نويسندگان

تکنیکهای ساده بازاریابی

 

انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند.

فن بیان، نوع نگرش، طرز رفتار، شکل ظاهری و پوشش، ادب، کنجکاوی، مخاطب‌شناسی و... امروزه همگی جزو لاینفک موفقیت یا عدم موفقیت یک بازاریاب به شمار می‌آید. به طور کلی یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود، به این رو باید در پرتو چنین دانشی، از واکنش‌های خاص آن‌ها نتایج سودمندی بگیرد و حتی‌الامکان از اشتباهات جلوگیری کند.

یک بازاریاب باید تا جایی که می‌تواند و در هر زمان، از این عامل و شاخص مهم استفاده کند و آن را به کار گیرد. به طور مثال باید بتواند با استفاده از این حس خود، تمایل و علاقهء مشتریان را شناسایی کرده و در جهت ایجاد و تثبیت قرارداد با مشتریان به کار گیرد.

به طور کلی می‌توان گفت، برقراری ارتباط موفق با مشتریان از طریق کنجکاوی ما در علایق و نیازهای مشتریان حاصل می‌شود چرا که مشتریان مختلف علایق و سلایق مختلفی دارند، برای برخی کیفیت مهم‌تر است و برای برخی قیمت، برای برخی رفتار فروشنده مهم‌تر از کالایی است که می‌خرند و برای گروهی دیگر نه.

مثلا باید بدانیم که صرفا ارزان بودن کالایی، تنها شاخص موردپسند مشتری نیست چرا که گروهی قلیلی  از مردم، دوست دارند احساس کنند که می‌توانند بهترین‌ها را بخورند و بپوشند و اگر با آن‌ها طوری رفتار شود که استطاعت چیزی را ندارند، دل آزرده می‌شوند. مردم عمدتا بیش‌تر چیزها را با قیمت و ارزش مادی تخمین می‌زنند، حتما ضرب‌المثل معروف «مردم عقلشان به چشمشان است» را شنیده‌اید.

این ضرب‌المثل حتی در میان سایر جوامع نیز مصداق دارد. برای نمونه فروشگاه بزرگی در حومهء لس‌آنجلس در شب عید کریسمس، کلاهی را به مبلغ 1000دلار به معرض نمایش گذاشته بود، جمعیت خانم‌هایی که برای دیدن آن کلاه آمده بودند آنقدر زیاد بود که همهء‌آن‌ها در فروشگاه نمی‌گنجیدند و عده‌ای در بیرون فروشگاه منتظر ورود بودند. بازاریاب موفق نیز باید این عامل را در روانشناسی فروش به کار بگیرد.

مثلا اگر شرکت ما با روش مناسبی در حال تبلیغ است ولی بهره مناسبی از این تبلیغات نمی‌برد، کافی است در گوشه‌ای از تبلیغات خود یا در سایت خود بگوییم انجام این تبلیغات برای ما 000ر100دلار هزینه داشته است و بکوشیم تا این موضوع را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این موضوع وقتی انجام شود، انبوهی از توجه را به خود جلب می‌کند و نتایج درخشانی در برخواهد داشت، همچنین نوع گفتار و اصطلاحاتی که در بازاریابی و تبلیغات از آن استفاده می‌کنیم بسیار مهم است چرا که نحوهء گویش ما می‌تواند منجر به برداشت‌ها و عکس‌العمل‌های متفاوتی از سوی مخاطبان شود.

مثلا خیلی از افراد این‌گونه تبلیغ می‌کنند: «برای یک هفته محصول ما را امتحان کنید، اگر مایل نبودید پول شما را پس خواهیم داد.» معنای این جمله آن است که چنانچه مشتری از کالای خریداری شده راضی نباشد، تمام پول پرداختی وی یک هفته پس از خرید پس داده خواهد شد.

حال به این جمله دقت کنید: «اگر محصول ما مورد پسند شما واقع شد، پس از یک هفته پول آن را پرداخت کنید.» ملاحظه می‌شود معنایی که از این جمله استناد می‌شود، دقیقا همان معنای جملهء بالایی است با این تفاوت که این جمله برای مشتریان خیلی چشمگیرتر واقع می‌شود و تمایل بیش‌تری در آن‌ها ایجاد می‌کند تا محصول مزبور را امتحان کنند. درستی این موضوع در آزمایشی که سال 2003از سوی شرکت پرولینک ( Prolink )، تولیدکنندهء دوربین‌های عکاسی و لوازم جانبی آن، در بازار تایوان انجام شد مشخص شد و طی یک دورهء دو ماهه، تعداد مشتریان این شرکت بیش از 36درصد افزایش یافت.

گادفری هریس، از تبلیغاتچی‌های بزرگ و نویسندهء چندین کتاب در زمینهء تبلیغات و بازاریابی،  تفاوت در شیوهء بیان را این‌گونه مطرح می‌کند: تصور کنید دو نفر پیش من می‌آیند و هرکدام خرید یک اسب را به من پیشنهاد می‌دهند. هردوی آن‌ها ادعاهای یکسانی دارند که اسب‌ها خوب و مهربان هستند و حتی یک بچه می‌تواند روی آن سوار شود. یکی از آن‌ها می‌گوید: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست نبود پولت را پس می‌دهم.» دیگری نیز همین جمله را تکرار می‌کند ولی اضافه می‌کند: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست بود بیا و پول اسب را به من بده.» من طبیعتا اسب دومی را می‌خرم.

نکته‌ای که در این مورد وجود دارد وکمتر کسی به آن توجه دارد این است که مشتریان ما و به طور عام همهء انسان‌ها، واکنش بیش‌تری به شنیدن کلمات مثبت و تاییدکننده دارند و آن‌چه سبب شد تا مشتریان شرکت پرولینک افزایش یابد، به کاربردن عبارتی چون «موردپسند واقع شدن» در مقابل «مایل نبودن» بود که تاثیر مثبتی در نگرش و تصمیم‌گیری مشتریان داشت.

امروزه کالاهای بی‌شماری با انواع متعددی از مارک‌های مختلف در بازار موجود است که تفاوت چندانی از نظر کارآیی در رفع نیازهای مشتریان ندارند، از این رو آن‌چه تمایز محصولات را در تسخیر بازار سبب می‌شود، نوع نگرشی است که مصرف‌کنندگان به محصولات مختلف دارند. البته روش‌های مختلفی برای ایجاد نگرش مثبت نزد خریداران وجود دارد که دستیابی به آن‌ها کار دشواری نیست، کافی است همان‌طور که گفته شد از حس کنجکاوی خود استفاده کرده و آن را تقویت کنید.

مثلا اگر از شما پرسش شود که برای افزایش فروش نوعی کتاب تخصصی به گروهی از بازرگانان معتبر و پرسابقه چه روشی را برمی‌گزینید، چه می‌گویید؟ این دقیقا همان پرسشی است که یک ناشر کوچک لندنی از خود کرد و زمانی که پاسخ مناسبی برای آن دریافت، سود کلانی به جیب زد. وی زمانی که در فروش کتاب‌های خود با شکست روبه‌رو شد، دست به ابتکار جالبی زد که از طریق آن توانست محصول خود را در نظر گروه مخاطبش (بازرگانان معتبر و پرسابقه) چشمگیر کند و کاری کند که طی مدت کوتاهی کتاب مزبور به چاپ پنجم برسد.

اقدام او این بود که نام خریداران را با چاپ حروف طلاکاری شده روی کتاب حک کرد. این کار انجام شد و با تغییرات بسیار جزئی در مورد نحوهء اطلاع‌رسانی، به زودی هزاران جلد کتاب فروخته شد. در واقع وی با حک کردن اسم‌ها با طلا به کتاب‌ها، در نظر خریداران ارزش افزونی بخشید چرا که هرگاه شخصی بداند که چیزی با اسم خودش به او تعلق خواهد داشت، تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد حتی اگر مجبور باشد مبلغی پول بابت آن بپردازد. استفاده از طلا نیز شیوه‌ای هوشمندانه بود زیرا حک نام افراد با طلا، ارزش مثبت افزونی را در نظر آن‌ها ایجاد می‌کند.

به طریق مشابهی مشخص شده است که هر پیشنهادی که به یک گروه خاص از افراد محدود شود، خیلی موثرتر از پیشنهادی است که به گروه عمده‌ای از مردم می‌شود، مثلا پیشنهادی که برای خرید محصولی به خانم‌‌های خانه‌دار می‌شود، موثرتر از پیشنهادی خواهد بود که به خانم‌ها - به طور کلی- می‌شود زیرا با بیان کلمهء «خانه‌دار»، هنگام خطاب قرار دادن در واقع محرک‌های ذهنی این گروه بیش‌تر تحریک شده و برای واکنش آماده‌تر می‌شوند، در واقع بیان کلمهء «خانه‌دار»، امتیازی است که برای گروه خاصی از زن‌ها- نه همهء آن‌ها- در نظر گرفته شده است و کسانی که محق امتیاز آشکاری هستند نهایت تلاش خود را برای دستیابی به آن می‌کنند و حتی گاهی سختی‌های زیادی را نیز تحمل می‌کنند.

یکی دیگر از مواردی که یک بازاریاب موفق باید همواره به آن توجه داشته باشد، موضوعاتی است که به واسطهء آن امکان حس منفی افراد، حتی برای مدتی کوتاه فراهم آید و سپس با استفاده از موقعیت به وجود آمده و اصلاح آن‌چه در ذهن مخاطب شکل گرفت است از آن بهترین بهره را ببرد; برای مثال چند سال پیش، یکی از تبلیغاتچی‌های بنام ایران دست به ابتکار جالبی در زمینهء تبلیغ و فروش ماشین لباسشویی زد; وی با گزینش شعار «ما با خانم‌های خانه‌دار در ارتباط هستیم» و درج آن در تبلیغات محصول مورد نظر، میلیون‌ها تومان سود عاید شرکت خود کرد.

درج چنین عبارتی در تبلیغ یک کالا، به سرعت واکنشی منفی و تدافعی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد و آن‌ها را به تعقیب تمام متن آگهی وامی‌داشت. در انتها نیز مخاطب مزبور با امکانات و مزایای ماشین لباسشویی آشنا می‌شد، ضمن این‌که تا مدت‌ها این تبلیغ را برای دوستان و آشنایان خود تعریف می‌کرد. ناگفته نماند در این زمینه رعایت چارچوب‌های قانونی و پرهیز از خطا امری کاملا حیاتی و مهم است چرا که کوچک‌ترین لغزشی، عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت.

به هر رو برای بازاریابی موفق روش‌های بی‌شماری وجود دارد. بعضی افراد به طور غریزی آن‌ها را می‌شناسند و برخی دیگر این مراحل را با تجربه فرامی‌گیرند، اما بخش عظیمی از آن‌ها را می‌توان از طریق دیگران آموخت و زمانی که با روش‌های موفقیت‌آمیز آن‌ها آشنا شدیم، بهتر است آن را برای استفاده در موارد مشابه به خاطر بسپاریم، رعایت این موارد مهم هستند.

 

یک پیشنهاد یکسان که با روش‌های متفاوتی به وجود آمده، ممکن است بازدهی‌های متفاوتی در بر داشته باشد. از این رو در گنجینهء تجربیات باید بهترین روش را به گونه‌ای پیدا کنیم.

[ سه‌شنبه 28 آبان 1392 ] [ 12:55 ] [ shiraziha ]

فروش تلفنی یکی از روشهای کم هزینه برای جلب مشتری و کسب سود است.
برای موفقیت در این نوع فروش ، باید به نکاتی کوچک و ساده توجه کنید تا فروشتان افزایش یابد.

1- در ساعات کاری ، تماسهای تلفنی شخصی را به حداقل برسانید. با انجام اینکار ، فروشتان بیشتر می شود. اگر در روز تنها 3 تماس تلفنی شخصی داشته باشید ، و هر تماس بطور متوسط 4 دقیقه طول بکشد ، در طی سال ، 48 ساعت از وقت شما گرفته شده است. اختصاص 48 ساعت برای فروش ، می تواند چندین مشتری جدید ایجاد کند.

2- بیش از حد نگران بهترین زمان تماس با مشتریان نباشید. بعضی از فروشندگان ، اول ساعت کاری و حدود ظهر با مشتریان تماس نمی گیرند و با خود می اندیشند که مشتری در دسترس نخواهد بود. از تمام روز کاری برای تماسهای تلفنی استفاده کنید. اگر تلفن نکنید ، هیچگاه آنها را نخواهید یافت.

3- برای تماسهای تلفنی ، هدفهای روزانه قرار دهید و سعی کنید در هر شرایطی به آن اهداف برسید. وقتی بدانید در روز باید به تعداد مشخصی برسید ، متمرکز تر و سریعتر کار خواهید کرد.

4- برای روز بعد ، همین امروز برنامه ریزی کنید. اولین ساعت روز کاری بسیار با ارزش است ، چون با انرژی هستید ، پس آنرا به تماس گرفتن اختصاص دهید و نه به برنامه ریزی.

5- تعداد تماسهای روزانه خود را در دفتری یادداشت کنید. هر روز سعی کنید حداقل یک تماس بیشتر از روز قبل بگیرید. وقتی پس از چند هفته نتایج را ببینید ، متعجب خواهید شد.

6- اگر از روی فهرستی مشخصی از مشتریان پیش می روید ، به تک تک شماره ها زنگ بزنید. در مقابل این تمایل که بطور اتفاقی زنگ بزنید و یا از افرادی صرفنظر کنید ، بایستید. هیچگاه پیشداوری نکنید ، زیرا ممکن است فروش بزرگی را از دست بدهید.

7- میزان درآمد خود را از هر تماس محاسبه کنید. درآمد هفتگی را بطور متوسط حساب کرده و بر تعداد مکالمات هفتگی تقسیم کنید. مقدار حاصل را در دفتر خود یادداشت کنید و سعی کنید این مقدار را افزایش دهید. یعنی بر روی این کار کنید که در تعداد تماسهای مشخص ، به افراد بیشتری بفروشید.

8- وقتی با یک شرکت تماس می گیرید ، در صورت امکان با بالاترین مقام صحبت کنید ، زیرا او قدرت تصمیم گیری دارد و اگر شما را به افراد دیگری ارجاع داد ، می توانید بگویید که شخص با بالاترین مقام از شما خواسته تا با او هماهنگ کنید.

9- اگر به شما گفته شد که شخص مورد نظر دیگر در اینجا فعالیت نمی کند ، بدون وقفه بپرسید چه کسی جای او را گرفته است و با او صحبت کنید. فرصت صحبت با یک مشتری جدید را از دست ندهید.

10- اگر از روی فهرستی تماس می گیرید که در اختیار چندین نفر قرار می گیرد ، کار خود را از انتهای فهرست شروع کنید

 

 

گام‌های طلایی برای بازاریابی و فروش تلفنی
- به تعهدتان در مقابل مشتری، پایبند باشید و از دادن وعده‌ی بی‌پایه، خودداری‌کنید.
ادعایی کنید که می‌توانید از پس آن برآیید. در دنیای امروز، صداقت و پیگیری، از مهم‌ترین کارکردهای جذب و حفظ مشتری‌ست.

 

- همیشه پس از مشتری، گوشی را بگذارید.
مواردی پیش‌می‌آید که بعد از اتمام مکالمه و خداحافظی و هنگامی که شما در حال گذاشتن گوشی روی تلفن هستید، ناگهان مشتری چیزی را به‌یاد می‌آورد و می‌خواهد آن را با شما در میان بگذارد اما شما متوجه صدای او نمی‌شوید و گوشی را می‌گذارید. بهتر است برای جلوگیری از چنین حالتی و رعایت بیش‌تر ادب و احترام به مشتری، پس از این‌که صدای قرارگرفتن گوشی او و قطع مکالمه را شنیدید، گوشی خودتان را روی تلفن قراردهید.

 


 

 

- یادگیرنده باشید و مهارت خویش را با تمرین و تکرار ارتقا دهید.
برای این‌که از قافله‌ی پیشرفت عقب نمانید، مدام باید برای آموزش خویش وقت بگذارید و هزینه کنید و این‌ها را سرمایه‌گذاری روی خودتان بدانید.

 

 

 

- حد تعادل را در رفتارتان رعایت کنید.
برای فروش‌های زیاد، مغرور نشوید و به‌هنگام فروش‌های کم نیز دلسرد نگردید. غرور و دست‌کم گرفتن خویش، هر دو دام‌های خطرناکی‌ست که پیش روی بازاریابان و فروشندگان قراردارد.

 


 

 

- مشاوری متخصص و امین برای مشتری باشید.
در حرفه‌ی بازاریابی، پیش از این‌که بتوانید شرکت و محصولی را به مشتری معرفی کنید، باید قادر باشید خودتان را در دل مشتری جاکنید، به‌نحوی که او پذیرا و دوستدار شما باشد. البته مشتریان انتظار دارند علاوه‌بر اعتمادی که در آنان ایجاد می‌کنید، در کارتان نیز مسلط باشید و بتوانید به‌عنوان مشاوری متخصص و امین، پاسخ‌گوی سؤالات‌شان باشید، پس بهتر است بیش‌تر درباره‌ی مشتری صحبت کنید تا درباره‌ی خودتان! این یکی از رموز موفقیت است.

 

 

 

 

 

- روحیات مشتریان را درک کنید؛ قرارنیست همه‌ شبیه هم باشند.
مشتریان، روحیات و حالات متفاوتی دارند؛ بعضی با اشتیاق و علاقه‌مند هستند و با تمام وجود در روند مذاکره شرکت می‌کنند، بعضی بی‌تفاوت و خنثی هستند، برخی خسته و غیرعلاقه‌مند و گروهی نیز تحت فشار و پرمشغله. با شرکت در کلاس‌های روان‌شناسی، ارتباط با مشتری، تیپ‌های شخصیتی و موقعیتی مشتریان را بشناسید و در جهت هماهنگ‌کردن خودتان با آنان گام‌بردارید.

 


 

 

- بیش از 6 زنگ، منتظر مشتری نمانید.
اگر به تلفن مشتری زنگ می‌زنید و او گوشی را برنمی‌دارد، حداکثر تا 6زنگ منتظر بمانید، در غیراین‌صورت، یا مشتری در محل کار خود حضور ندارد یا فعلاً امکان پاسخ‌گویی ندارد. بیش از این وقت را تلف نکنید، با سایر مشتریان تماس بگیرید و سپس در فرصتی دیگر، دوباره با آن مشتری تماس حاصل کنید.

 


 

 

- مشتریان، جایزه و هدیه را دوست‌دارند.
برای این‌که مشتری را شادمان سازید و او را به شرکت و خودتان وفادار کنید، پس از خرید، یک محصول یا خدمات اضافه که انتظارش را نداشته، تقدیمش کنید. هدیه‌ی غیرمنتظره‌ی رایگان، علاقه‌ی او را زیاد می‌کند.

 

 

- پیگیر باشید.
پیگیری، نشانه‌ی جدیت در خدمت به مشتری‌ست، هم‌چنین میزان علاقه‌مندی به حرفه و کار شما را نشان‌می‌دهد. به درخواست‌های مشتری، سریع پاسخ دهید؛ پاسخ سریع، از، هدررفتن فروش جلوگیری می‌کند. پیگیری کنید و اگر سؤال دیگری دارد، پاسخ دهید، حتی از او درخواست وقت ملاقات حضوری نمایید تا توضیحات بیش‌تر را حضوراً به اطلاعش برسانید.
ادامه دارد...

[ یکشنبه 19 آبان 1392 ] [ 16:51 ] [ shiraziha ]

فروشنده بی انصاف بستنی فروشی ، آبمیوه ، عرقیجات فروشی در شیراز

 

نشانی : شیراز ابتدای چهاراه زند  جنب پاساژ پردیس

 

علت : کلیه خوردنی ها  فاسد و تاریخ گذشته بوده جهت سود بیشتر .. لطا سلامتی خودتان را به خطر ندازید

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 19:10 ] [ shiraziha ]

 

قبض آب و برق و گاز و تلفن استان فارس ( مشاهده و پرداخت )

 

 

 گاز       

 

  برق   

 

 

    تلفن ثابت     

 

 

تلفن همراه اول

 

 

قبض آب

 

 

 

 

[ پنج‌شنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:18 ] [ shiraziha ]

عمده فروش لوله و اتصالات در شیراز


محصولات :

عاملیت عمده پخش انواع لوله و اتصالات  فلزی ، گازی ، گالوانیزه ، صنعتی ، پولیکا ، سبز و انواع لوله و اتصالات 5 لایه در جنوب کشور

نمایندگی پخش محصولات گروه ساوه ، آریاوا ، سپاهان ، کچو ، پلیمر جم گستر ، ایزو پایپ ، آرین پایپ ، نیو پایپ  در جنوب کشور

 

تماس : مهندس بری 09177145270  // 09170202011

تلفن : 721212 0711

 

 

 

 

 

[ پنج‌شنبه 18 مهر 1392 ] [ 17:52 ] [ shiraziha ]

فروشنده با انصاف پوشاک در شیراز

نام فروشگاه : بعثت

نشانی : حد فاصل چهاراه مشیر و سه راه نمازی روبروی بستنی همسفر 2244161

 

 

مزیت : تک فروشی انواع پوشاک به قیمت عمده

[ یکشنبه 14 مهر 1392 ] [ 20:21 ] [ shiraziha ]

مرغوب ترین سوسیس و کالباس در شیراز

نام کالا : فراورده های گوشتی دمس

آدرس دفتر مرکزی : شیراز – خیابان فلسطین – ساختمان دلتا – طبقه 5
 
تلفن دفتر مرکزی : 2303374/2303225/2300959

آدرس کارخانه : کیلومتر 18 جاده بوشهر – فرعی کوهمره سرخی( خان خمیس)
تلفن کارخانه : 3-4816621-0711

مزیت : فعلا بهترین نوع مواد در فراورده های گوشتی(سوسیس و کالباس ) نسبت به شرکت های دیگر در استان فارس استفاده میکند.

 

 

[ پنج‌شنبه 11 مهر 1392 ] [ 14:18 ] [ shiraziha ]

بدترین نوع آبمیوه صنعتی

 

 

نام برند : آب میوه هم نوش

دلایل :  دارای آب، شکر، اسانس، اسید سیتریک، مواد نگهدارنده  تشکیل می دهد.این نوشیدنی ها یک شربت طعم دار به شمار می رود که فرق چندانی با نوشابه های معمولی ندارد و طعم و بوی اصلی میوه را نمی دهد و ارزش تغذیه ای چندانی نداشته و مصرف آن  برای مصرف کننده بسیار بسیار مضر خواهد بود.

عوارض مصرف : استخوان ها را پوك مي‌ كند .چاق مي ‌شويد. قند خونتان بالا مي‌ رود

 

نکته : در هنگام خرید انواع آب میوه های صنعتی لازم است  به تاریخ تولید، انقضا و شماره پروانه‌ ی ساخت و علامت استاندارد و نیز تركیبات مندرج روی بسته‌ بندی توجه كنید.

 

[ پنج‌شنبه 04 مهر 1392 ] [ 13:52 ] [ shiraziha ]

شما از شغلتان متنفرید! ما همگی در این وضعیت بوده‌ایم. شما  نیمی از روزتان را به خیال پردازی  درباره شروع کسب‌وکار خودتان می‌گذرانید، اما اجازه دهید تا باآن روبه‌رو  شوید. این‌کار یک جهش بزرگ در زندگی شما است و خبر خوب این است که این کار قابل انجام است. ما با پنج نفر از کسانی که مانند شما از شغلشان متنفر بودند و آن را رها کردند تا کسب‌وکار خودشان را شروع کنند درباره چگونگی  انجام  این  کار  و  اینکه  چه پیشنهادهاییبرای شما دارند، صحبت کرده‌ایم.

۱- طرح و برنامه داشته باشید.

سارا شفر کلی (Sarah Shaffer Kelly) مشاور سیستم‌های کسب‌وکار در بانک ولز فارگو (Wells Fargo) بود. او هنگامی تصمیم به ترک کارش گرفت که زنگ زدن پیوسته گوشی تلفن همراهش دیگر برایش قابل تحمل نبود. او می‌گوید که پس از ۱۴ سال کار در شرکت همیشه خسته و مضطرب بوده است.

او سرانجام سال گذشته شغلش را ترک کرد و سی هزار دلار برای بازکردن یک سالن آرایش مو به نام hair design سرمایه‌گذاری کرد.
او می‌گوید . تصمیم‌گیری در این زمینه کار آسانی نبود. گاهی جهنمی که آن را می‌شناسید بهتر از جهنمی است که آن را نمی‌شناسید و من نمی‌دانستم که در این چالش ممکن است با کدام یک روبه‌رو شوم.

هنگامی که او تصمیم به انجام این کار گرفت به دقت برای اقداماتش برنامه ریزی کرد. او در ابتدا بخشی از سرمایه‌اش را برای یادگیری مهارت‌های لازم جهت راه‌اندازی یک سالن پس‌انداز کرد. سپس از زمانش برای تدوین یک برنامه کسب‌وکار (Business Plan) استفاده کرد.

کلی توصیه می‌کند: «اصول اولیه در راه‌اندازی کسب‌وکار را بهتر است انجام دهید، اما خود من هر آنچه درباره چگونگی راه‌اندازی یک برنامه کسب‌وکار با نوشتن یک برنامه کسب‌وکار خوانده بودم را هیچگاه انجام ندادم. به نظر من برنامه کسب‌وکار (.B.P) برای بانک‌ها و سرمایه‌گذاران است و نه واقعا برای یک بنگاه کوچک، اما این به آن معنا نیست که من برنامه‌ای نداشتم. من صورت سود و زیان داشتم و محاسبات نقطه سر به سر را انجام دادم.همین‌طور به دقت ساختار قیمتی خود را مورد بررسی و محاسبه قرار ‌دادم تا بهترین نقطه قیمتی را برای یافتن مشتریان هدف داشته باشم. این بسیار مهم است که بدانید مشتری شما کیست و کجا او را بیابید.»
فقط پس از یک سال، او موفق شد و سالن او شروع به سوددهی کرد، او عاشق آنچه که انجام می‌داد، بود. کلی در این‌باره می‌گوید: بدترین روز من در سالن آرایش، از بهترین روز من در بانک بسیار بهتر است.

۲-  به کار کردن ادامه دهید.

جیسون فینبرگ (Jason Feinberg) قبل از اینکه تصمیم بگیرد کار متفاوتی را امتحان کند،معلم بود. سرانجام، او شغلش را ترک کرد و شرکت Jailbreak Toys که محصولات هنری می‌ساخت را راه‌اندازی کرد. فینبرگ با خلاقیت هنری قصد داشت تا اسباب بازی هایی بسازد که تلفیقی از فرهنگ عامه با سرگرمی و شوخی بود. چراغ خواب‌های خرسی او نمونه‌ای از این کار هستند.

او می‌گوید: «تصمیم گیری برای حرکت به سوی راه‌اندازی یک کسب‌وکار چالش بزرگی بود.تغییر شغل یک تغییر مالی و احساسی بود. سخت ترین قسمت این کار وجود عدم اطمینان بود. هنگامی که شما دست به ریسک و ابتکار می‌زنید، مهم نیست که چقدر فکر کرده‌اید و مطمئن هستید،زیرا باز هم خطر شکست کامل وجود دارد.»
شرکت فینبرگ بیش از آنچه که او پیش‌بینی می‌کرد، به سوددهی رسید، چیزی نزدیک به ۳ سال ولی خوشبختانه او وقتی که کار جدیدش را شروع کرد هنوز به عنوان معلم به کار مشغول بود.

او می‌گوید: «من شرکت را در سال ۲۰۰۵ تاسیس کردم و معلمی را تا زمانی که به اولین محصول واقعی دست یافتم ادامه دادم.»
کسب‌وکار او آنچنان موفق بود که او تصمیم گرفت تا راهی ایجاد کند تا سایر هنرمندان هم بتوانند کاری مشابه او انجام دهند. او شرکت Jailbreak Toys را به Jailbreak Collective را توسعه داد، که آن را یک نام تجاری برای هنرمندان می‌داند.

او می‌گوید: «پس از شناسایی هنرمندان و حس کردن اینکه محصولی وجود دارد که برای مشتریان ما جذابیت دارد، ما اقدام به تولید، توزیع و انجام همه کارهای لازم برای عرضه محصول می‌کنیم.با این روش برای هنرمندان زیرساخت‌های ضروری که برای عرضه کارهایشان به مصرف کنندگان لازم است فراهم می‌شود و به ما نیز اجازه می‌دهد تا توانایی‌هایمان را توسعه دهیم.»

توصیه او به کارآفرینان نوپا این است که وقتی می‌خواهند زندگی‌شان را تغییر دهند، به اینکه از چه کسی مشاوره می‌گیرند دقت کنند.
او می‌گوید: «درباره اینکه از چه کسی مشاوره می‌گیرید بسیار گزینشی عمل کنید، زیرا وقتی که به سراغ کسب‌وکار می‌روید، هر کسی چیزی برای گفتن دارد. به دقت درباره افرادی که به شما می‌گویند که با کارتان و پولتان چه کنید، تحقیق کنید و از آنها مطمئن شوید. از خودتان بپرسید که آیا این فرد نوعی از موفقیت یا کسب‌وکاری را که من برای خودم می‌پسندم، دارد؟ اگر این فرد الگوی مناسبی برای آنچه که شما می‌خواهید نیست، بنابراین شما احتمالا از روش‌های او برای انجام امور پیروی نخواهید کرد.»

۳- کارتان را به دقت انتخاب کنید.

ریچار ای. یبرفلاس (Richard E. Ueberfluss) یک فیزیوتراپیست بود که مدیریت یک بیمارستان را بر عهده داشت. او اکنون مالک شرکت Assisting hands home care است که خدمات نگهداری و پرستاری از بیماران، در منزل را ارائه می‌کند. او شغل سازمانی خود را مناسب نمی‌دانست و در این باره می‌گوید: «من به دنبال چالش‌های جدید شغلی بودم و آنچنان‌که توقع داشتم در سازمان پیشرو نبودم. من سال‌های زیادی را به فعالیت در زمینه بهداشت و درمان اختصاص داده بودم و به سودآوری کسب‌وکارهای دیگران کمک کرده بودم.»

او تصمیم گرفت بااخذ حق امتیاز مرکز «Assisting hands» و افتتاح آن،از استعدادش برای شرکت خودش استفاده کند. او توصیه می‌کند، از آنجایی که شما ریسک بزرگی را می‌پذیرید و می‌خواهید تا شانس موفقیت‌تان را بالا ببرید، بنابراین در انتخاب کسب‌وکارتان بسیار دقت کنید.
او می‌افزاید: «یک صنعت در حال رشد را انتخاب کنید و از رقابت نهراسید. به توانایی‌های خودتان برای موفق شدن‌ایمان داشته باشید و بدانید که موفقیت طی یک شب حاصل نمی‌شود و اگر شما به کارتان دل بدهید آنگاه به اهدافتان دست خواهید یافت.»
او اخیرا دومین حق امتیاز خود را نیز خریداری کرده است و حق امتیازهایی را به دو حقامتیاز گیرنده دیگر در محدوده جغرافیایی خودش فروخته است.

۴- کوچک شروع کنید.

امی و دیوید رزپکا (Amy & David Rzepka) مالکان شرکت محصولات مراقبت پوست و موی طبیعی Beecology پیش از آنکه تصمیم به راه‌اندازی کسب‌وکار خود بگیرند در زمینه مدیریت و فروش املاک و مستغلات مشغول به کار بودند.
امی می‌گوید: «در حدود هشت سال پیش، ما درباره گذاشتن یک کندوی زنبور عسل در مزرعه خانوادگی‌مان توافق کردیم. ما قصد نداشتیم که این کار را به عنوان شغلمان ادامه دهیم، اما زندگی ما را به این کار متمایل ساخت و ما زنبوردار شدیم.
این زوج به تدریج به این کار علاقه‌مند شدند. آنها می‌گویند: «هنگامی که این ‌ایده به ذهن ما رسید، می‌خواستیم با استفاده از عسل، موم و سایر ترکیباتی که برای ما و جهان ما مفید هستند، محصولات طبیعی مراقبت از پوست و مو بسازیم.

به‌هر حال شرکت چهار نفره آنها الان در یک انبار بزرگ کار می‌کند و آنها در ابتدا کارشان را از خانه خودشان شروع کردند و به این ترتیب توانستند طعم کارآفرینی را با یک شروع کوچک بچشند.
آنها می‌گویند: «ما حداقل بیست هزار دلار در یک سال صرفه‌جویی کردیم. در ابتدا کار کردن در خانه راحت بود. ما مجموعه بسیار کوچکی از محصولاتمان را می‌ساختیم، اما با توسعه کار به فضای بیشتر و تجهیزات بزرگتری نیاز داشتیم.این کار روش خوبی بود برای اینکه به جای پرداخت اجاره بها، آن پول را در توسعه محصولاتمان استفاده کنیم.» همچنین دیوید می‌افزاید: این وضعیت یک فرصت دیگر برای من فراهم کرد که بتوانم دو شغل داشته باشم، یک شغل در طول روز و یکی در شب‌ها و آخر هفته‌ها.

توصیه آنها برای همه کسانی که می‌خواهند کسب‌وکار خودشان را شروع کنند این است که صبور باشند.یک شبه انتظار معجزه نداشته باشید. این کار نیاز به تلاش و زمان زیادی دارد تابتوانید مشتریان را تک تک جذب کنید.

۵- از یادگیری لذت ببرید.

دیوید گرینبرگ (David Greenberg) هنگامی که به عنوان وکیل یک شرکت مشغول به کار بود، یک فرصت کاری را شناسایی کرد.
او می‌گوید: «در حدود دوسال پیش، من باید جابه‌جا می‌شدم و لازم بود تا آدرس خود را تغییر دهم. من شروع به درست کردن یک لیست از کلیه جاهایی که لازم بود تا آدرس جدیدم را به آنها اطلاع دهم، شدم و دریافتم که این کار احتیاج به چندین ساعت وقت برای تماس با همه آنها دارد. من در اینترنت به جست‌وجوی جایی که مرا در انجام این کار یاری کند، پرداختم. با کمال تعجب نتوانستم که سایت مناسبی جهت این کار پیدا کنم. با توجه به اینکه سالانه ۴۵ میلیون آمریکایی جابه‌جا می‌شوند، من حس کردم که احتمالا این نیاز می‌تواند، ‌ایده کسب‌وکاری موفق باشد.»

گرینبرگ در پاسخ به این نیاز سایت updater.com را راه‌اندازی کرد. این سرویس اجازه می‌دهد تا کاربران آدرسشان را با سرویس پستی تغییر دهند و کنترل کنند که چه کسانی می‌توانند به آدرس آنها دسترسی داشته باشند و از آن استفاده نمایند و این امکان را مهیا می‌سازد تا آنها دریافت نامه‌های ناخواسته را متوقف کنند و شانس سارقان هویت را کاهش دهند.

با توجه به اینکه او هیچ سابقه‌ای در زمینه تکنولوژی نداشت، بنابراین باید قبل از راه‌اندازی کار، به تحقیق بسیار بپردازد. او می‌گوید: «من باید از صفر شروع می‌کردم. من می‌دانستم که یک فرصت خوب کاری وجود دارد، اما من تخصصی در زمینه تکنولوژی اطلاعات و سیستم پستی نداشتم که این بسیار بد بود، بنابراین من ماه‌های زیادی را به تحقیق درباره این صنعت و تکمیل استراتژی کاری خود اختصاص دادم. من هر چیزی را درباره بازار اطلاعات مصرف کنندگان، سیستم پست، تکنولوژی وب، کارآفرینی و غیره می‌خواندم. من در ابتدا خودم را در اردوگاه آموزش راه‌اندازی کسب‌وکارم قرار دادم.»

توصیه او به دیگران این است که از یادگیری فرآیند کار لذت ببرید. او می‌افزاید: «راه‌اندازی یک کسب‌وکار بسیار سرگرم‌کننده و پربازده ولی پرتنش است. من فهمیدم که این بسیار مهم است که به خودمان یادآوری کنیم که چقدر چیزهای زیادی یادگرفته‌ایم و طی این فرآیند چه تجربه بزرگی به دست آورده‌ایم. تمرکز بر آنچه که یاد گرفتم، مرا از آنچه که انجام می‌دادم بیشتر خوشحال می‌کرد.

[ پنج‌شنبه 28 شهریور 1392 ] [ 13:13 ] [ shiraziha ]

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند


آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند


آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند


آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

[ پنج‌شنبه 21 شهریور 1392 ] [ 13:05 ] [ shiraziha ]

درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران