جابجا کنید ابتدا باید تکه سنگ ها را جابجا کنید.

2)از سایر امکانات خود استفاده کنید و آنها را به پول تبدیل کنید.تمام امکانات و منابع مالی خود را لیست کنید و بعد می بینید منابع مالی بسیاری برای استفاده در عملی کردن ایده تان دارید.از اتومبیل و طلا گرفته تا سیم کارت موبایل! بسیاری از کارآفرینان بزرگ فعلی در مرحله ای از زندگی خود تمام دارایی های خود را به پول تبدیل کرده اند تا توانسته اند امروز به اهداف خود دست پیدا کنند.به عنوان مثال در زندگی نامه بهروز فروتن بنیان گذار صنایع غذایی فروتن می خواندم در یک مقطعی حتی حلقه ازدواجشان را فروخته او سرمایه کارشان کرده اند.شما برای دست یابی به اهداف خود حاضرید از کدام یک از منابع خود چشم بپوشید؟

3)با دیگران شریک شود.این ضرب المثل که می گوید اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک می گرفت یک ضرب المثل تاریخ انقضا گدشته است.بسیاری از کسب و کار های امروز بر مبنای شراکتی موفق شکل گرفته اند.سعی کنید شریکی پیدا کنید که نظرات و عقایدش با شما شبیه باشد.در ابتدای کار همه چیز را برای خودتون کاملا روشن کنید.مثلا در مورد تقیسم سود و شیوه کار هر یک ،دستور العمل کار، کاملا مشخص داشته باشید.

4)سهام بفروشید.بخشی از سهام کار خود را به دیگران بفروشید .دقت کنید سهام دار کردن دیگران با شریک کردن آن ها متفاوت است.بسیاری از افراد سرمایه های راکدی در بانک ها دارند و نمی دانند با آنها چکاری انجام بدهند.سرمایه های دیگران را بکار بگیرید.

5)از موسسات خیریه کمک بگیرید.هدف خود را برای آنها تشریح کنید و آن ها را دعوت به سرمایه گذاری کنید.به آنها نشان بدهید که می توانید برای مددجویان آنها اشتغال ایجاد کنید.از موسسات خیریه بخواهید به جای اینکه به افراد ماهی بدهند به آنها ماهی گیری بیاموزند.

6)وام بگیرید.دقت داشته باشید در بسیاری از موارد وام گرفتن آخرین راه و بدترین راه تامین مالی است.(مخصوصا از موسسات مالی و اعتباری) وقتی فرمول و نحوه وام دادن بسیاری از بانک ها را بررسی می کنیم می بینیم که بهره واقعی آن ها بسیار بسیار بالاتر از آنچه است که اعلام می کنند.و حال داشتن ایده ایی که با سود آن بتوان بهره بانک ها بپردازیم و بخشی از آن برای خودمان بماند بسیار مشکل است.

آیا شما ایده دیگری دارید؟راه دیگری به ذهنتان میرسد؟

(کپی این مطلب فقط با ذکر نام و لینک این سایت مجاز است.) 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:36 ] [ shiraziha ]

تعریف مشتری مداری به زبان ساده

 

پسرکی وارد داروخانه ای شد.صندلی مخصوص مشتریان را به سمت میز مخصوص تلفن هل داد.بر روی صندلی رفت تا دستش به تلفن برسد.شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.مسئول داروخانه متوجه پسرک بود و به مکالماتش گوش داد.

پسرک پرسید :خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد،کسی هست که این کار را برای من انجام می دهد.پسرک گفت خانم من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد.زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی هست.پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد خانم،من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم.در این صورت شما در روز یک شنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.مجددا زن پاسخش منفی بود.پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت،گوشی تلفن را گذاشت.

مسئول داروخانه که به صحبت هایش ،گوش داده بود به سمتش رفت و گفت پسر به خاطر این روحیه خاص و خوبی که داری دوست دارم کاری به تو بدهم.پسر جوان جواب داد نه ممنون،من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم،من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند!!! 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:33 ] [ shiraziha ]

 10 درس طلایی از زندگی استیو جابز

 

 

استیو جابز با انرژی نا محدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می آید .حتی هنگامی که سعی می کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند ،سخنانش بسیار زیرکانه است ، و در سخنوری استعداد خاصی دارد . اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی تی سال های اخیر بوده است .حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است .




در اینجا متنخبی از بهترین حرفایی که او زده جمع آوری شده است ، درس هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می کند:



۱ . نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است

نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.



۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.



۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.
من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .



۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.

به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.



۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز” . بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.

نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.



۶ . ما اساسا معتقدیم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید ، و زمانی که شما با کامپیوتر کار می کنید ، می خواهید فکر کنید

مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می تواند باعث از بین رفتن سلول های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی های اکشن یا مسابقه ای می پردازد !



۷ . من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.

اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی نا امیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.



۸ . من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.

در دهه گذشته ، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است . و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: ” او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.” بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی ، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.



۹ . ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟

شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ی ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.



۱۰ . زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.

آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.

هر یک از این درس ها ممکن است در ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد ، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس ها به سادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت . پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید .

به نقل از ویز ویز

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:31 ] [ shiraziha ]

تکنیک های جذب مشتری برای مغازه

 

 

 

امروز بعد از تمام شدن کلاس صبح(در نیک آباد) با آژانس به یک بریانی(بریان یک غذای سنتی فوق العاده خوشمزه اصفهان است) رفتم.این بریانی را راننده آزانس به من پیشنهاد داد. انصافا که بریان خوشمزه ایی هم داشت. طبق عادت با صاحب مغازه شروع به صحبت کردم.به او پیشنهاد دادم از یکی از خانم های این شهر هر روز نان تازه بخرد.(یکی از مشاغل زنان این شهر پخت نان خانگی و فروش آن است).صاحب رستوران گفت از سوپر روبروی مغازه اش نان می خرد و او هم هر روز نان تازه می آورد.برایش استدلال آودم که با قیمت کمتری می تواند از خانم های شهر بخرد .او گفت اشکالی نداره و ترجیح می دهد سوپری همسایه اش از این راه سودی ببرد.چند دقیقه بعد تلفن مغازه زنگ زد و یکی سفارش کباب داد.حدس می زنید چه کسی پشت تلفن بود؟؟؟

مغازه سوپری همسایه!!!

یکی از راههای جلب مشتری کار کردن با مغازه ها و کاسب های اطراف محل کار است.ممکن است شما کمی گران تر مواد مورد نیازتان را بخرید ولی به احتمال زیاد سود بیشتری نصیب شما خواهد شد.وقتی الان با خودم فکر میکنم به این نتیجه می رسم که اگر شخصی درباره کیفیت غذای این رستوران از سوپر مارکت روبروی اش سوال کند مطمئنا او تعریف خواهد کرد،و را تشویقش می کند حتما غذای آن را امتحان کند.چون هرچه فروش این رستوران بالاتر باشد خودش سود بشتری می برد.و جالب تر این که وقتی غذایم تمام شد و از رستوران به بیرون آمدم دیدم دفتر آزانسی که این رستوران را به من معرفی کرد در همسایگی اش قرار دارد.!!!(شماره آزانس را من از روی یک تبلیغ روی دیوار پیدا کرده بودم ). 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:28 ] [ shiraziha ]

 

استخدام شوید!

 

بسیاری از افراد را می بینم که بیکار هستند .یکی ،دو سال است به دنیال یک کار خوب می گردند و یا دارند فکر می کنند چه کاری را شروع کنند و هنوز هم پیدا نکرده اند.اگر شما جزو این دسته از آدم ها هستید،یک پیشنهاد برای شما دارم:



از همین امروز جایی استخدام شوید و کاری را شروع کنید.منتظر ایجاد شرایط ایده آل نباشید.منتظر درست شدن همه کار ها نباشید!



به عنوان مثال به عنوان یک کمک جوشکار(شاگرد)مشغول به کار شوید.این کار مزایای زیادی دارد:



1)شما یک کار و حرفه را می آموزید.

2)تجربه کاری بدست می آورید،که برای استخدام در مکان های دیگر بسیار موثر است.

3)با انسان های مختلف تعامل پیدا می کنید که می توانند مشتریان آینده کسب و کار شما باشند.آرایشگر معروفی را می شناسم که قبلا در یک مغازه شاگردی می کرد و الان که برای خود مستقل شده است،بسیاری از مشتریان مغازه قبلی را جذب کرده است.

4)راه های جدیدی پیش روی شما گشوده می شود.به عنوان مثال ممکن است با یکی از مشتریان فعلی خود کسب و کار جدیدی را شروع کنید.یا ممکن است ایده جدیدی به دهنتان برسد و کار ،کارفرمایی فعلی را خود ارتقا بخشید. یا بتوانید جنبه های دیگری از آن کسب و کار را کشف کنید و آن ها را گسترش بدهید.مثلا وارد تجارت دستگاه جوش بشوید!

5)یک درآمد کسب می کنید،هر چقدر هم که کم باشد بهتر از هیچی که هست!!!



اما چگونه استخدام شویم؟قبلا در این لینک در این باره توضیح دادم. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:26 ] [ shiraziha ]
صفحه قبل1...7891011صفحه بعد
درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران