نويسندگان

برای سرمایه گذاری موفق 8 قانون زیر را آویزه گوش تان کنید

 

 

 

 

 

سرمایه گذاری خوب و مطمئن هم مثل هر کار و پیشه دیگری نیازمند دانستن اصول و برنامه ریزی است و کسی می تواند ادعای انجام سرمایه گذاری موفق داشته باشد که از اصول آن پیروی کند.


آنچه در این گزارش پیش روی شماست، اصولی کلی و بسیار مهم است که رعایت آنها راه را برای سرمایه گذاری خوب و مطمئن باز می کند:



1 - تلاش نکنید آینده را حدس بزنید
یادگیری پذیرش آنچه در آینده اتفاق می افتد، بسیار مهمتر از تلاش برای حدس زدن و پیش بینی آینده ای است که هنوز نیامده است.

 



2 - اهمیت پس انداز از سرمایه گذاری بیشتر است
خیلی ها هستند که دائم استرس این را دارند که آیا سرمایه گذاریِ درستی انجام داده اند یانه، این در حالی است که افراد دور اندیش بیشتر به این فکر می کنند که چگونه پس انداز کنند تا در روزهای نیاز از آن استفاده کنند.

 



3 - اخبار مهم را پی بگیرید
نمی شود بخواهید جایی سرمایه گذاری کنید و خبر از چند و چون ماجرا و وضعیت بازار و مسائلی از این دست نداشته باشید. بخش های خبری گوناگون، روزنامه ها و از همه راحتتر سایت های اینترنتی همگی امکاناتی هستند که شما برای سرمایه گذاری بهتر باید از آنها استفاده کنید.



4 - تیز هوشی ذاتی از زبل بودن سر کلاس مهمتر است
از بین دو سرمایه گذار که یکی صرفا با آموزش های کلاس و کتاب و درس پیش می رود و دیگری تلاش می کند به حس و درک و استعداد و پشتکار خود تکیه کند، اصولا دومی موفقتر است.



5 - پیش از سرمایه گذاری با دیگران درباره اش صحبت کنید
مشورت، عنصر و المان مهم در هر کاری است که متاسفانه از سوی خیلی ها نادیده گرفته می شود. استفاده از تجربه دیگران رایگان است، آن را از دست ندهید.



6 - بسیاری از مشکلات مالی نتیجه شک و تردید هستند
لطفا اگر تصمیم به سرمایه گذاری می گرید، اول از آن مطمئن شوید و بعد قدم در مسیر آن بگذارید. تردید، عنصر ویرانگری است که تنها می تواند سرمایه گذاری شما را خراب و آنچه دارید را از شما بگیرد.



7 - گذشته ها گذشته، فراموششان کنید
آنچه در گذشته اتفاق افتاده، مربوط به همان زمان است و اگر کسی در گذشته سرمایه گذاری ناموفقی را انجام داده، دلیلی ندارد که سرنوشت شما هم مثل او شود.



8 - سرمایه گذاری بی نقص وجود خارجی ندارد
فکر اینکه سرمایه گذاری را انجام دهید که هیچ مشکلی در مسیر آن پیش نیاید و از هر لحاظ کامل و بی نقص باشد، تنها وقت تلف کردن است. به جای این رویاپردازی ها تلاش کنید که بیاموزید، چالش ها را چگونه از سر راه بردارید.

 

 

 


 

[ پنج‌شنبه 17 اسفند 1391 ] [ 20:14 ] [ shiraziha ]

5 اصل شکست در امور مالی

 

 

گاهی اوقات اشتباهات کاملا مشهودی را در زندگی برای بارها و بارها تکرار می کنیم. سرمایه گذاری نیز از این امر مستثنی نیست. افرادی که معمولا دارای حافظه خوبی نیستند، یک اشتباه را به کرات در مورد مسائل اقتصادی تکرار می کنند.

اگر شما در مورد اصول ابتدایی علوم اقتصادی آگاهی کاملی نداشته باشید، سرمایه گذاری برای شما تبدیل به یک امر پیچیده می شود. هر کس برای بهره مندی از آینده ای روشن تر، باید از همین حالا راه و روش صحیح سرمایه گذاری را بیاموزد. خیلی ها سفارش می کنند که چه کنید تا سرمایه گذار موفقی باشید، اما این مطلب می گوید اگر چه کاری انجام دهید، در سرمایه گذاری شکست می خورد.

سردرگمی بین کوتاه مدت و بلند مدت
فنونی وجود دارند به نام فنون مدیریت فعال که با استفاده از آن می توان برای خرید یا فروش کالای سرمایه ای تصمیم گرفت، ولی گاه پیش می آید که با رعایت آنها هم سرمایه گذاران ضرر می کنند. مثلا مشاهده می شود که بعضی از سرمایه گذاران هنگامی که قیمت ها پایین آمده و احساس می کنند پول خود را از دست داده اند، شروع به فروش می کنند و زمانی که وضع بازار خوب است و قیمت ها بالاست، اقدام به خرید می کنند. برخی از کارشناسان معتقدند: «یکی از بزرگ ترین اشتباهات زمانی پیش می آید که به سرمایه گذاری بلندمدت خود با دید کوتاه مدت
نگاه کنید.»
آنچه بیشتر مردم انجام می دهند این گونه است. وقتی مردم تصمیم به فروش می گیرند که بازار خراب است و خریدار کم، اما زمانی می توان به قیمت خوب فروخت که بازار در شرایط خوبی باشد. در این شرایط باید سوال کرد: چگونه می خواهید سرمایه خود را بازیابید، در حالی که سرمایه گذاری خود را تبدیل به پول نقد کرده اید. پول در شرایط عادی صرف نظر از تغییرات بازار، می تواند متوسطی از ارزش را به شما بدهد.» اگر شکنندگی بازار شما را نگران می کند، با یک مشاور سرمایه گذاری مشورت کنید تا شما را درباره وضعیت بازار راهنمایی کند، اما در کنار آن به اندازه کافی درباره کاری که می خواهید انجام دهید تحقیق کنید تا بدانید مشاور شما کفایت لازم را دارد؟

وفاداری به سرمایه گذاری های طولانی
همانطور که یک بوکسور باید بداند چه زمانی باید ضربه بزند و چه موقعی عقب بکشد، یک سرمایه گذار هم باید یاد بگیرد چه موقع کنار بکشد. همیشه سرمایه گذاری ها منجر به سود نمی شوند. باید بتوانید بر احساسات خود غلبه کنید تا اشتباهات خود را شناسایی کنید و جلوی ضرر را بگیرید. این اصل را به یاد داشته باشید دچار طمع نشوید! اگر دیدید از سرمایه گذاری شما بوی خوشی نمی آید، هیچ گاه نشانه های خوبی از آن شنیده نمی شود. آن را ۱۰ سال نگه ندارید، چون همه پولتان را از دست خواهید داد.

خرید نسیه
نسیه خرید کردن؛ یعنی پول مصرف امروز را فردا دادن. باید مواظب این روش بود. در دنیا نیز نسبت به روش های اعتباری خرید هشدار می دهند. خرید کردن توسط اعتبار، یعنی خرج کردن پول فردا به خاطر هوس امروز! معمولا خرج کردن به این روش منجر به پشیمانی می شود و نتیجه آن یک دور باطل از بدهکاری است. کاری نکنید که درآمد امروز به خاطر ولخرجی های دیروز مصرف شود.» راه حل رهایی از این سیاه چال، کم کردن مخارج غیرضروری و کمی صرفه جویی است، تا اینکه بدهی ها حل شوند، ولی تجربه نشان داده کسی که در چاله خرید با اعتبار گیر می کند، به ندرت می تواند از آن خارج شود. تعادلی بین بدهی ها و هزینه های کنونی برقرار کنید؛ به طوری که پس از مدتی این بدهی ها را صاف کنید و در عین حال خیلی زیر فشار نباشید. اگر اکنون بتوانید برای خرید چیز هایی که هوس کرده اید بخرید، کمی صبر کنید در آینده هم اعتبار خود را خواهید داشت و می توانید از آن استفاده کنید، با این تفاوت که کمتر بدهکار خواهید بود. همیشه استفاده از اعتبار را به تعویق بیندازید و هر بار بگویید دفعه بعد با آن خرید می کنم دفعه بعد و دوباره دفعه بعد.» شما هنوز هم می توانید خوش باشید، ولی ابتدا پس انداز خود را کنار بگذارید. به این روش هزینه بلندمدت شما کاهش خواهد یافت.

گرفتن وام های با بهره بالا
شاید دلیل خوبی برای گرفتن وام داشته باشید، اما یک لحظه فکر کنید که نتوانسته اید اقساط خود را بپردازید و مامور بانک در راه خانه شماست تا آن را مصادره کند! تصفیه یک وام زمان زیادی می خواهد. اگر می توانید با بهره پایین تر وام خود را تصفیه کنید و سعی کنید برای خرید های بزرگ خود به اندازه کافی پس انداز کنید. برای این منظور می توانید یک حساب پس انداز اضطراری باز کنید. تا اینکه وامی بگیرید که عرصه را بر شما تنگ کند. اگر مجبورید وام بگیرید پس از اینکه به اندازه کافی پس انداز کردید، می توانید کمتر وام بگیرید و بهره کمتری هم بپردازید. پس انداز شما می تواند به صورت طلا، نقره یا سهام باشد که در شرایط تورمی بالا این راه ها بیشتر توصیه می شوند. بهترین کار این است که حسابی باز کنید که نتوانید از آن پول بردارید، ولی بتوانید به صورت ماهیانه در حساب خود پس انداز کنید. برای آینده ای راحت تر پس انداز کنید تا از چپاول حسابتان توسط خودتان جلوگیری کنید.

اعتماد به افراد با مهارت های محدود
نمی توان از کسی که دانش لازم را ندارد برای سرمایه گذاری کمک گرفت و به نصایح او گوش داد. افراد معمولی معمولا بازیچه حرفه ای ها یا قربانی طمع خود هستند. البته برخی مواقع این افراد شاید مهم باشند، اما در عرصه سرمایه گذاری متخصص نباشند؛ بنابراین اعتماد به افراد غیرمتخصص هزینه دارد. اگر در دام چنین نصایحی افتادید، شاید بهترین راه قبول مشکل باشد. باید آن را به عنوان یک درس دردناک قبول کنید. به این امید که این درس برای شما خیلی گران تمام نشود. درباره سرمایه گذاری خود دوباره تحقیق کنید و با توجه به شرایط خود که آیا می خواهید در بلندمدت یا کوتاه مدت سرمایه خود را بازیابید، بهترین تصمیم را بگیرید، اما برای دفعه بعد که می خواهید سرمایه گذاری کنید علاوه بر اینکه از کمک افراد حرفه ای بهره می برید، باید در مورد سرمایه گذاری تان خودتان هم تحقیق کنید و ببینید اکنون شرایط بازار چگونه است؟ شرایط تاثیرگذار بر آن چه هستند؟
اگر سهام شرکتی را می خرید درباره وضعیت شرکت، درآمدها و نحوه مدیریت آن اطلاعاتی به دست آورید.

آیا بازار آنها رو به رشد است؟ آیا اکنون در بازار موفق عمل می کنند و این موفقیت در آینده هم ادامه خواهد داشت؟ آیا بزرگان سرمایه تمایلی به خرید این سهام دارند؟ اگر برای کالای سرمایه ای پول خود را می دهید، آیا این کالا تاییدیه های لازم را دارد؟ آیا شرکتی که به شما محصول خود را عرضه می کند، گواهینامه معتبر دارد؟ آیا تولید کننده آن برای همه کالا های خود گواهینامه معتبر دارد؟ 

[ سه‌شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 08:31 ] [ shiraziha ]

 

تکنیک های فروش در دوران بحران

 

 

 

 

با توجه به بحران اقتصادی سال نود ویک ،بسیاری از شر کتها با مساله کاهش فروش روبرو شده اند.به نظر می رسد حفظ سهم از بازار در این سال خیلی مهم تر از افزایش فروش باشد.به عنوان مثال اگر شرکت ما در سال نود ،ده درصد سهم بازار را داشته باشد در سال نود یک هم باید تلاش کند همان ده درصد را حفظ کند(اگرچه ده درصد سهم بازار سال نود و یک از ده درصد سال نود کمتر می باشد.)



یکی از تکنیک های فروش در بحران قیمت گذاری جعبه ای ویسته ای می باشد.شما می توانید چنین کالا یا خدمت را در داخل یک بسته پیشنهادی به مشتریان ارئه کنید.به مثال های زیر توجه کنید:


یک آژانس مسافربری در کنار بلیط رفت و برگشت هواپیما محصولات دیگری نظیر رزرو هتل،صبحانه،نهار،شام،گشت داخل شهر و غیره را ارئه می کند.به نظر می رسد او یک محصول به مشتری فروخته است اما در حقیقت چندین محصول به مشتری ارائه شده است.

 


یک آرایشگاه می تواند مجموعه خدمات خود را در قالب یک بسته بفروش برساند.
در حوزه لوازم آرایشی می توان چندین محصول را در قالب یک بسته بفروش رساند.

 


یک آموزشگاه کامپیوتر می تواند چندین دوره پیشنهادی را در قالب یک دوره ثبت نام کند. یا با ارائه همزمان کتاب و سی دی آموزشی فروش خود را بالا تر ببرد.



و ....

در این رابطه رعایت چندین نکته ضروری می باشد:



1)قیمت پیشنهادی بسته باید از جمع تک تک قیمت های محصول داخلی کمتر باشد.

2)تفاوت قیمت جالب توجه باشد و مشتری را به تحریک وا دارد.

3)پیشنهاد می شود در صورتی که محصول فیزیکی است، بسته بندی زیبا برای آن در نظر گرفته شود.

4)پیشنهاد می شود محصولات بسته مکمل هم باشند. 

[ سه‌شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 08:27 ] [ shiraziha ]

 

«بازاریابی و فروش تلفنی»

 

«بازاریابی و فروش تلفنی»، یکی از رایج‌ترین ابزارهای بازاریابی و فروش و یک دانش علمی به‌همراه پشتوانه‌های تجربی و مهارت‌های عملی‌ست که تنها افراد واجد شرایط و شرکت‌های پرقدرت برای رونق‌بخشیدن به فعالیت‌های بازاریابی و فروش، قادرند به بهترین نحو از این ابزار کارآمد و پرسود، بیش‌ترین درآمدها را کسب کنند.

 




گام‌های طلایی برای بازاریابی و فروش تلفنی
- به تعهدتان در مقابل مشتری، پایبند باشید و از دادن وعده‌ی بی‌پایه، خودداری‌کنید.
ادعایی کنید که می‌توانید از پس آن برآیید. در دنیای امروز، صداقت و پیگیری، از مهم‌ترین کارکردهای جذب و حفظ مشتری‌ست.
- همیشه پس از مشتری، گوشی را بگذارید.
مواردی پیش‌می‌آید که بعد از اتمام مکالمه و خداحافظی و هنگامی که شما در حال گذاشتن گوشی روی تلفن هستید، ناگهان مشتری چیزی را به‌یاد می‌آورد و می‌خواهد آن را با شما در میان بگذارد اما شما متوجه صدای او نمی‌شوید و گوشی را می‌گذارید. بهتر است برای جلوگیری از چنین حالتی و رعایت بیش‌تر ادب و احترام به مشتری، پس از این‌که صدای قرارگرفتن گوشی او و قطع مکالمه را شنیدید، گوشی خودتان را روی تلفن قراردهید.




- یادگیرنده باشید و مهارت خویش را با تمرین و تکرار ارتقا دهید.
برای این‌که از قافله‌ی پیشرفت عقب نمانید، مدام باید برای آموزش خویش وقت بگذارید و هزینه کنید و این‌ها را سرمایه‌گذاری روی خودتان بدانید.



- حد تعادل را در رفتارتان رعایت کنید.
برای فروش‌های زیاد، مغرور نشوید و به‌هنگام فروش‌های کم نیز دلسرد نگردید. غرور و دست‌کم گرفتن خویش، هر دو دام‌های خطرناکی‌ست که پیش روی بازاریابان و فروشندگان قراردارد.




- مشاوری متخصص و امین برای مشتری باشید.
در حرفه‌ی بازاریابی، پیش از این‌که بتوانید شرکت و محصولی را به مشتری معرفی کنید، باید قادر باشید خودتان را در دل مشتری جاکنید، به‌نحوی که او پذیرا و دوستدار شما باشد. البته مشتریان انتظار دارند علاوه‌بر اعتمادی که در آنان ایجاد می‌کنید، در کارتان نیز مسلط باشید و بتوانید به‌عنوان مشاوری متخصص و امین، پاسخ‌گوی سؤالات‌شان باشید، پس بهتر است بیش‌تر درباره‌ی مشتری صحبت کنید تا درباره‌ی خودتان! این یکی از رموز موفقیت است.




- روحیات مشتریان را درک کنید؛ قرارنیست همه‌ شبیه هم باشند.
مشتریان، روحیات و حالات متفاوتی دارند؛ بعضی با اشتیاق و علاقه‌مند هستند و با تمام وجود در روند مذاکره شرکت می‌کنند، بعضی بی‌تفاوت و خنثی هستند، برخی خسته و غیرعلاقه‌مند و گروهی نیز تحت فشار و پرمشغله. با شرکت در کلاس‌های روان‌شناسی، ارتباط با مشتری، تیپ‌های شخصیتی و موقعیتی مشتریان را بشناسید و در جهت هماهنگ‌کردن خودتان با آنان گام‌بردارید.




- بیش از 6 زنگ، منتظر مشتری نمانید.
اگر به تلفن مشتری زنگ می‌زنید و او گوشی را برنمی‌دارد، حداکثر تا 6زنگ منتظر بمانید، در غیراین‌صورت، یا مشتری در محل کار خود حضور ندارد یا فعلاً امکان پاسخ‌گویی ندارد. بیش از این وقت را تلف نکنید، با سایر مشتریان تماس بگیرید و سپس در فرصتی دیگر، دوباره با آن مشتری تماس حاصل کنید.




- مشتریان، جایزه و هدیه را دوست‌دارند.
برای این‌که مشتری را شادمان سازید و او را به شرکت و خودتان وفادار کنید، پس از خرید، یک محصول یا خدمات اضافه که انتظارش را نداشته، تقدیمش کنید. هدیه‌ی غیرمنتظره‌ی رایگان، علاقه‌ی او را زیاد می‌کند.



- پیگیر باشید.
پیگیری، نشانه‌ی جدیت در خدمت به مشتری‌ست، هم‌چنین میزان علاقه‌مندی به حرفه و کار شما را نشان‌می‌دهد. به درخواست‌های مشتری، سریع پاسخ دهید؛ پاسخ سریع، از، هدررفتن فروش جلوگیری می‌کند. پیگیری کنید و اگر سؤال دیگری دارد، پاسخ دهید، حتی از او درخواست وقت ملاقات حضوری نمایید تا توضیحات بیش‌تر را حضوراً به اطلاعش برسانید.


ادامه دارد... 

[ سه‌شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 08:15 ] [ shiraziha ]

رهنمودهایی مهم برای پس انداز کردن پول!

با استفاده از چند رهنمود ساده خواهید توانست مسیر مصرف پول نقد خود را تعیین و کنترل کنید



● از هدر رفتن پول جلوگیری کنید

همیشه مقدار زیادی از پول‌های ما صرف خریدها و هزینه‌های مازاد می‌شود مثل هزینه‌های اضافی برای خدماتی که از آن استفاده نمی‌کنیم ، هزینه‌های خرید موادغذایی که دور ریخته می‌شوند، خرید کیسه‌های خرید بزرگ برای خرید‌های بی برنامه یا خرید‌های مختصر. به این موارد و موارد متعدد مشابه آن خرید مازاد نگویید، اسم واقعی این کار ، هدر دادن پول است.

این موارد پول را از جیب شما خارج می‌کنند و شما حتی نمی‌فهمید که این پول کجا رفت و صرف چه چیزی شد. دیو رامسی ، نویسندۀ کتاب "واگذاری کل پول"، می‌گوید : "این هزینه‌ها هرکدام به تنهایی ناچیز هستند ولی به خاطر داشته باشید همیشه قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود." از همین حالا تصمیم بگیرید جلوی هدر رفتن تدریجی پول خود را بگیرید. ما به شما خواهیم گفت چگونه!



● مراقب خریدهای بدون برنامه باشید

فروشگاههای بزرگی که انواع محصولات را برای فروش عرضه می‌کنند برای صرفه جویی در وقت بسیار مناسب هستند. رامسی ، که در این مقوله صاحب نظر است ، می‌گوید : با وجودیکه این فروشگاههای بزرگ امتیازات فراوانی دارند ولی مشکل اینجاست که وقتی در پی خرید مورد مشخص و از پیش تعیین شدۀ خود هستید ناخودآگاه چشمتان به انواع و اقسام محصولات مثل تنقلات مختلف و خرت و پرت‌های غیر ضروری می‌خورد و تا بجنبید می‌بینید چند تا از آنها را در چرخ خرید گذاشته اید و به طرف صندوق می‌روید. رامسی توصیه می‌کند قبل از خروج از خانه به قصد خرید، لیستی از مایحتاج ضروری خود را تهیه کنید. او می‌گوید : " من خودم از این روش استفاده می‌کنم و هرگز چیزی بیش از لیست مورد نظرم را نمی‌خرم."



● از فرصت فروش فوق العادۀ فروشگاهها استفاده کنید

کلارک هوارد، مدافع حقوق خریداران و نویسندۀ کتاب " نکات پیشنهادی کلارک" که در مورد راهنمایی برای پولدار شدن از طریق پس انداز است می‌گوید: " خرید عمده به هنگام فروش فوق العادۀ فروشگاهها که معمولا" در انتهای هر فصل تکرار می‌شود، به نفع شماست. اگر به این ترتیب بتوانید %۲۰ از مخارج خود را پس انداز کنید در انتهای هرسال پس انداز قابل توجهی خواهید داشت.



● برنامۀ بیرون غذا خوردن را هوشیارانه طراحی کنید

هوارد می‌گوید: بیشترین سود رستوران داران در فروش انواع دسرهاست. درست کردن همان دسر‌ها در منزل ¼ قیمت آن در رستوران هزینه می‌برد. اگر شما هم از آن خانواده‌هایی هستید که معمولا" دو بار در هفته غذا و دسر در رستوران می‌خورند، سعی کنید دسر را حذف کرده و آن را در منزل خودتان صرف کنید. اگر اصرار دارید دسر را بلافاصله بعد از غدا در همانجا بخورید، دو وعده غذای بیرون را به یک وعده کاهش دهید. همچنین بهتر است به جای پرخوری و سعی در تمام کردن غذایتان در رستوران، اضافۀ غذایتان را به منزل بیاورید و در وعدۀ بعدی از آن استفاده کنید. به این ترتیب ضمن صرفه جویی و تامین غذای یک وعدۀ دیگرتان ، از پرخوری نیز جلوگیری می‌شود.



● بقیۀ پولتان را بگیرید

دفعۀ بعد که فروشنده بقیۀ پولتان را داد، حتما" آن را بگیرید. خیلی از ما بقیۀ پولمان را بخصوص اگر ناچیز باشد، طلب نمی‌کنیم. طبق تحقیقی که توسط موسسۀ تبلیغات بازاریابی انجام شده، فقط %۲۱ از افراد بقیۀ پول خود را از فروشنده می‌خواهند و می‌گیرند.



● جمع مبلغ خریدتان را پیشاپیش تخمین بزنید

پائول براون چهار حلقه لاستیک برای ماشین خود خرید. هنگام تحویل ماشین دریافت که گاراژ ۴۴ دلار برای ضمانت و ۱۵ دلار نیز برای پوشش والف کرومی لاستیک‌ها اضافه تر از او خواسته است. براون که یکی از اعضاء گروه تحقیقات اموال عمومی آمریکا است می‌گوید: " این مبلغ بیش از مبلغی بود که تخمین زده بودم". او مسئول گاراژ را مجبور کرد که این هزینه‌های اضافه را حذف کند.

▪ توصیۀ براون : قیمت آنچه را که می‌خواهید بخرید را از پیش محاسبه و پیش بینی کنید ؛

از فروشنده هم بخواهید روی یک کاغذ مبلغ کلی را محاسبه کند. با این کار اگر قیمت نهایی بالاتر از مبلغ پیش بینی شده رفت، می‌توانید از فروشنده بخواهید قیمت را پایین آورد.



● هوشیارانه از موقعیت‌های مختلف برای خرید استفاده کنید

فروشندگان تلفن، کابل و سایر خدمات کامپیوتری اغلب برای جلب مشتریان جدید به آنها پیشنهادات ویژه می‌دهند در حالی که این امتیاز را برای مشتریان قدیمی خود که سالهاست از آنها خرید میکنند قائل نمی‌شوند. ادگار دورسکی، موسس ConsumerWord.org که یکی از سایتهای راهنمای عمومی آن لاین است می‌گوید: " شما می‌توانید این قانون را عوض کنید. وقتی شرکتی که همیشه دورسکی از آن خرید می‌کرد اعلام کرد که برای مشتریان جدید خود قیمت را پایین تر آورده یا تسهیلات دیگری قائل خواهد شد، او با شرکت تماس گرفت و به عنوان مشتری جدید کالای خود را سفارش داد. با این کار توانست بیش از ۳۰ دلار در ماه پس انداز کند. اگر چنانچه آن شرکت با او همکاری نمی‌کرد، سراغ شرکتی دیگر می‌رفت و مشتری جدید آنجا می‌شد و از تسهیلات آن بهره می‌برد.



● بپرسید چرا؟

دانیل باتلر دریافت که مبلغ قبض گاز منزل او ۱۰۰ دلار بیش از مبلغی است که همیشه می‌پرداخته است. او همان موقع در خانه گشتی زد و دید که لای پنجره ای که پشت پرده است باز مانده بوده و هوای سرد به داخل خانه نفوذ می‌کرده است. گاه یک غفلت خیلی ساده، مشکلی بوجود می‌آورد که مجبورید هزینۀ آن را بپردازید. اگر باتلر به آن اضافه مبلغ اهمیت نمی‌داد و به دنبال علت آن نمی‌گشت شاید مجبور می‌شد مدتها این پول اضافه و بیهوده را بپردازد.



● هزینه‌های جاری و روزمرۀ خود را یادداشت کنید

از ماه بعد همۀ هزینه‌ها را یادداشت کنید، از مبالغ سنگین تا کوچکترین هزینه‌های روزانه. بهتر است دفترچه ای را به این کار اختصاص دهید تا بتوانید روند هزینه‌ها را مقایسه و بررسی کنید. یادداشت هزینه‌ها و مخارج، گام اول در مسیر پس انداز و کنترل مخارج است.



● برای مخارج خود حد و مرز قائل شوید

رامسی می‌گوید: "بودجه ای را برای یک ماه خود تعیین کنید. سپس این مبلغ را در یک پاکت بگذارید. وقتی پاکت خالی شد، باید خرج کردن را متوقف کنید." برنامه ریزی شما باید به گونه ای باشد که مبلغ مورد نظر در انتهای زمان تعیین شده تمام شود. توجه داشته باشید که اگر در انتهای زمان مذکور پولی برایتان باقی مانده بود، می‌توانید آن را پس انداز کنید. 

 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 14:08 ] [ shiraziha ]

ده نکته کاربردی برای کاهش هزینه های زندگی به زبان ساده

 

 

1)قبل از هر خریدی از خود بپرسید آیا این هزینه ضروری است؟ آیا از راه دیگری می توان به این نتیجه رسید؟



بعنوان مثال اگر می خواهید یک mp3 player بخرید از خود بپرسید آیا ازراه دیگری می توانم به این نتیجه برسم؟ مثلا آیا میتوانم با تلفن همراه موزیک گوش کنم؟!



2)مراقب تکنولوژی باشید،خرید کالا های جدید و نو مخصوصا در حوزه لوازم الکتریکی بسیار پر ریسک است.یکی از روش های قیمت گذاری بر روی محصولات، قیمت گذاری پر مایه و گران نام دارد.در این روش قیمت گذار برای بدست آوردن هزینه های تحقیق و ابداع کالای جدید و همچنین هزینه تبلیغات معرفی آن کالا،قیمت محصول را بالا تعیین می کند و این قیمت بالا تا زمان ورود رقیب ادامه پیدا می کند و پس از آن قیمت کالا کاهش میابد.در حوزه تلفن همراه، رایانه و محصولات الکترونیکی بسیار شاهد این نوع قیمت گذاری هستیم.مثلا قیمت یک تلفن همراه جدید بالا تعیین می شود وبعد از یک سال به احتمال زیاد شما با نصف همان مبلغ اولیه آن تلفن را می توانید بخرید.

هنگام خرید کالا های جدید از خود بپرسید آیا می توانم این خرید را یک مدت(مثلا دو ماه) به تاخیر بیاندازم؟



3)هنگامی که گرسنه هستید به خرید نروید.

وقتی گرسنه هستید تمایل بیشتری به خرید محصولات خوراکی و خوش طعم و مزه دارید،مخصوصا اینکه معمولا بسته بندی این محصولات اشتها آور طراحی می شود.



4)یک مبلغ پولی را تعیین کنید و خرید های برنامه ریزی نشده بالای آن حد را سه روز به تاخیر بیاندارید.

مثلا من تعیین میکنم اگر به یک مغازه رفتم و بدون برنامه ریزی قبلی تصمیم به خرید محصولی بالای پنجاه هزار تومان دارم ،آن خرید را سه روز به تاخیر می اندازم،بارها اتفاق می افتد که نظر شخص در این سه روز تغییر می کند یا همان کالا را با قیمت ارزان تری درجای دیگری می یابد.



5)سعی کنید همیشه پول نقد کمتری در جیبتان داشته باشید اما همیشه در کارت بانکی تان پول زیاد،همراه داشته باشید.

همراه داشتن مقدار زیاذی پول،میل به خرید شما را افزایش می دهد.بنابراین باید میزان پول نقد کیف خود را کاهش دهید،اما از طرف دیگر همراه داشتن پول باعث اعتماد به نفس می شود.بنابراین همیشه در عابر بانک خود پول داشته باشید.



6)از مکان های ارزان خرید کنید.

حتما برایتان اتفاق افتاده است که یک محصول را در دو مغازه با قیمت های بسیار متفاوتی دیده اید.بسیاری از مغازه داران برای تامین هزینه های بالای مغازه خود مثل اجاره ،مجبور می شوند قیمت بالا تری را برای اجناس خود تعیین کنند و این هزینه های اضافی را به خریداران منتقل میکنند.سعی کنید مغازه های ارزان فروش را پیدا کنید و از آنها خرید هایتان را انجام دهید.



7)خرید های اشتراکی داشته باشید.

برخی محصولات هستند که میزان استفاده از آن ها در سال محدود است.می توانید با چند تن از اقوام و یا همسایه ها این گونه محصولات را تهیه و به صورت اشتراکی استفاده کنید.مثل دریل و یا هسته گیر آلبالو



8)با دوستان خود خرید های عمده ای انجام دهید.مثلا بجای خرید دو بسته ماکارونی با دو نفر از اقوام خود یک کارتن ماکارونی بخرید و آن را بین خود تقسیم کنید.



9)خودتان به تنهایی خرید های عمده داشته باشید.

مثلا اگر خانوادتان کالایی را زیاد مصرف می کند می توانید آن کالا را بصورت جعبه ایی و کارتنی انجام دهید.البته این نکته را درنظر بگیرید که ممکن است هزینه نگهداری کالا بیشتر از آن کاهش قیت باشد.مثلا شما ممکن است یک سبد میوه را ارزانتز بخرید اما برای نگهداری آن مجبور شوید فضایی از یخچال را اشغال کنید،و یا ممکن است ضایعات داشتع باشد.



10)همیشه پول خرد همراه داشته باشید.تا به حال چند بار اتفاق افتاده است که به دلیل نداشتن پول خرد مجبور شدید خرید اضافه تری بکنید آیا مبلغی را ببخشید؟!! 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 14:02 ] [ shiraziha ]

اسراری که ثروت مندان به آن عمل می کنند و افراد فقیر آن ها را نمی دانند(1)

 

تجربه‌ نشان‌ داده‌ که‌ خیلی‌ها معتقدند وقتی‌ صحبت‌ پول‌ و خوشبختی‌ است‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ تفکرات‌مثبت‌، کارهای‌ شبانه‌ روزی‌ و نگرش‌های‌ صحیح‌ برای‌ بالا بردن‌ توان‌ پرداخت‌ قسطهای‌ آخر ماه‌کوچکترین‌ کمکی‌ نمی‌کند. حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ هشیار و ناهشیار ما همیشه‌ با میزان‌ درآمدما در حال‌ عمل‌ هستند. سعادت‌ و یا عدم‌ سعادت‌ ما، نتیجه‌ تفکر ماست‌. ذهن‌ انسان‌ و چگونگی‌باورهای‌ او تعیین‌ کننده‌ کیفیت‌ زندگی‌ اوست‌ و ذهن‌ ما بسته‌ به‌ شیوه‌ای‌ که‌ برای‌ تربیتش‌ اتخاذ می‌کنیم‌ مارا ثروتمند یا فقیر نگه‌ می‌دارد.
فقر نتیجه‌ تفکر فقیرانه‌ است‌ اگر ثروت‌ می‌خواهید نوع‌ تفکر خود را عوض‌ کنید. تصور کنید یکی‌ ازدوستانتان‌ همیشه‌ مقروض‌ است‌ و معتقد است‌ که‌ تا ابد برای‌ پرداخت‌ بدهی‌های‌ خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب‌ انجام‌ کارهایی‌ است‌ که‌ حقوق‌ و مزایای‌ بسیار کمی‌ دارند زیرا او این‌ جایگاه‌را برای‌ خودش‌ پذیرفته‌ است‌. به‌ احتمال‌ زیاد او فقط با کسانی‌ می‌تواند ارتباط نزدیک‌ داشته‌ باشد که‌ هم‌طبقه‌ خودش‌ باشند زیرا تنها در مصاحبت‌ با این‌ نوع‌ آدم‌ها احساس‌ راحتی‌ می‌کند. او به‌ خودش‌ تلقین‌کرده‌ است‌ که‌ زندگی‌ دشوار و طاقت‌ فرساست‌ و با دوستانی‌ که‌ انتخاب‌ کرده‌ دیگر کوچکترین‌ انگیزه‌ای‌برای‌ تغییر این‌ عقیده‌ ندارد. در زندگی‌ چیزی‌ را به‌ دست‌ می‌آوریم‌ که‌ انتظارش‌ را داریم‌ و بنابراین‌ فردی‌که‌ انتظار تنگدستی‌ دارد همان‌ نصیبش‌ می‌شود زیرا در مغز خود برنامه‌ای‌ دارد که‌ به‌ او می‌گوید: «هی‌، توهیچ‌ وقت‌ پولدار نمی‌شوی‌». احتمالا خود او به‌ این‌ نکته‌ پی‌ برده‌ است‌ که‌ هر وقت‌ پول‌ غیرمنتظره‌ای‌ به‌دستش‌ می‌رسد بلافاصله‌ بیرون‌ می‌رود و خرجش‌ می‌کند چون‌ فکر می‌کند که‌ حالت‌ عجیبی‌ دارد و بهتراست‌ به‌ وضعیت‌ عادی‌ یعنی‌ بی‌پولی‌ برگردد. او ممکن‌ است‌ با خودش‌ فکر کند: من‌ هیچوقت‌ پولدارنخواهم‌ شد زیرا تحصیلات‌ خوبی‌ نداشته‌ام‌. اگر تحصیلات‌ عالی‌ شرط ثروتمند شدن‌ است‌ باید تمام‌اساتید دانشگاه‌ میلیونر باشند.


و اما بسیاری‌ از تحصیلکرده‌ها هم‌ هستند که‌ همیشه‌ جیبشان‌ خالی‌ است‌ و بالعکس‌ مردم‌ کم‌ سوادی‌که‌ ثروتهای‌ افسانه‌ای‌ داشته‌اند. شاید او فکر کند که‌ برای‌ ثروتمند شدن‌ شغل‌ مناسبی‌ انتخاب‌ نکرده‌است‌ خوب‌ خیلی‌ها برای‌ شروع‌ یک‌ شغل‌ مکمل‌ هم‌ پیدا می‌کنند و یا کار خود را عوض‌ می‌کنند. ممکن‌است‌ دوست‌ شما فکر کند که‌ زمان‌ کلید حل‌ این‌ شکل‌ باشد. او فکر می‌کند که‌ وقت‌ کافی‌ برای‌ ثروتمندشدن‌ ندارد در این‌ صورت‌ باید گفت‌ که‌ همه‌ ما همین‌ زمان‌ را در اختیار داریم‌ بیست‌ و چهار ساعت‌ درشبانه‌ روز! نه‌ بیشتر و نه‌ کمتر. اما واقعا باید چکار کنیم‌؟
در قدم‌ اول‌ باید بدانید که‌:


۱ – برای‌ کسب‌ ثروت‌ نیاز به‌ تصمیم‌گیری‌ وجود دارد باید خود را متعهد به‌ انجام‌ تلاشهای‌ لازم‌ دراین‌ زمینه‌ کنید. گرچه‌ تلاش‌ از اهمیت‌ فوق‌ العاده‌ای‌ برخوردار است‌ اما این‌ تلاش‌ باید با دیدگاه‌ مناسب‌و صحیح‌ همراه‌ باشد.


۲ – اول‌ پس‌ انداز کنید، بعد خرج‌ کنید. فقرا برعکس‌ عمل‌ می‌کنند آنها اول‌ خرج‌ می‌کنند و بعد نقشه‌پس‌ اندازه‌های‌ آینده‌ را می‌کشند. برای‌ رسیدن‌ به‌ ثروت‌ باید برنامه‌ای‌ داشت‌ و آن‌ را اجرا کرد.


۳ – به‌ بررسی‌ زندگی‌ افراد ثروتمند بپردازید. مدتی‌ از وقت‌ خود را با ثروتمندان‌ بگذرانید و ببینید که‌چه‌ فرقهایی‌ با شما دارند و نکات‌ جالب‌ و مثبت‌ آنها را جذب‌ کنید و واقع‌ بین‌ باشید.


۴ – از دیگران‌ کمک‌ بخواهید. وقتی‌ مردم‌ ببینند که‌ شما برای‌ کمک‌ به‌ خود مصمم‌ هستید آنها نیزبرای‌ کمک‌ به‌ شما بسیار مستعد می‌شوند. باید بدانیم‌ که‌ چگونه‌ از دیگران‌ کمک‌ بگیریم‌.


۵ – مرتبا برای‌ خود خاطرنشان‌ کنید که‌ شایسته‌ ثروت‌ و قدرت‌ هستید.


۶ – گاهی‌ اوقات‌ برای‌ خود پول‌ خرج‌ کنید. بخشی‌ از روند رسیدن‌ به‌ استقلال‌ مالی‌ فهمیدن‌ این‌ نکته‌است‌ که‌ شما استطاعت‌ پول‌ خرج‌ کردن‌ برای‌ خودتان‌ را دارید و از پولی‌ که‌ دارید لذت‌ می‌برید و این‌انگیزه‌ای‌ بیشتر برای‌ پولسازی‌ خواهد بود.


۷ – نقشه‌ بریزید و هدفهای‌ خود را مشخص‌ کنید.


۸ – به‌ سه‌ دلیل‌ زیر همیشه‌ مقداری‌ پول‌ همراه‌ خود داشته‌ باشید:
الف‌ – احساس‌ ثروت‌ بیشتر می‌کنید.
ب‌ – به‌ پول‌ داشتن‌ عادت‌ می‌کنید.
ج‌ – اعتماد به‌ نفس‌ بیشتر پیدا می‌کنید. همچنین‌ به‌ این‌ ترتیب‌ ترس‌ خرج‌ کردن‌ پول‌ را از دست‌می‌دهید.
بعضی‌ها می‌گویند: من‌ نمی‌توانم‌ پول‌ با خودم‌ حمل‌ کنم‌ زیرا بلافاصله‌ خرجش‌ می‌کنم‌. خوب‌ اگروقتی‌ پول‌ در جیب‌ شماست‌ و به‌ خود اطمینان‌ ندارید چطور می‌توانید انتظار ثروتمند شدن‌ را داشته‌باشید؟


۹ – به‌ هر مبارزه‌ای‌ با شور و شوق‌ و تعهد یورش‌ ببرید.
ثروتمندان‌ می‌دانند که‌ پولسازی‌ واقعی‌ تنها وقتی‌ شروع‌ می‌شود که‌ کار کردن‌ به‌ خاطر پول‌ کنارگذاشته‌ شود.


۱۰ – فقر یک‌ بیماری‌ روانی‌ است‌ که‌ مانند بسیاری‌ از بیماری‌های‌ دیگر برای‌ کسانی‌ که‌ معتقد به‌درمان‌ پذیری‌ آن‌ هستند قابل‌ علاج‌ است‌ و مانند هر بیماری‌ دیگر برای‌ درمان‌ آن‌ نیاز به‌ تلاش‌، ابتکار وشهامت‌ وجود دارد.
خیلی‌ جالب‌ است‌ اگر بدانید که‌ تقریبا تمام‌ آدم‌های‌ شاد و ثروتمند زمانی‌ در زندگی‌ خود این‌ بیماری‌را شکست‌ داده‌اند، پس‌ شما هم‌ می‌توانید. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:59 ] [ shiraziha ]

 

 

اهمیت علاقه به کار

 

مارك البیون در كتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگی و امرار معاش» ، درباره یك مطالعه آشكاركننده از سوداگرانی می نویسد كه دو مسیر كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی كرده اند.



وی چنین می گوید:یك بررسی از فارغ التحصیلان دانشكده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند.



گروه الف: كسانی بودند كه گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. یعنی اول مشكلات مالی خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.



گروه ب : شامل كسانی بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.



چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، كسانی كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل یا 1245 نفر را تشكیل می دادند. گروه ب « اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند.



پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در كل این دو گروه به وجود امده بود كه یك نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند … 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:57 ] [ shiraziha ]

از مشتریانتان قدردانی کنید.

 

شب گذشته منزل یکی از اقوام مهمان بودم.یکی از افراد حاضر در مهمانی به همراه خانواده اش به پر کردن جدول علاقه خاصی داشتند، و در مسابفات مختلف مجلات جدول شرکت می کردند.

در میان صحبت ها از او پرسیدم تا به حال در این مجلات جایزه ایی هم بردید؟

در جواب گفت نه اما اسم هایمان تا به حال چندین بار در این مجلات چاپ شده است.

ادامه داد : فقط یک بار که شرکت گلرنگ با موضوع حفاظت از محیط زیست مسابقه نقاشی برای بچه ها برگزار کرده بود ،بچه هایم نقاشی کشیدند و ارسال کردند.بعد از یک مدتی اگر چه برنده نشده بودند اما یک تقدیر نامه از سوی شرکت گلرنگ بابت شرکت در مسابقه به نام بچه ها آمده بود.

نکته ایی که برای من جلب توجه کرد این بود که می گفت از آن روز به بعد من جرات ندارم به جز گلرنگ شوینده دیگری بخرم !!!چون بچه ها به شدت به مارک گلرنگ علاقه پیدا کرده اند.

همواره از مشتریانتان تقدیر و تشکر کنید.با تشکر به آنها می فهمانید که ارزش خرید آنها درک می کنید و برایتان مهم هستند.مناسبت های مختلف و روزهای مهم زندگی شان را تبریک بگوید و خود را در شادی آ نها سهیم کنید.با این کار وفاداری آن ها را برای همیشه جلب می کنید.

یادتان باشد : در بازار رقابتی امروز مشتریان وفادار مانند گنجی تمام نشدنی هستند.



(کپی مطلب با ذکر نام و لینک سایت مجاز است)

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:53 ] [ shiraziha ]

 

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود.

مدیر فروشگاه به او میگوید: “یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم”.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.

مدیر با تعجب گفت: “تنها یک فروش؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟”

پسر گفت: ” ۱۳۴۹۹۹ دلار”.

مدیر تقریبا فریاد کشید: “۱۳۴۹۹۹ دلار؟ مگر چه فروخته ای؟”

پسر گفت: “اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.

یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟

گفت: “خلیج پشتی”.

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟

که گفت: “هوندا سیویک”.

پس من هم یک بلیزر ۴WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: “او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟”

پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته نوار بهداشتی بخرد که من گفتم پس آخر هفته ات خراب شده!!!

بیا یک برنامه ماهیگیری برایت ترتیب بدهیم!

می دانید دلیل این موفقیت بی نظیر چه بود؟

احترام به مشتری، حس کمک کردن به مشتری، هم درد بودن با مشتری. 

[ پنج‌شنبه 10 اسفند 1391 ] [ 13:50 ] [ shiraziha ]
صفحه قبل1...67891011صفحه بعد
درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران