نويسندگان

رهنمودهایی مهم برای پس انداز کردن پول!

با استفاده از چند رهنمود ساده خواهید توانست مسیر مصرف پول نقد خود را تعیین و کنترل کنید



● از هدر رفتن پول جلوگیری کنید

همیشه مقدار زیادی از پول‌های ما صرف خریدها و هزینه‌های مازاد می‌شود مثل هزینه‌های اضافی برای خدماتی که از آن استفاده نمی‌کنیم ، هزینه‌های خرید موادغذایی که دور ریخته می‌شوند، خرید کیسه‌های خرید بزرگ برای خرید‌های بی برنامه یا خرید‌های مختصر. به این موارد و موارد متعدد مشابه آن خرید مازاد نگویید، اسم واقعی این کار ، هدر دادن پول است.

این موارد پول را از جیب شما خارج می‌کنند و شما حتی نمی‌فهمید که این پول کجا رفت و صرف چه چیزی شد. دیو رامسی ، نویسندۀ کتاب "واگذاری کل پول"، می‌گوید : "این هزینه‌ها هرکدام به تنهایی ناچیز هستند ولی به خاطر داشته باشید همیشه قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود." از همین حالا تصمیم بگیرید جلوی هدر رفتن تدریجی پول خود را بگیرید. ما به شما خواهیم گفت چگونه!



● مراقب خریدهای بدون برنامه باشید

فروشگاههای بزرگی که انواع محصولات را برای فروش عرضه می‌کنند برای صرفه جویی در وقت بسیار مناسب هستند. رامسی ، که در این مقوله صاحب نظر است ، می‌گوید : با وجودیکه این فروشگاههای بزرگ امتیازات فراوانی دارند ولی مشکل اینجاست که وقتی در پی خرید مورد مشخص و از پیش تعیین شدۀ خود هستید ناخودآگاه چشمتان به انواع و اقسام محصولات مثل تنقلات مختلف و خرت و پرت‌های غیر ضروری می‌خورد و تا بجنبید می‌بینید چند تا از آنها را در چرخ خرید گذاشته اید و به طرف صندوق می‌روید. رامسی توصیه می‌کند قبل از خروج از خانه به قصد خرید، لیستی از مایحتاج ضروری خود را تهیه کنید. او می‌گوید : " من خودم از این روش استفاده می‌کنم و هرگز چیزی بیش از لیست مورد نظرم را نمی‌خرم."



● از فرصت فروش فوق العادۀ فروشگاهها استفاده کنید

کلارک هوارد، مدافع حقوق خریداران و نویسندۀ کتاب " نکات پیشنهادی کلارک" که در مورد راهنمایی برای پولدار شدن از طریق پس انداز است می‌گوید: " خرید عمده به هنگام فروش فوق العادۀ فروشگاهها که معمولا" در انتهای هر فصل تکرار می‌شود، به نفع شماست. اگر به این ترتیب بتوانید %۲۰ از مخارج خود را پس انداز کنید در انتهای هرسال پس انداز قابل توجهی خواهید داشت.



● برنامۀ بیرون غذا خوردن را هوشیارانه طراحی کنید

هوارد می‌گوید: بیشترین سود رستوران داران در فروش انواع دسرهاست. درست کردن همان دسر‌ها در منزل ¼ قیمت آن در رستوران هزینه می‌برد. اگر شما هم از آن خانواده‌هایی هستید که معمولا" دو بار در هفته غذا و دسر در رستوران می‌خورند، سعی کنید دسر را حذف کرده و آن را در منزل خودتان صرف کنید. اگر اصرار دارید دسر را بلافاصله بعد از غدا در همانجا بخورید، دو وعده غذای بیرون را به یک وعده کاهش دهید. همچنین بهتر است به جای پرخوری و سعی در تمام کردن غذایتان در رستوران، اضافۀ غذایتان را به منزل بیاورید و در وعدۀ بعدی از آن استفاده کنید. به این ترتیب ضمن صرفه جویی و تامین غذای یک وعدۀ دیگرتان ، از پرخوری نیز جلوگیری می‌شود.



● بقیۀ پولتان را بگیرید

دفعۀ بعد که فروشنده بقیۀ پولتان را داد، حتما" آن را بگیرید. خیلی از ما بقیۀ پولمان را بخصوص اگر ناچیز باشد، طلب نمی‌کنیم. طبق تحقیقی که توسط موسسۀ تبلیغات بازاریابی انجام شده، فقط %۲۱ از افراد بقیۀ پول خود را از فروشنده می‌خواهند و می‌گیرند.



● جمع مبلغ خریدتان را پیشاپیش تخمین بزنید

پائول براون چهار حلقه لاستیک برای ماشین خود خرید. هنگام تحویل ماشین دریافت که گاراژ ۴۴ دلار برای ضمانت و ۱۵ دلار نیز برای پوشش والف کرومی لاستیک‌ها اضافه تر از او خواسته است. براون که یکی از اعضاء گروه تحقیقات اموال عمومی آمریکا است می‌گوید: " این مبلغ بیش از مبلغی بود که تخمین زده بودم". او مسئول گاراژ را مجبور کرد که این هزینه‌های اضافه را حذف کند.

▪ توصیۀ براون : قیمت آنچه را که می‌خواهید بخرید را از پیش محاسبه و پیش بینی کنید ؛

از فروشنده هم بخواهید روی یک کاغذ مبلغ کلی را محاسبه کند. با این کار اگر قیمت نهایی بالاتر از مبلغ پیش بینی شده رفت، می‌توانید از فروشنده بخواهید قیمت را پایین آورد.



● هوشیارانه از موقعیت‌های مختلف برای خرید استفاده کنید

فروشندگان تلفن، کابل و سایر خدمات کامپیوتری اغلب برای جلب مشتریان جدید به آنها پیشنهادات ویژه می‌دهند در حالی که این امتیاز را برای مشتریان قدیمی خود که سالهاست از آنها خرید میکنند قائل نمی‌شوند. ادگار دورسکی، موسس ConsumerWord.org که یکی از سایتهای راهنمای عمومی آن لاین است می‌گوید: " شما می‌توانید این قانون را عوض کنید. وقتی شرکتی که همیشه دورسکی از آن خرید می‌کرد اعلام کرد که برای مشتریان جدید خود قیمت را پایین تر آورده یا تسهیلات دیگری قائل خواهد شد، او با شرکت تماس گرفت و به عنوان مشتری جدید کالای خود را سفارش داد. با این کار توانست بیش از ۳۰ دلار در ماه پس انداز کند. اگر چنانچه آن شرکت با او همکاری نمی‌کرد، سراغ شرکتی دیگر می‌رفت و مشتری جدید آنجا می‌شد و از تسهیلات آن بهره می‌برد.



● بپرسید چرا؟

دانیل باتلر دریافت که مبلغ قبض گاز منزل او ۱۰۰ دلار بیش از مبلغی است که همیشه می‌پرداخته است. او همان موقع در خانه گشتی زد و دید که لای پنجره ای که پشت پرده است باز مانده بوده و هوای سرد به داخل خانه نفوذ می‌کرده است. گاه یک غفلت خیلی ساده، مشکلی بوجود می‌آورد که مجبورید هزینۀ آن را بپردازید. اگر باتلر به آن اضافه مبلغ اهمیت نمی‌داد و به دنبال علت آن نمی‌گشت شاید مجبور می‌شد مدتها این پول اضافه و بیهوده را بپردازد.



● هزینه‌های جاری و روزمرۀ خود را یادداشت کنید

از ماه بعد همۀ هزینه‌ها را یادداشت کنید، از مبالغ سنگین تا کوچکترین هزینه‌های روزانه. بهتر است دفترچه ای را به این کار اختصاص دهید تا بتوانید روند هزینه‌ها را مقایسه و بررسی کنید. یادداشت هزینه‌ها و مخارج، گام اول در مسیر پس انداز و کنترل مخارج است.



● برای مخارج خود حد و مرز قائل شوید

رامسی می‌گوید: "بودجه ای را برای یک ماه خود تعیین کنید. سپس این مبلغ را در یک پاکت بگذارید. وقتی پاکت خالی شد، باید خرج کردن را متوقف کنید." برنامه ریزی شما باید به گونه ای باشد که مبلغ مورد نظر در انتهای زمان تعیین شده تمام شود. توجه داشته باشید که اگر در انتهای زمان مذکور پولی برایتان باقی مانده بود، می‌توانید آن را پس انداز کنید. 

 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 14:08 ] [ shiraziha ]

ده نکته کاربردی برای کاهش هزینه های زندگی به زبان ساده

 

 

1)قبل از هر خریدی از خود بپرسید آیا این هزینه ضروری است؟ آیا از راه دیگری می توان به این نتیجه رسید؟



بعنوان مثال اگر می خواهید یک mp3 player بخرید از خود بپرسید آیا ازراه دیگری می توانم به این نتیجه برسم؟ مثلا آیا میتوانم با تلفن همراه موزیک گوش کنم؟!



2)مراقب تکنولوژی باشید،خرید کالا های جدید و نو مخصوصا در حوزه لوازم الکتریکی بسیار پر ریسک است.یکی از روش های قیمت گذاری بر روی محصولات، قیمت گذاری پر مایه و گران نام دارد.در این روش قیمت گذار برای بدست آوردن هزینه های تحقیق و ابداع کالای جدید و همچنین هزینه تبلیغات معرفی آن کالا،قیمت محصول را بالا تعیین می کند و این قیمت بالا تا زمان ورود رقیب ادامه پیدا می کند و پس از آن قیمت کالا کاهش میابد.در حوزه تلفن همراه، رایانه و محصولات الکترونیکی بسیار شاهد این نوع قیمت گذاری هستیم.مثلا قیمت یک تلفن همراه جدید بالا تعیین می شود وبعد از یک سال به احتمال زیاد شما با نصف همان مبلغ اولیه آن تلفن را می توانید بخرید.

هنگام خرید کالا های جدید از خود بپرسید آیا می توانم این خرید را یک مدت(مثلا دو ماه) به تاخیر بیاندازم؟



3)هنگامی که گرسنه هستید به خرید نروید.

وقتی گرسنه هستید تمایل بیشتری به خرید محصولات خوراکی و خوش طعم و مزه دارید،مخصوصا اینکه معمولا بسته بندی این محصولات اشتها آور طراحی می شود.



4)یک مبلغ پولی را تعیین کنید و خرید های برنامه ریزی نشده بالای آن حد را سه روز به تاخیر بیاندارید.

مثلا من تعیین میکنم اگر به یک مغازه رفتم و بدون برنامه ریزی قبلی تصمیم به خرید محصولی بالای پنجاه هزار تومان دارم ،آن خرید را سه روز به تاخیر می اندازم،بارها اتفاق می افتد که نظر شخص در این سه روز تغییر می کند یا همان کالا را با قیمت ارزان تری درجای دیگری می یابد.



5)سعی کنید همیشه پول نقد کمتری در جیبتان داشته باشید اما همیشه در کارت بانکی تان پول زیاد،همراه داشته باشید.

همراه داشتن مقدار زیاذی پول،میل به خرید شما را افزایش می دهد.بنابراین باید میزان پول نقد کیف خود را کاهش دهید،اما از طرف دیگر همراه داشتن پول باعث اعتماد به نفس می شود.بنابراین همیشه در عابر بانک خود پول داشته باشید.



6)از مکان های ارزان خرید کنید.

حتما برایتان اتفاق افتاده است که یک محصول را در دو مغازه با قیمت های بسیار متفاوتی دیده اید.بسیاری از مغازه داران برای تامین هزینه های بالای مغازه خود مثل اجاره ،مجبور می شوند قیمت بالا تری را برای اجناس خود تعیین کنند و این هزینه های اضافی را به خریداران منتقل میکنند.سعی کنید مغازه های ارزان فروش را پیدا کنید و از آنها خرید هایتان را انجام دهید.



7)خرید های اشتراکی داشته باشید.

برخی محصولات هستند که میزان استفاده از آن ها در سال محدود است.می توانید با چند تن از اقوام و یا همسایه ها این گونه محصولات را تهیه و به صورت اشتراکی استفاده کنید.مثل دریل و یا هسته گیر آلبالو



8)با دوستان خود خرید های عمده ای انجام دهید.مثلا بجای خرید دو بسته ماکارونی با دو نفر از اقوام خود یک کارتن ماکارونی بخرید و آن را بین خود تقسیم کنید.



9)خودتان به تنهایی خرید های عمده داشته باشید.

مثلا اگر خانوادتان کالایی را زیاد مصرف می کند می توانید آن کالا را بصورت جعبه ایی و کارتنی انجام دهید.البته این نکته را درنظر بگیرید که ممکن است هزینه نگهداری کالا بیشتر از آن کاهش قیت باشد.مثلا شما ممکن است یک سبد میوه را ارزانتز بخرید اما برای نگهداری آن مجبور شوید فضایی از یخچال را اشغال کنید،و یا ممکن است ضایعات داشتع باشد.



10)همیشه پول خرد همراه داشته باشید.تا به حال چند بار اتفاق افتاده است که به دلیل نداشتن پول خرد مجبور شدید خرید اضافه تری بکنید آیا مبلغی را ببخشید؟!! 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 14:02 ] [ shiraziha ]

اسراری که ثروت مندان به آن عمل می کنند و افراد فقیر آن ها را نمی دانند(1)

 

تجربه‌ نشان‌ داده‌ که‌ خیلی‌ها معتقدند وقتی‌ صحبت‌ پول‌ و خوشبختی‌ است‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ تفکرات‌مثبت‌، کارهای‌ شبانه‌ روزی‌ و نگرش‌های‌ صحیح‌ برای‌ بالا بردن‌ توان‌ پرداخت‌ قسطهای‌ آخر ماه‌کوچکترین‌ کمکی‌ نمی‌کند. حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ هشیار و ناهشیار ما همیشه‌ با میزان‌ درآمدما در حال‌ عمل‌ هستند. سعادت‌ و یا عدم‌ سعادت‌ ما، نتیجه‌ تفکر ماست‌. ذهن‌ انسان‌ و چگونگی‌باورهای‌ او تعیین‌ کننده‌ کیفیت‌ زندگی‌ اوست‌ و ذهن‌ ما بسته‌ به‌ شیوه‌ای‌ که‌ برای‌ تربیتش‌ اتخاذ می‌کنیم‌ مارا ثروتمند یا فقیر نگه‌ می‌دارد.
فقر نتیجه‌ تفکر فقیرانه‌ است‌ اگر ثروت‌ می‌خواهید نوع‌ تفکر خود را عوض‌ کنید. تصور کنید یکی‌ ازدوستانتان‌ همیشه‌ مقروض‌ است‌ و معتقد است‌ که‌ تا ابد برای‌ پرداخت‌ بدهی‌های‌ خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب‌ انجام‌ کارهایی‌ است‌ که‌ حقوق‌ و مزایای‌ بسیار کمی‌ دارند زیرا او این‌ جایگاه‌را برای‌ خودش‌ پذیرفته‌ است‌. به‌ احتمال‌ زیاد او فقط با کسانی‌ می‌تواند ارتباط نزدیک‌ داشته‌ باشد که‌ هم‌طبقه‌ خودش‌ باشند زیرا تنها در مصاحبت‌ با این‌ نوع‌ آدم‌ها احساس‌ راحتی‌ می‌کند. او به‌ خودش‌ تلقین‌کرده‌ است‌ که‌ زندگی‌ دشوار و طاقت‌ فرساست‌ و با دوستانی‌ که‌ انتخاب‌ کرده‌ دیگر کوچکترین‌ انگیزه‌ای‌برای‌ تغییر این‌ عقیده‌ ندارد. در زندگی‌ چیزی‌ را به‌ دست‌ می‌آوریم‌ که‌ انتظارش‌ را داریم‌ و بنابراین‌ فردی‌که‌ انتظار تنگدستی‌ دارد همان‌ نصیبش‌ می‌شود زیرا در مغز خود برنامه‌ای‌ دارد که‌ به‌ او می‌گوید: «هی‌، توهیچ‌ وقت‌ پولدار نمی‌شوی‌». احتمالا خود او به‌ این‌ نکته‌ پی‌ برده‌ است‌ که‌ هر وقت‌ پول‌ غیرمنتظره‌ای‌ به‌دستش‌ می‌رسد بلافاصله‌ بیرون‌ می‌رود و خرجش‌ می‌کند چون‌ فکر می‌کند که‌ حالت‌ عجیبی‌ دارد و بهتراست‌ به‌ وضعیت‌ عادی‌ یعنی‌ بی‌پولی‌ برگردد. او ممکن‌ است‌ با خودش‌ فکر کند: من‌ هیچوقت‌ پولدارنخواهم‌ شد زیرا تحصیلات‌ خوبی‌ نداشته‌ام‌. اگر تحصیلات‌ عالی‌ شرط ثروتمند شدن‌ است‌ باید تمام‌اساتید دانشگاه‌ میلیونر باشند.


و اما بسیاری‌ از تحصیلکرده‌ها هم‌ هستند که‌ همیشه‌ جیبشان‌ خالی‌ است‌ و بالعکس‌ مردم‌ کم‌ سوادی‌که‌ ثروتهای‌ افسانه‌ای‌ داشته‌اند. شاید او فکر کند که‌ برای‌ ثروتمند شدن‌ شغل‌ مناسبی‌ انتخاب‌ نکرده‌است‌ خوب‌ خیلی‌ها برای‌ شروع‌ یک‌ شغل‌ مکمل‌ هم‌ پیدا می‌کنند و یا کار خود را عوض‌ می‌کنند. ممکن‌است‌ دوست‌ شما فکر کند که‌ زمان‌ کلید حل‌ این‌ شکل‌ باشد. او فکر می‌کند که‌ وقت‌ کافی‌ برای‌ ثروتمندشدن‌ ندارد در این‌ صورت‌ باید گفت‌ که‌ همه‌ ما همین‌ زمان‌ را در اختیار داریم‌ بیست‌ و چهار ساعت‌ درشبانه‌ روز! نه‌ بیشتر و نه‌ کمتر. اما واقعا باید چکار کنیم‌؟
در قدم‌ اول‌ باید بدانید که‌:


۱ – برای‌ کسب‌ ثروت‌ نیاز به‌ تصمیم‌گیری‌ وجود دارد باید خود را متعهد به‌ انجام‌ تلاشهای‌ لازم‌ دراین‌ زمینه‌ کنید. گرچه‌ تلاش‌ از اهمیت‌ فوق‌ العاده‌ای‌ برخوردار است‌ اما این‌ تلاش‌ باید با دیدگاه‌ مناسب‌و صحیح‌ همراه‌ باشد.


۲ – اول‌ پس‌ انداز کنید، بعد خرج‌ کنید. فقرا برعکس‌ عمل‌ می‌کنند آنها اول‌ خرج‌ می‌کنند و بعد نقشه‌پس‌ اندازه‌های‌ آینده‌ را می‌کشند. برای‌ رسیدن‌ به‌ ثروت‌ باید برنامه‌ای‌ داشت‌ و آن‌ را اجرا کرد.


۳ – به‌ بررسی‌ زندگی‌ افراد ثروتمند بپردازید. مدتی‌ از وقت‌ خود را با ثروتمندان‌ بگذرانید و ببینید که‌چه‌ فرقهایی‌ با شما دارند و نکات‌ جالب‌ و مثبت‌ آنها را جذب‌ کنید و واقع‌ بین‌ باشید.


۴ – از دیگران‌ کمک‌ بخواهید. وقتی‌ مردم‌ ببینند که‌ شما برای‌ کمک‌ به‌ خود مصمم‌ هستید آنها نیزبرای‌ کمک‌ به‌ شما بسیار مستعد می‌شوند. باید بدانیم‌ که‌ چگونه‌ از دیگران‌ کمک‌ بگیریم‌.


۵ – مرتبا برای‌ خود خاطرنشان‌ کنید که‌ شایسته‌ ثروت‌ و قدرت‌ هستید.


۶ – گاهی‌ اوقات‌ برای‌ خود پول‌ خرج‌ کنید. بخشی‌ از روند رسیدن‌ به‌ استقلال‌ مالی‌ فهمیدن‌ این‌ نکته‌است‌ که‌ شما استطاعت‌ پول‌ خرج‌ کردن‌ برای‌ خودتان‌ را دارید و از پولی‌ که‌ دارید لذت‌ می‌برید و این‌انگیزه‌ای‌ بیشتر برای‌ پولسازی‌ خواهد بود.


۷ – نقشه‌ بریزید و هدفهای‌ خود را مشخص‌ کنید.


۸ – به‌ سه‌ دلیل‌ زیر همیشه‌ مقداری‌ پول‌ همراه‌ خود داشته‌ باشید:
الف‌ – احساس‌ ثروت‌ بیشتر می‌کنید.
ب‌ – به‌ پول‌ داشتن‌ عادت‌ می‌کنید.
ج‌ – اعتماد به‌ نفس‌ بیشتر پیدا می‌کنید. همچنین‌ به‌ این‌ ترتیب‌ ترس‌ خرج‌ کردن‌ پول‌ را از دست‌می‌دهید.
بعضی‌ها می‌گویند: من‌ نمی‌توانم‌ پول‌ با خودم‌ حمل‌ کنم‌ زیرا بلافاصله‌ خرجش‌ می‌کنم‌. خوب‌ اگروقتی‌ پول‌ در جیب‌ شماست‌ و به‌ خود اطمینان‌ ندارید چطور می‌توانید انتظار ثروتمند شدن‌ را داشته‌باشید؟


۹ – به‌ هر مبارزه‌ای‌ با شور و شوق‌ و تعهد یورش‌ ببرید.
ثروتمندان‌ می‌دانند که‌ پولسازی‌ واقعی‌ تنها وقتی‌ شروع‌ می‌شود که‌ کار کردن‌ به‌ خاطر پول‌ کنارگذاشته‌ شود.


۱۰ – فقر یک‌ بیماری‌ روانی‌ است‌ که‌ مانند بسیاری‌ از بیماری‌های‌ دیگر برای‌ کسانی‌ که‌ معتقد به‌درمان‌ پذیری‌ آن‌ هستند قابل‌ علاج‌ است‌ و مانند هر بیماری‌ دیگر برای‌ درمان‌ آن‌ نیاز به‌ تلاش‌، ابتکار وشهامت‌ وجود دارد.
خیلی‌ جالب‌ است‌ اگر بدانید که‌ تقریبا تمام‌ آدم‌های‌ شاد و ثروتمند زمانی‌ در زندگی‌ خود این‌ بیماری‌را شکست‌ داده‌اند، پس‌ شما هم‌ می‌توانید. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:59 ] [ shiraziha ]

 

 

اهمیت علاقه به کار

 

مارك البیون در كتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگی و امرار معاش» ، درباره یك مطالعه آشكاركننده از سوداگرانی می نویسد كه دو مسیر كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی كرده اند.



وی چنین می گوید:یك بررسی از فارغ التحصیلان دانشكده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند.



گروه الف: كسانی بودند كه گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. یعنی اول مشكلات مالی خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.



گروه ب : شامل كسانی بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.



چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، كسانی كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل یا 1245 نفر را تشكیل می دادند. گروه ب « اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند.



پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در كل این دو گروه به وجود امده بود كه یك نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند … 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:57 ] [ shiraziha ]

از مشتریانتان قدردانی کنید.

 

شب گذشته منزل یکی از اقوام مهمان بودم.یکی از افراد حاضر در مهمانی به همراه خانواده اش به پر کردن جدول علاقه خاصی داشتند، و در مسابفات مختلف مجلات جدول شرکت می کردند.

در میان صحبت ها از او پرسیدم تا به حال در این مجلات جایزه ایی هم بردید؟

در جواب گفت نه اما اسم هایمان تا به حال چندین بار در این مجلات چاپ شده است.

ادامه داد : فقط یک بار که شرکت گلرنگ با موضوع حفاظت از محیط زیست مسابقه نقاشی برای بچه ها برگزار کرده بود ،بچه هایم نقاشی کشیدند و ارسال کردند.بعد از یک مدتی اگر چه برنده نشده بودند اما یک تقدیر نامه از سوی شرکت گلرنگ بابت شرکت در مسابقه به نام بچه ها آمده بود.

نکته ایی که برای من جلب توجه کرد این بود که می گفت از آن روز به بعد من جرات ندارم به جز گلرنگ شوینده دیگری بخرم !!!چون بچه ها به شدت به مارک گلرنگ علاقه پیدا کرده اند.

همواره از مشتریانتان تقدیر و تشکر کنید.با تشکر به آنها می فهمانید که ارزش خرید آنها درک می کنید و برایتان مهم هستند.مناسبت های مختلف و روزهای مهم زندگی شان را تبریک بگوید و خود را در شادی آ نها سهیم کنید.با این کار وفاداری آن ها را برای همیشه جلب می کنید.

یادتان باشد : در بازار رقابتی امروز مشتریان وفادار مانند گنجی تمام نشدنی هستند.



(کپی مطلب با ذکر نام و لینک سایت مجاز است)

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:53 ] [ shiraziha ]

 

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود.

مدیر فروشگاه به او میگوید: “یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم”.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.

مدیر با تعجب گفت: “تنها یک فروش؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟”

پسر گفت: ” ۱۳۴۹۹۹ دلار”.

مدیر تقریبا فریاد کشید: “۱۳۴۹۹۹ دلار؟ مگر چه فروخته ای؟”

پسر گفت: “اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.

یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟

گفت: “خلیج پشتی”.

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟

که گفت: “هوندا سیویک”.

پس من هم یک بلیزر ۴WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: “او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟”

پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس آخر هفته ات خراب شده!!!

بیا یک برنامه ماهیگیری برایت ترتیب بدهیم!

می دانید دلیل این موفقیت بی نظیر چه بود؟

احترام به مشتری، حس کمک کردن به مشتری، هم درد بودن با مشتری. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:50 ] [ shiraziha ]

 

بسیاری از فروشندگان از شنیدن پاسخ منفی هراس دارند .این ترس باعث می شود بسیاری از فرصت های بالقوه برای معامله را از دست بدهند.در این مطلب می خواهم دو نكته اساس در این رابطه را بیان كنم:

اولین نكته ایی كه باید بدانید :

شنیدن پاسخ منفی درآمد شما را افزایش میدهد.



حتما از خودتان می پرسید چطور ممكن است؟؟مگر می شود؟؟

فرض كنید شما در روز باید 20 تماس تلفنی بگیرید،از این 20 تماس تلفنی به طور متوسط 5 تماس به ملاقات حضوری منتهی می شود و شما در نهایت می توانید به یك نفر از آن پنج نفر ،محصول خود را بفروشید.

خیلی خوب پس زودتر آن بیست تماس را بگیرید!در حقیقت هر پاسخ منفی ،شما را یك گام به مشتری نهایی نزدیك تر می كند.

شنیدن پاسخ منفی بخشی از فرآیند فروش است.تنها یك راه برای نشنیدن پاسخ منفی در فروشندگی وجود دارد و آن این است كه هیچ تماسی نگیرید،با هیچ كسی ملاقاتی نكنید و در نهایت هیچ محصولی نفروشید.

نكته دیگری كه باید بدانید این است كه هرگز پاسخ منفی شخص مقابل را شخصی تلقی نكنید.پاسخ منفی و (( نه )) گفتن فرد،(( نه )) به شما نیست بلكه (( نه )) به معامله است.افراد به دلایل مختلفی ممكن است محصولی را خریداری نكنند، مثلا بودجه كافی ندارند،محصول مشابه را دارند یا اصلا با یكی از دوستان صمیمی خود معامله می كنند.

در نهایت باید این نكته را بدانید كه حتی برچسته ترین فروشندگان نمی توانند در تمام فروش های خود موفق باشند 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:49 ] [ shiraziha ]

 

مشتریان خود را اولویت بندی کنید.

کسی که اولین بار جمله همیشه حق با مشتری است را مطرح کرده است شاید هرگز با مشتریان پر مدعا روبرو نبوده است ؛ با مشتریان ضعیفی که در قبال سود کمی که به کسب و کار ما می رسانند (اگر سودی برسانند!) انتظارات و توقعات فوق العاده ایی دارند که هر چقدر هم تلاش کنیم نمی توانیم آن ها را قانع و راضی نگاه داریم.

این نکته را در نظر داشته باشید :
ظرفیت سود آوری همه مشتریان یکسان نیست.

قانون 20 / 80 را یادآوری می کنم:

80 درصد فروش شما به 20 درصد مشتریان بستگی دارد.

اگر کل روز های کاری را 250 روز در نظر بگیریم و به ازای هر روز 8 ساعت کار کنیم در مجموع ما 2000 ساعت برای فروش در سال وقت داریم.حال اگر زمان لازم برای آماده سازی قبل از مذاکره و زمان مورد نیاز برای ارائه خدمات پشتیبانی به مشتری را در نظر بگیریم،می بینیم که آن قدر زمان نداریم که بخواهیم خواسته همه مشتریان را برآورده کنیم.

شما می توانید انتخاب کنید که بیشتر کار کنید و کمتر درآمد داشته باشید یا کمتر کار کنید و بیشتر درآورید.

هم اکنون در مورد مشتریان خود تصمیم بگیرید،با استفاده از معیار های زیر می توانید مشتریان خود را طبقه بندی کنید:

ظرفیت برگشت بالقوه آن ها(در مقابل میزان سرمایه مالی ،وقت و انرژی که برای آن ها صرف می کنید چه میزان برای شما سود آوری دارند؟)

هزینه لازم برای نگهداری و ارائه خدمات پشتیبانی به آن ها

میزان همکاری و شکیبایی که از خود بروز می دهند.

در مورد مشتریان باقیمانده می توانید یکی از سه انتخاب زیر را داشته باشید:

1) از آن ها برای تمرین استفاده کنید.
شما نیاز به افرادی دارید که بتوانید آموخته های بازار یابی خود را بر روی آن ها آزمایش کنید.اگر خرابکاری کنید چیز زیادی را از دست نمی دهید.

2) قیمت را برای آن ها افزایش دهید.

3) آن ها را کنار بگذارید.
کنار گذاشتن مشتری بدان معنا نیست که از یک رویکرد غیر حرفه ایی استفاده کنید.برای این کار لازم است که با مشتری یک مذاکره صادقانه و صریح داشته باشید.شما با یکدیگر توافق می کنید که نمی توانید در حال حاضر همکاری داشته باشید.این نکته را از یاد نبرید که هر مشتری کوچک امروز ممکن است روزی بزرگ شود!

تذکر :
گاهی اوقات مشتریانی وجود دارند که شرکت با سود پایین یا حتی ضرر به آن ها خدمات می دهد.این کار دلایل مختلفی می تواند داشته باشد؛مثل درج نام آن ها در رزومه شرکت یا دلائل سیاسی و .... 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:47 ] [ shiraziha ]

ارزش مشتری

 

ارزش یک مشتری چقدر است؟

ارزش یک مشتری عبارت است از جریان درآمد و هزینه ایی که مشتری در طول عمر خود به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برای ما ایجاد می کند.

این تعریف زوایایی دارد که در ادامه مطلب آن ها را با شما مرور می کنم.

در درجه اول باید در نظر داشته باشیم که هر مشتری برای ما هم درآمد دارد و هم هزینه.ما در کنار درآمدی که از هر مشتری کسب می کنیم برای ارائه کالا و خدمات به وی باید هزینه بپردازیم مثل هزینه مالی،وقت ،انرژی و ....



یک مشتری سود آور مشتری است که جریان درآمدی که برای ما ایجاد می کند بیش از جریان هزینه ایی وی باشد.



از آن جایی که منابع ما محدود است ما باید مشتریان خود را طبقه بندی کنیم و یک یا چند طبقه را انتخاب کنیم و به آن ها خدمات ارائه بدهیم.برای اطلاعات بیشتر در این رابطه می توانید این پست را بخوانید.

در درجه دوم باید این نکته را در نظر داشته باشیم که مشتری یک طول عمر دارد .در هنگام فروش محصول خود نباید فقط به سودآوری مشتری در یک معامله خاص توجه داشته باشیم بلکه باید طوری عمل کنیم که در طول عمر مشتری حداکثر سود را به سوی خود جلب کنیم.جالب است بدانید بسیاری از شرکت ها با حساب باز کردن بر روی سود خدمات پس از فروش ،محصول خود را با سود اندک و یا اصلا بدون سود به فروش می رسانند .

در درجه سوم باید بدانیم مشتری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برای ما سود آوری ایجاد میکند.مشتری هم ممکن است خودش از ما خرید کند و هم کسب و کار ما را به دیگران معرفی کند. در این جا توجه به قانون 3/11 ضروری است.این قانون می گوید هر مشتری راضی ،رضایت خود را به 3 نفر منتقل می کند و عدم رضایت خود را 11 نفر !!!
و این اهمیت دقت در خدمات رسانی به مشتریان و تامین رضایت آن ها را می رساند. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:45 ] [ shiraziha ]

یادگیری در بازاریابی و فروش

 

وقتی از بسیاری افراد سابقه كاریشان را می پرسم جواب هایی مثل این ها را می شنوم: حدود 30 سال است در اینكار تجربه دارم یا این شغل ابا و اجدادی ماست،پدر و پدر بزرگم هم همین شغل را داشتند. وقتی كمی در كسب وكار آن ها دقیق می شوم می بینم كاملا درست می گویند و دلیلم هم این است كه می بینم از همان روش كسب وكار 30 سال پیش استفاده می كنند !

سابقه و تجربه از عوامل فوق العاده مهم در كسب وكار می باشد.اما این سابقه زمانی تاثیر گذار است كه شما هر روز پیشرفت كرده باشید و راه های جدید تر و موثرتری برای ارائه محصول و خدمات خود كشف كرده باشید.نه این كه دقیقا از همان راه كار های قدیمی اسفاده كنید.نكته ایی مهم این است كه شما اگر همیشه از یك راه استفاده كنید همیشه همان نتیجه قبلی را می گیرید و امروزه با توجه به پیشرفت روز افزون تكنولوژی و همچنین رقبای قدرتمند ، حتی همان نتیجه قبلی را نمی گیرید.همین دلیل ساده باعث شده است شاهد سقوط كسب و كار ها و برندهایی باشیم كه روزی سرآمد بازار بوده اند.

نقطه ایی كه یك فواره از حركت می ایستد سقوط می كند.

یك فروشنده و بازار یاب واقعی همواره خود را دانشجو می داند و در حال یادگیری می باشداو می داند زمانی كه از یادگیری دست بر دارد از همان روز مرگ او آغاز شده است.

منابع مختلفی برای یادگیری وجود دارد از جمله:

كتاب:كتاب ها خلاصه ایی از تجربیات و مطالعات نویسنده هایشان هستند.شما با مطالعه آن ها می توانید با پیروی از راه های موفقیت شان و همچنین درس گرفتن از تجربیاتشان راه موفقیت خود را هموار كنید.پیشنهاد می كنم در زمینه بازاریابی،فروشندگی ،روانشناسی،مدیریت ،كامپیوتر و حسابداری مطالعه كنید.

مجلات:مجلات صنف خود را مطالعه كنید.با مطالعه این مجلات از آخرین تحولات صنعت خود آگاه می شود.حتی توصیه می كنم مجلات صنف مشتریانتان را مطالعه كنید.بدین وسیله بهتر می توانید نیاز های آن ها را كشف كنید و به آن ها مشاوره بدهید.

رقبا: از رقبای خود تقلید آگاهانه داشته باشید.نقاط قوت آن ها را كشف و در خود ایجاد كنید.

اینترنت: با استفاده از اینترنت می توانید از آخرین تحولات صنعت خود در سراسر جهان آگاه شوید.

مشتریان: من شخصا بسیاری از نكته ها را از افراد حاضر در كلاس هایم آموخته ام. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:44 ] [ shiraziha ]

درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران