نويسندگان

آیا می‌دانید زبان بدن یکی از مهم‌ترین ارکان بازاریابی امروز است؟


اگر هنوز به زبان بدن فکر نکرده‌اید، بی‌تردید بازاریاب موفقی به حساب نمی‌آیيد و از اصول مدرن بازاریابی بی‌خبر هستید. بازاریابی صرفا به صحبت‌کردن و قابلیت‌های گفت‌وگو با طرف مقابل بستگی ندارد. شما باید بتوانید بدن خود را نیز آموزش دهید و رفته‌رفته آن را به وسیله‌ای برای موفقیت بیشتر در بازاریابی تبدیل کنید. چه دوست داشته باشید، چه دوست نداشته باشید، چه این حرف‌ها را باور کنید، چه باور نکنید، زبان بدن بیشتر از صحبت و گفت‌وگو اثرگذار است. ما در این مقاله پنج اشتباه رایج بازاریاب‌ها را برایتان مطرح می‌کنیم. این اشتباهات همگی با زبان بدن مرتبط هستند و شما باید تا حد ممکن از ارتکاب آنها خودداری کنید.


(1) نگاه‌کردن به صفحه لپ‌تاپ: وقتی کسی با شما صحبت می‌کند، هرگز نباید به صفحه لپ‌تاپ یا مانیتور کامپیوتر نگاه کنید. نگاه‌کردن به لپ‌تاپ به این معناست که شما علاقه‌ای به صحبت‌های طرف مقابل ندارید. به زعم بسیاری از مدیران ارشد، نگاه‌کردن به لپ‌تاپ حتی می‌تواند به معنای تکبر و گستاخی نیز باشد.


(2) قلاب‌کردن دست‌ها و مالش آنها به یکدیگر: قلاب‌کردن دست‌ها حین گفت‌وگو به این معنا است که شما عصبی، مضطرب یا ناراحت هستید. مالیدن دست‌ها به یکدیگر نیز نشانه خوبی را به طرف مقابل ارسال نمی‌کند. وقتی دست‌هایتان را به یکدیگر مالش می‌دهید، انگار از عقد قرارداد و کسب پول مطمئن هستید. این عمل نیز گستاخانه و زشت است. چه بسا این رفتارها سبب فسخ قرارداد شوند.


(3) پوشیدن لباس‌های نامناسب: لباس‌ها همواره رابطه‌ای مهم با بدن‌ها دارند. برخی از لباس‌ها آدم را چاق و برخی آدم را لاغر نشان می‌دهند. بعضی از لباس‌ها آدم را متشخص و برخی آشفته نشان می‌دهند. هرگز یک لباس ثابت و مشخص برای بازاریابی وجود ندارد. نباید همواره لباس‌های رسمی و جدی پوشید. باید لباس مناسب را بسته به فضای بازاریابی و شرکت مقابل انتخاب کرد. لباس باید برازنده بدن شما باشد و تاثیرگذاری‌های بدن‌تان را به خوبی بروز دهد.


(4) نگاه‌کردن به ساعت: چه به ساعت مچی‌تان نگاه کنید، چه به ساعت روی دیوار نگاهی بیندازيد و چه زیرچشمی به ساعت روی لپ‌تاپ نگاه کنید، در هر صورت اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید. نگاه به ساعت به این معنا است که شما کار مهمتری از این قرارداد دارید و قرارداد فعلی از اهمیت چندانی برای‌تان برخوردار نیست. شما با این کار به سادگی به طرف مقابل توهین کرده‌اید و او حق دارد که با شما قرارداد نبندد. نگاه‌کردن به ساعت سبب می‌شود طرف قرارداد خیلی زود شما را ترک کند. حتی شاید در آینده نیز آن شرکت قصد همکاری با شما را نداشته باشد


(5) گرفتن بازوها: گرفتن بازوها با دست‌ها به این معنا است: گرفتن بازوی دست راست با دست چپ و گرفتن بازوی دست چپ با دست راست، به نحوی که دست‌هایتان به صورت ضربدری قرار می‌گیرند. هرگز بازوهایتان را با دست‌هایتان نگیرید. این عمل به این معنا است که طرف مقابل برای‌تان آزاردهنده و عذاب‌آور است. این ژست یعنی که شما خسته شده‌اید و حالتی تدافعی به خودتان گرفته‌اید. پس دست‌هایتان را همواره باز کنید و اجازه دهید که آزادانه عمل کنند. می‌بینید که تقریبا همه اعضای بدن حرف می‌زنند. هر حرکتی معنای خاص خودش را دارد. پس در جهان کسب و کار شما یک یا دو دقیقه بیشتر فرصت ندارید. شاید در عرض یک دقیقه اشتباهی کوچک مرتکب شوید و همه چیز از دست برود. باید از پلک‌ها، نگاه‌ها، چشم‌ها، دست‌ها، بازوها، بدن‌ها، پاها، لب‌ها و همه اعضای بدن استفاده کنید. پس هرگز فراموش نکنید که شعار بازاریابی مدرن چنین است: بدن‌هایتان باید بتوانند تاثیر مناسبی روی طرف مقابل بگذارند.



منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

مترجم: سیمین راد

[ سه‌شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 08:25 ] [ shiraziha ]

افزایش هوش مالی به روش رابرت کیوساکی(۷۱)

کسری بودجه

بیشتر بودن مخارج نسبت به درآمدها باعث کسری بودجه می شود.همیشه خرج کردن پول خیلی آسان تر از پول درآوردن است.افراد در زندگی شخصی یا کسب و کار خود اغلب با کمبود منابع مالی و افزایش مخارج روبرو هستند.برای تحت کنترل درآوردن کسری بودجه سه راه حل وجود دارد.

۱- کاهش مخارج
۲-افزایش درآمد
۳-کاهش مخارج و افزایش درآمدها

تفاوت نگرش وعملکرد یک فرد ثروتمندو یک آدم فقیر تفاوت در انتخاب یکی از این دوراه حل است.فقرا روش اول را انتخاب می کنند و ثروتمندان روش دوم و سوم را.چرا که کاهش مخارج معمولا آسان تر از افزایش درآمد است.و به این دلیل اکثر افراد برای جبران کسری بودجه خود آن را انتخاب می کنند.

افزایش درآمد ناشی از فروش بیشتر کالا یا خدمات(مهارت،دانش و…)است.حال اگر کسی فروشنده خوبی نباشد برای مقابله با کسری بودجه در زندگی شخصی یا کسب وکار، به اجبار باید روش اول یعنی کاهش مخارج را انتخاب کند.ادامه این روند برای کوتاه مدت ممکن است میسر باشد ولی در میان مدت و بلند مدت منجر به ورشکستگی مالی خواهد شد.

اگر زندگی ثروتمندان را مورد بررسی قرار دهید متوجه خواهید شد ثروتمندان فروشنده های بسیار خوبی هستند.البته این به آن معنی نیست که ثروتمندان با داشتن این مهارت پابه دنیا گذاشته اند بلکه آنها با قراردادن خود در محیط موثر این مهارت را یادگرفت فروشندگی یک مهارت است که با یادگیری می توان در آن ماهر و تبدیل به یک فروشنده خوب شد.بنابراین یکی از ملزومات حرکت در مسیر ثروتمندی یادگیری مهارت استراتژیک فروش است.

مازادبودجه

بیشتر بودن درآمدها نسبت به هزینه ها باعث ایجاد مازاد بودجه می شود.رسیدن به مازاد بودجه لزوما به معنای زندگی کردن پائین تر از سطح درآمد نیست.چون همانطور که گفته شد مازاد بودجه نیز همانند کسری بودجه می تواند به دوطریق کاهش مخارج یا افزایش درآمدها و یا هردو اینها حاصل شود.اینکه کدام گزینه بعنوان استراتژی شخصی یا کسب و کار انتخاب شود ارتباط مستقیم با میزان هوش مالی و نگرش دارد.

جالب اینجاست اکثر قریب به اتفاق افراد بدلیل ناآگاهی و تنبلی روش کاهش مخارج را انتخاب می کنند.و تعدادی هم که بدلیل کاهش مخارج و افزایش درآمدها و یا هردو به مازاد بودجه می رسند نیز بعضا بدلیل ناآگاهی بهره لازم را از این حالت نبرده و با هزینه کردن آن این موقعیت مطلوب را از دست می دهند . با مازاد بودجه می توان سه استراتژی تاثیر گذار در وضعیت مالی اتخاذ کرد که عبارتند از :
۱-بازپرداخت اقساط وام گرفته شده
۲-خرج کردن پول مازاد
۳-سرمایه گذاری

بدیهی است که سرمایه گذاری بهترین انتخاب در بین گزینه های بالا است.چرا که دو گزینه اول باعث افزایش بدهی شده و گزینه سوم منجر به افزایش دارائی می شود.

[ پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 ] [ 11:23 ] [ shiraziha ]

گاهی اوقات اشتباهات کاملا مشهودی را در زندگی برای بارها و بارها تکرار می‌کنیم. سرمایه‌گذاری نیز از این امر مستثنی نیست. افرادی که معمولا دارای حافظه خوبی نیستند، یک اشتباه را به کرات در مورد مسائل اقتصادی تکرار می‌کنند.

اگر شما در مورد اصول ابتدایی علوم اقتصادی آگاهی کاملی نداشته باشید، سرمایه‌گذاری برای شما تبدیل به یک امر پیچیده می‌شود. هرکس برای بهره‌مندی از آینده‌ای روشن‌تر، باید از همین حالا راه و روش صحیح سرمایه‌گذاری را بیاموزد. خیلی‌ها سفارش می‌کنند که چه کنید تا سرمایه‌گذار موفقی باشید، اما این مطلب می‌گوید اگر چه کاری انجام دهید، در سرمایه‌گذاری شکست می‌خورد.

سردرگمی بین کوتاه‌مدت و بلندمدت

فنونی وجود دارند به نام فنون مدیریت فعال که با استفاده از آن می‌توان برای خرید یا فروش کالای سرمایه‌ای تصمیم گرفت، ولی گاه پیش می‌آید که با رعایت آنها هم سرمایه‌گذاران ضرر می‌کنند. مثلا مشاهده می‌شود که بعضی از سرمایه‌گذاران هنگامی که قیمت‌ها پایین آمده و احساس می‌کنند پول خود را از دست داده‌اند، شروع به فروش می‌کنند و زمانی که وضع بازار خوب است و قیمت‌ها بالاست، اقدام به خرید می‌کنند. برخی از کارشناسان معتقدند: «یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زمانی پیش می‌آید که به سرمایه‌گذاری بلندمدت خود با دید کوتاه‌مدت نگاه کنید.»

آنچه بیشتر مردم انجام می‌دهند این‌گونه است. وقتی مردم تصمیم به فروش می‌گیرند که بازار خراب است و خریدار کم، اما زمانی می‌توان به قیمت خوب فروخت که بازار در شرایط خوبی باشد. در این شرایط باید سوال کرد: چگونه می‌خواهید سرمایه خود را بازیابید، در حالی که سرمایه‌گذاری خود را تبدیل به پول نقد کرده‌اید. پول در شرایط عادی صرف‌نظر از تغییرات بازار، می‌تواند متوسطی از ارزش را به شما بدهد.» اگر شکنندگی بازار شما را نگران می‌کند، با یک مشاور سرمایه‌گذاری مشورت کنید تا شما را درباره وضعیت بازار راهنمایی کند، اما در کنار آن به اندازه کافی درباره کاری که می‌خواهید انجام دهید تحقیق کنید تا بدانید مشاور شما کفایت لازم را دارد؟

 

وفاداری به سرمایه‌گذاری‌های طولانی

همانطور که یک بوکسور باید بداند چه زمانی باید ضربه بزند و چه موقعی عقب بکشد، یک سرمایه‌گذار هم باید یاد بگیرد چه‌موقع کنار بکشد. همیشه سرمایه‌گذاری‌ها منجر به سود نمی‌شوند. باید بتوانید بر احساسات خود غلبه کنید تا اشتباهات خود را شناسایی کنید و جلوی ضرر را بگیرید. این اصل را به یاد داشته باشید دچار طمع نشوید! اگر دیدید از سرمایه‌گذاری شما بوی خوشی نمی‌آید، هیچ‌گاه نشانه‌های خوبی از آن شنیده نمی‌شود. آن را ۱۰ سال نگه ندارید، چون همه پولتان را از دست خواهید داد.

 

خرید نسیه

نسیه خرید کردن؛ یعنی پول مصرف امروز را فردا دادن. باید مواظب این روش بود. در دنیا نیز نسبت به روش‌های اعتباری خرید هشدار می‌دهند. خرید کردن توسط اعتبار، یعنی خرج کردن پول فردا به‌خاطر هوس امروز! معمولا خرج کردن به این روش منجر به پشیمانی می‌شود و نتیجه آن یک دور باطل از بدهکاری است. کاری نکنید که درآمد امروز به‌خاطر ولخرجی‌های دیروز مصرف شود.» راه‌حل رهایی از این سیاه‌چال، کم کردن مخارج غیرضروری و کمی صرفه‌جویی است، تا اینکه بدهی‌ها حل شوند، ولی تجربه نشان داده کسی که در چاله خرید با اعتبار گیر می‌کند، به‌ندرت می‌تواند از آن خارج شود.
تعادلی بین بدهی‌ها و هزینه‌های کنونی برقرار کنید؛ به طوری که پس از مدتی این بدهی‌ها را صاف کنید و در عین حال خیلی زیر فشار نباشید. اگر اکنون بتوانید برای خرید چیز‌هایی که هوس کرده‌اید بخرید، کمی صبر کنید در آینده هم اعتبار خود را خواهید داشت و می‌توانید از آن استفاده کنید، با این تفاوت که کمتر بدهکار خواهید بود. همیشه استفاده از اعتبار را به تعویق بیندازید و هر بار بگویید دفعه بعد با آن خرید می‌کنم دفعه بعد و دوباره دفعه بعد.» شما هنوز هم می‌توانید خوش باشید، ولی ابتدا پس‌انداز خود را کنار بگذارید. به این روش هزینه بلندمدت شما کاهش خواهد یافت.

 

گرفتن وام‌های با بهره بالا

شاید دلیل خوبی برای گرفتن وام داشته باشید، اما یک لحظه فکر کنید که نتوانسته‌اید اقساط خود را بپردازید و مامور بانک در راه خانه شماست تا آن را مصادره کند! تصفیه یک وام زمان زیادی می‌خواهد. اگر می‌توانید با بهره پایین‌تر وام خود را تصفیه کنید و سعی کنید برای خرید‌های بزرگ خود به اندازه کافی پس‌انداز کنید. برای این منظور می‌توانید یک حساب پس‌انداز اضطراری باز کنید. تا اینکه وامی بگیرید که عرصه را بر شما تنگ کند. اگر مجبورید وام بگیرید پس از اینکه به اندازه کافی پس‌انداز کردید، می‌توانید کمتر وام بگیرید و بهره کمتری هم بپردازید. پس‌انداز شما می‌تواند به صورت طلا، نقره یا سهام باشد که در شرایط تورمی بالا این راه‌ها بیشتر توصیه می‌شوند. بهترین کار این است که حسابی باز کنید که نتوانید از آن پول بردارید، ولی بتوانید به صورت ماهیانه در حساب خود پس‌انداز کنید. برای آینده‌ای راحت‌تر پس‌انداز کنید تا از چپاول حسابتان توسط خودتان جلوگیری کنید.

 

اعتماد به افراد با مهارت‌های محدود

نمی‌توان از کسی که دانش لازم را ندارد برای سرمایه‌گذاری کمک گرفت و به نصایح او گوش داد. افراد معمولی معمولا بازیچه حرفه‌ای‌ها یا قربانی طمع خود هستند. البته برخی مواقع این افراد شاید مهم باشند، اما در عرصه سرمایه‌گذاری متخصص نباشند؛ بنابراین اعتماد به افراد غیرمتخصص هزینه دارد. اگر در دام چنین نصایحی افتادید، شاید بهترین راه قبول مشکل باشد. باید آن را به‌عنوان یک درس دردناک قبول کنید. به این امید که این درس برای شما خیلی گران تمام نشود. درباره سرمایه‌گذاری خود دوباره تحقیق کنید و با توجه به شرایط خود که آیا می‌خواهید در بلندمدت یا کوتاه‌مدت سرمایه خود را بازیابید، بهترین تصمیم را بگیرید، اما برای دفعه بعد که می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید علاوه بر اینکه از کمک افراد حرفه‌ای بهره می‌برید، باید در مورد سرمایه‌گذاری‌تان خودتان هم تحقیق کنید و ببینید اکنون شرایط بازار چگونه است؟ شرایط تاثیرگذار بر آن چه هستند؟

اگر سهام شرکتی را می‌خرید درباره وضعیت شرکت، درآمدها و نحوه مدیریت آن اطلاعاتی به‌دست آورید.
آیا بازار آنها رو به رشد است؟ آیا اکنون در بازار موفق عمل می‌کنند و این موفقیت در آینده هم ادامه خواهد داشت؟ آیا بزرگان سرمایه تمایلی به خرید این سهام دارند؟ اگر برای کالای سرمایه‌ای پول خود را می‌دهید، آیا این کالا تاییدیه‌های لازم را دارد؟ آیا شرکتی که به شما محصول خود را عرضه می‌کند، گواهینامه معتبر دارد؟ آیا تولید‌کننده آن برای همه کالا‌های خود گواهینامه معتبر دارد؟

[ پنج‌شنبه 03 مرداد 1392 ] [ 12:42 ] [ shiraziha ]

گاهی اوقات اشتباهات کاملا مشهودی را در زندگی برای بارها و بارها تکرار می‌کنیم. سرمایه‌گذاری نیز از این امر مستثنی نیست. افرادی که معمولا دارای حافظه خوبی نیستند، یک اشتباه را به کرات در مورد مسائل اقتصادی تکرار می‌کنند.

اگر شما در مورد اصول ابتدایی علوم اقتصادی آگاهی کاملی نداشته باشید، سرمایه‌گذاری برای شما تبدیل به یک امر پیچیده می‌شود. هرکس برای بهره‌مندی از آینده‌ای روشن‌تر، باید از همین حالا راه و روش صحیح سرمایه‌گذاری را بیاموزد. خیلی‌ها سفارش می‌کنند که چه کنید تا سرمایه‌گذار موفقی باشید، اما این مطلب می‌گوید اگر چه کاری انجام دهید، در سرمایه‌گذاری شکست می‌خورد.

سردرگمی بین کوتاه‌مدت و بلندمدت

فنونی وجود دارند به نام فنون مدیریت فعال که با استفاده از آن می‌توان برای خرید یا فروش کالای سرمایه‌ای تصمیم گرفت، ولی گاه پیش می‌آید که با رعایت آنها هم سرمایه‌گذاران ضرر می‌کنند. مثلا مشاهده می‌شود که بعضی از سرمایه‌گذاران هنگامی که قیمت‌ها پایین آمده و احساس می‌کنند پول خود را از دست داده‌اند، شروع به فروش می‌کنند و زمانی که وضع بازار خوب است و قیمت‌ها بالاست، اقدام به خرید می‌کنند. برخی از کارشناسان معتقدند: «یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زمانی پیش می‌آید که به سرمایه‌گذاری بلندمدت خود با دید کوتاه‌مدت نگاه کنید.»

آنچه بیشتر مردم انجام می‌دهند این‌گونه است. وقتی مردم تصمیم به فروش می‌گیرند که بازار خراب است و خریدار کم، اما زمانی می‌توان به قیمت خوب فروخت که بازار در شرایط خوبی باشد. در این شرایط باید سوال کرد: چگونه می‌خواهید سرمایه خود را بازیابید، در حالی که سرمایه‌گذاری خود را تبدیل به پول نقد کرده‌اید. پول در شرایط عادی صرف‌نظر از تغییرات بازار، می‌تواند متوسطی از ارزش را به شما بدهد.» اگر شکنندگی بازار شما را نگران می‌کند، با یک مشاور سرمایه‌گذاری مشورت کنید تا شما را درباره وضعیت بازار راهنمایی کند، اما در کنار آن به اندازه کافی درباره کاری که می‌خواهید انجام دهید تحقیق کنید تا بدانید مشاور شما کفایت لازم را دارد؟

 

وفاداری به سرمایه‌گذاری‌های طولانی

همانطور که یک بوکسور باید بداند چه زمانی باید ضربه بزند و چه موقعی عقب بکشد، یک سرمایه‌گذار هم باید یاد بگیرد چه‌موقع کنار بکشد. همیشه سرمایه‌گذاری‌ها منجر به سود نمی‌شوند. باید بتوانید بر احساسات خود غلبه کنید تا اشتباهات خود را شناسایی کنید و جلوی ضرر را بگیرید. این اصل را به یاد داشته باشید دچار طمع نشوید! اگر دیدید از سرمایه‌گذاری شما بوی خوشی نمی‌آید، هیچ‌گاه نشانه‌های خوبی از آن شنیده نمی‌شود. آن را ۱۰ سال نگه ندارید، چون همه پولتان را از دست خواهید داد.

 

خرید نسیه

نسیه خرید کردن؛ یعنی پول مصرف امروز را فردا دادن. باید مواظب این روش بود. در دنیا نیز نسبت به روش‌های اعتباری خرید هشدار می‌دهند. خرید کردن توسط اعتبار، یعنی خرج کردن پول فردا به‌خاطر هوس امروز! معمولا خرج کردن به این روش منجر به پشیمانی می‌شود و نتیجه آن یک دور باطل از بدهکاری است. کاری نکنید که درآمد امروز به‌خاطر ولخرجی‌های دیروز مصرف شود.» راه‌حل رهایی از این سیاه‌چال، کم کردن مخارج غیرضروری و کمی صرفه‌جویی است، تا اینکه بدهی‌ها حل شوند، ولی تجربه نشان داده کسی که در چاله خرید با اعتبار گیر می‌کند، به‌ندرت می‌تواند از آن خارج شود.
تعادلی بین بدهی‌ها و هزینه‌های کنونی برقرار کنید؛ به طوری که پس از مدتی این بدهی‌ها را صاف کنید و در عین حال خیلی زیر فشار نباشید. اگر اکنون بتوانید برای خرید چیز‌هایی که هوس کرده‌اید بخرید، کمی صبر کنید در آینده هم اعتبار خود را خواهید داشت و می‌توانید از آن استفاده کنید، با این تفاوت که کمتر بدهکار خواهید بود. همیشه استفاده از اعتبار را به تعویق بیندازید و هر بار بگویید دفعه بعد با آن خرید می‌کنم دفعه بعد و دوباره دفعه بعد.» شما هنوز هم می‌توانید خوش باشید، ولی ابتدا پس‌انداز خود را کنار بگذارید. به این روش هزینه بلندمدت شما کاهش خواهد یافت.

 

گرفتن وام‌های با بهره بالا

شاید دلیل خوبی برای گرفتن وام داشته باشید، اما یک لحظه فکر کنید که نتوانسته‌اید اقساط خود را بپردازید و مامور بانک در راه خانه شماست تا آن را مصادره کند! تصفیه یک وام زمان زیادی می‌خواهد. اگر می‌توانید با بهره پایین‌تر وام خود را تصفیه کنید و سعی کنید برای خرید‌های بزرگ خود به اندازه کافی پس‌انداز کنید. برای این منظور می‌توانید یک حساب پس‌انداز اضطراری باز کنید. تا اینکه وامی بگیرید که عرصه را بر شما تنگ کند. اگر مجبورید وام بگیرید پس از اینکه به اندازه کافی پس‌انداز کردید، می‌توانید کمتر وام بگیرید و بهره کمتری هم بپردازید. پس‌انداز شما می‌تواند به صورت طلا، نقره یا سهام باشد که در شرایط تورمی بالا این راه‌ها بیشتر توصیه می‌شوند. بهترین کار این است که حسابی باز کنید که نتوانید از آن پول بردارید، ولی بتوانید به صورت ماهیانه در حساب خود پس‌انداز کنید. برای آینده‌ای راحت‌تر پس‌انداز کنید تا از چپاول حسابتان توسط خودتان جلوگیری کنید.

 

اعتماد به افراد با مهارت‌های محدود

نمی‌توان از کسی که دانش لازم را ندارد برای سرمایه‌گذاری کمک گرفت و به نصایح او گوش داد. افراد معمولی معمولا بازیچه حرفه‌ای‌ها یا قربانی طمع خود هستند. البته برخی مواقع این افراد شاید مهم باشند، اما در عرصه سرمایه‌گذاری متخصص نباشند؛ بنابراین اعتماد به افراد غیرمتخصص هزینه دارد. اگر در دام چنین نصایحی افتادید، شاید بهترین راه قبول مشکل باشد. باید آن را به‌عنوان یک درس دردناک قبول کنید. به این امید که این درس برای شما خیلی گران تمام نشود. درباره سرمایه‌گذاری خود دوباره تحقیق کنید و با توجه به شرایط خود که آیا می‌خواهید در بلندمدت یا کوتاه‌مدت سرمایه خود را بازیابید، بهترین تصمیم را بگیرید، اما برای دفعه بعد که می‌خواهید سرمایه‌گذاری کنید علاوه بر اینکه از کمک افراد حرفه‌ای بهره می‌برید، باید در مورد سرمایه‌گذاری‌تان خودتان هم تحقیق کنید و ببینید اکنون شرایط بازار چگونه است؟ شرایط تاثیرگذار بر آن چه هستند؟

اگر سهام شرکتی را می‌خرید درباره وضعیت شرکت، درآمدها و نحوه مدیریت آن اطلاعاتی به‌دست آورید.
آیا بازار آنها رو به رشد است؟ آیا اکنون در بازار موفق عمل می‌کنند و این موفقیت در آینده هم ادامه خواهد داشت؟ آیا بزرگان سرمایه تمایلی به خرید این سهام دارند؟ اگر برای کالای سرمایه‌ای پول خود را می‌دهید، آیا این کالا تاییدیه‌های لازم را دارد؟ آیا شرکتی که به شما محصول خود را عرضه می‌کند، گواهینامه معتبر دارد؟ آیا تولید‌کننده آن برای همه کالا‌های خود گواهینامه معتبر دارد؟

[ پنج‌شنبه 03 مرداد 1392 ] [ 12:22 ] [ shiraziha ]
[ یکشنبه 30 تیر 1392 ] [ 13:19 ] [ shiraziha ]

 

 

كارگاه  با انصاف  شريني پزي در شیراز

 

 

 

نام كارگاه : شريني پزي عسل

 

نشاني :  شيراز چهاراه زندان  

 

شماره تماس :     09173151350

 

 

مزيت :  قیمت مناسب و كيفيت بسيار بالا .

[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 20:07 ] [ shiraziha ]

نرخ واقعی دلار چگونه محاسبه می شود؟

چهار روش محاسبه قیمت دلار به قلم آقای علی پاکزاد در سایت خبرآنلاین درج شده بود که با توجه به بعد آموزشی آن در سایت قرار می گیرد. ضمن اینکه نحوه محاسبه ارز و چگونگی سرمایه گذاری در ارز در برنامه های آینده سایت قرار دارد.

دلار چه قیمتی دارد؟، آیا ۱۹۰۰ تومان فعلی قیمت واقعی این ارز بین المللی است و یا با توجه به که بحث های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که بین مسافران مترو، تاکسی و اتوبوس رد و بدل می شود مبنا را دلار ۳۰۰۰ هزار تومان به بالا را واقعی بدانیم؟
برای محاسبه نرخ برابری ارزها روش های مختلفی وجود دارد، مبنای کالایی که بر اساس نرخ تورم کشورها محاسبه می شود، قدرت برابری خرید که در این روش میزان پول به کار گرفته شده برای یک سبد ثابت کالایی در چند کشور مورد مقایسه قرار گرفته و نرخ تبدیل محاسبه می شود، روش دیگر بر مبنای تراز پرداخت ها است که مابع التفاوت میزان ارز وارد شده و خارج شده به کشور را مبنا قرار داده و با حجم نقدینگی مقایسه می کند.
همه این روشها مبنای علمی داشته و قابل اثبات هستند ولی انچه در بازار ارز شکل می گیرد ورای این ارقام است، بازار ارز در مبنای عرضه و تقاضا مانند هر کالای دیگری به تعیین نرخ می پردازد، این نرخ البته قابل دستکاری است اگر در طرف عرضه و یا تقاضا انحصارگری وجود داشته باشد.
در اقتصاد ایران هم با توجه به سهم بالای دولت از اقتصاد در عمل طرف عرضه و تقاضا در انحصار دولت است، سهم صادرات غیر نفتی را اگر تصور کنیم همه توسط بخش غیر دولتی صورت می گیرد در نقطه اوج خود در سال ۹۰ معادل ۳۰ میلیارد دلار بوده و صادرات نفتی معادل ۱۱۳ میلیارد دلار، بر این اساس سهم بخش غیر دولتی در طرف عرضه این بازار زیر ۲۰ درصد خواهد بود، آنهم عرضه ای که با ضوابط بانکی به طور کامل در اختیار بانک مرکزی است.
بنابراین با هر روشی که محاسبه ارز را بخواهیم بر مبنای علمی انجام دهمی در نهایت آنچه قیمت ارز را تعیین می کند توقع و توان بانک مرکزی و دولت خواهد بود، رئیس کل بانک مرکزی چندی پیش در زمانی که به نظر می رسید دلار سیر نزولی پیدا کرده در مصاحبه ای گفت مگر در پنج سال پیش قیمت کالاها پایین آمده که انتظار دلار ۱۰۰۰ تومان را داشته باشیم، این نوع نگرش تعیین قیمت بر مبنای تورم را نشان می دهد، اگر بخواهیم بر این اساس قیمت را محاسبه کنیم با در نظر گرفته سالهای پایه متفاوت می توانیم قیمت هایی متفاوتی برای دلار محاسبه کنیم.
چهار نرخ قابل محاسبه و جاری دلار در برابر ریال
سال دلار دولتی (تومان) دلار آزاد (تومان) قیمت دلار براساس شاخص برابری قدرت خرید (تومان) تورم ایران (درصد) تورم جهانی (درصد) برآورد قیمت دلار بر اساس مابه التفاوت نرخ تورم داخلی و جهانی (تومان)

در این زمینه خبرگزاری فارس به نقل از میثم دهقان در مقاله ای نوشت: «یکی از روش های محاسبه نرخ ارز حقیقی، تعدیل نرخ ارز اسمی بر اساس مابه التفاوت تورم داخلی و خارجی است. در این استدلال انتخاب سال مبنا از اهمیت راهبردی برخوردار است. بهترین زمان برای تعیین سال مبنا، سالی است که عرضه و تقاضای ارز بدون دخالت دلارهای نفتی تعیین شده باشد. بنابراین با انتخاب سال ۱۳۴۰ و با فرض محاسبه مابه تفاوت تورم داخل ایران با آمریکا طی ۵۰ سال گذشته، نرخ حقیقی دلار در سال جاری حدود ۸۲۰ تومان برآورد می شود.همواره وضعیت نرخ حقیقی ارز از مسائل مناقشه بر انگیز طی سالیان اخیر در بین برنامه ریزان و صاحب نظران اقتصادی بوده است. یکی از روش های محاسبه نرخ ارز حقیقی، تعدیل نرخ ارز اسمی بر اساس مابه التفاوت تورم داخلی و خارجی است. در این استدلال انتخاب سال مبنا از اهمیت راهبردی برخوردار است و انتخاب سال های مبنای متفاوت نتایج بسیار متفاوتی را به دنبال دارد. به عنوان مثال سطح عمومی قیمت ها در ایران از سال ۱۳۴۰ تا ابتدای سال ۱۳۹۰ در یک دوره ۵۰ ساله، ۷۸۰ برابر شده است و سطح قیمت ها در کشور آمریکا با ارز خارجی دلار، ۴۲٫۷ برابر شده است. بنابراین نسبت قیمتهای آمریکا به ایران طی دوره مورد نظر ۱۰۵ برابر کاهش داشته است. چنانچه سال ۴۰ را ،که در آن نرخ ارز اسمی معادل۷۶ ریال بوده، به عنوان سال مبنا انتخاب کنیم، یک محاسبه ساده نشان می دهد که میزان نرخ ارز اسمی در سال ۹۰ که نرخ ارز حقیقی در این سال را معادل سال مبنا قرار می دهد معادل ۸۱۹۰ ریال خواهد بود. به عبارت دیگر با لحاظ سال ۴۰ به عنوان سال مبنا، قیمت ۸۱۹۰ ریالی ارز در سال ۹۰، اثرات تورم در دو کشور را زدوده و نرخ ارز حقیقی را ثابت نگاه می دارد.»
حال اگر به همین روش بر مبنای، مابه التفاوت نرخ جهانی تورم با تورم داخلی بخواهیم نرخ دلار را با پایه قرار دادن سال ۸۰ که ارز در کشور تک نرخی شده، بخواهیم نرخ برابری ریال و دلار را محاسبه کنیم، به قیمتی معادل ۲۸۸۴ تومان می رسیم. از سوی دیگر اگر بخواهیم مبنا را براساس قدرت برابری خیردی محاسبه کنیم نرخ دلار در سال جاری میلادی بر اساس محاسبه صندوق بین المللی پول معادل ۶۳۲ تومان خواهد بود.
این ارقام در حالی محاسبه می شود که آنچه واقعا در بازار قابل دسترسی است ارقام دیگری است، در سه ماهه نخست سال جاری قیمت هر دلار به طور متوسط به رقمی معادل ۱۷۵۹ تومان رسیده و نرخ رسمی بین بانکی معادل ۱۲۲۶ تومان است.
همانطور که اشاره شد این تفاوت قیمتها بر اساس مدیریت ارزی بانک مرکزی و نحوه عرضه و مدیریت تقاضای ارز توسط دولت ایجاد می شود و البته همیه این نرخ ها گویای رانت بخش هایی است که می توانند از این نحوه مدیریت دولت سود ببرند.
فاصله بین ۲۸۸۴ تا ۱۷۵۴ تومان در واقع تلاش دولت برای حمایت از مصرف کنندگان ایرانی ایجاد شده است و البته مابه التفاوت بین ۶۳۲ تومان تا ۱۲۲۶ تومان رانت دولت از محل انحصار درآمدهای نفتی و مدیریت بازار ارز است.
مابه التفاوت بین ۱۲۲۶ تومان تا ۱۷۵۹ تومان هم رانتی است که دولت در اختیار وارد کنندگان قرار می گیرد به عنوان حمایت از صادرات ولی زیان آن در واقع از جیب مصرف کننده پرداخت می شود.
حال شما باید تصمیم بگیرید کدام نرخ را ترجیح می دهید ولی آنچه بازار به شما دیکته می کند با آنچه می خواهید حتما یکی نخواهد بود.

[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 20:06 ] [ shiraziha ]

چگونه هوشمندانه موفق شویم؟

همه ما این امکان را داریم تابا تمرکز وقت و انرژی خود بر روی کارهائی که ممکن است اکنون نیز در حال انجام آنها هستیم، زندگی خود را متحول کنیم،پول بیشتری بدست بیاوریم و در زندگی موفق تر از همیشه باشیم.
شاید از خود بپرسید چگونه می توانیم به این نتیجه دست پیدا کنیم؟چگونه با انجام تعدادی از همان کارهائی که تاکنون انجام می داده ایم می توانیم پولدار تر و موفقتر شویم؟

شاید نام پاراتو،اقتصاد دان ایتالیائی را شنیده باشید.پاراتو کشف کرد که در ایتالیا ۸۰درصد درآمدها به جیب ۲۰درصد افراد می رود و در نتیجه ۸۰درصد افراد تنها ۲۰درصد درآمد ایتالیا را بدست می آورند. پاراتو وضعیت توزیع نابرابر ثروت در ایتالیا را دریافت.
بعدها دکتر جوزف یوران مطالعات بیشتری بر روی این کشف انجام داد و به این نتیجه رسید که قانون ۸۰/۲۰ یا قانون پاراتو در همه موارد صادق است.یعنی:
((۲۰درصد از هر فعالیتی باعث بدست آمدن ۸۰درصد نتایج می شود)).

مثلا ۸۰درصد نتایجی که شما در زندگی می گیرید در نتیجه ۲۰درصد از کارهای شما است .بعبارت دیگر یعنی ۸۰درصد موفقیت یا عدم توفیق شما نتیجه ۲۰درصد از کارهای شماست.

بنابر این اگر بتوان نسبت به شناخت ۲۰درصد از فعالیتهای موثر بر ۸۰ درصد موفقیت خود اقدام کرد می توان با تمرکزبر آنها و تکرار آنها موفقیت رادر زمان کمتر و کیفیت بهتر بدست آورد.قانون ۸۰/۲۰ در مدیریت زمان هم صادق است.یعنی می توان گفت که ۸۰ درصد نتایج زندگی شما در ۲۰ درصد زمان شما حاصل می شود.بعبارتی ما ۸۰ درصد از وقت ،انرژی و هزینه خود را تلف می کنیم در حالیکه اگر ۲۰ درصد تاثیر گذار را بشناسیم می توانیم با صرف وقت کمتر،انرژی کمتر و هزینه کمتر نتایج بسیار بهتری بگیریم.

چگونه می توانیم با استفاده از اصل۸۰/۲۰ موفقتر(ثروتمند) شویم؟

چگونه باید آن ۲۰ درصد از کارهای ما که منشا اثر ۸۰ درصدی در زندگی ما دارد را تشخیص دهیم. سئوال خوبی است که می تواند جزء سئوالهای کوانتومی باشد.
برای رسیدن به جواب این سئوال ابتدا چند سئوال زیر رااز خود بپرسید و صادقانه به آنها پاسخ دهید.

آیا تاکنون برای زندگی خود اعم از زندگی خانوادگی، وضعیت مالی و رسیدن به آنچه که دوست دارید هدف تعیین کرده اید؟آیا آنها را نوشته اید؟ آیا اهداف تعیین شده واضح و شفاف هستند؟
اگر اهداف خود در زندگیتان را تعیین کرده اید چه زمانی را برای دستیابی به آن اهداف تعیین کرده اید؟ یک هفته،دوهفته،یک ماه،شش ماه،یکسال،دو سال،۵ سال،۱۰ سال؟
آیا اهداف خود را تقسیم بندی به اهداف کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت کرده اید؟
ایا هدفهای کوتاه مدت ،میان مدت و بلند مدت شما در راستای یکدیگر هستند یا اینکه هر کدام برای خودشان مستقل هستند؟
آیا کارهائی که منجر به رسیدن شما به اهدافتان می شود را لیست کرده اید؟
آیا برنامه زمان بندی برای انجام آن در نظر گرفته اید؟وآیا برنامه زمان بندی را مکتوب کرده اید؟
آیا اهداف تعیین شده بصورت مداوم در مقابل شما قرار دارد؟
وآیا خود را نسبت به انجام کارهائی که برای رسیدن به اهداف خود در نظر گرفته اید در چارچوب برنامه زمان بندی خود متعهد می دانید یا نه؟
جواب به هریک از این سئوالات که به توالی نوشته شده پاسخ شما است. اینکه چگونه تشخیص دهیم آن ۲۰ درصد از کارهای ما که منجر به ۸۰درصد نتایج در زندگی ما می شود کدام کارها هستند در پاسخ به سئوالات بالا برای شما مشخص می شود.
ممکن است بگوئید ما برای خود هدفگذاری کرده ایم ولی نمی دانیم کارهائی که برای رسیدن به هدف باید انجام دهیم کدام کارها هستند.
این سئوال بسیاری از جوانهاست. برای یادگیری شنا شما باید وارد آب شوید.مطمئنا اگر وارد آب نشوید شنا یاد نخواهید گرفت بنابراین می توانید یا از یک مربی یا مشاور مجرب استفاده کنید و یا خودتان وارد گود شوید و با پشتکار،یادگیری،صبر و استفاده از تجربیات کسانی که این راه هارا رفته اند راهکارهای رسیدن به هدف را پیدا کنید.
.یکی از بزرگترین موانعی که اکثر افراد در جهت رسیدن به هدفشان دارند نداشتن صبر و دلسردی از انجام و پیگیری کارها است.همه می خواهند با کمترین هزینه و به سرعت پولدار و موفق شوند . ولی یک شبه پولدار یا موفق شدن نتیجه دیگری جز یک شبه ورشکست شدن را هم به دنبال خود خواهد داشت. به قول سعدی بزرگ (( آنچه که زود برآید دیر نپاید)). بنابر این این باور را در خود ایجاد کنید که ((مسیر موفقیت میانبر ندارد)). آنگاه بدون توجه به نتیجه و یا تحت تاثیر قرار گرفتن ازانرژی منفی اطرافیانمان که یا از سر دلسوزی و یا ناآگاهی ،موجبات دلسردی از انجام کارها را فراهم می آورند بر روی کارهای خود تمرکز کنید وبه سرعت حرکت کنید.پس از مدتی خواهید دریافت که ۲۰درصد از کارهای تاثیر گذارخود را پیدا کرده اید وموفق شده اید.

[ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 08:05 ] [ shiraziha ]

 

 

فروشگاه با انصاف  پخش عمده لوله 

 

 

عمده فروش لوله و اتصالات در شیراز


محصولات :

 

عاملیت عمده پخش انواع لوله و اتصالات  فلزی ، گازی ، گالوانیزه ، صنعتی ، پولیکا ، سبز و انواع لوله و اتصالات 5 لایه در جنوب کشور

 

نمایندگی پخش محصولات گروه ساوه ، آریاوا ، سپاهان ، کچو ، پلیمر جم گستر ، ایزو پایپ ، آرین پایپ ، نیو پایپ  در جنوب کشور

 

 

 

تماس : مهندس بری 09177145270  // 09170202011

 

تلفن : 721212 0711

 

 

 

 

 

 

 

 

مزيت : اين فروشگاه مركز پخش انواع لوله و اتصالات فلزي ،گازي،

گالوانيزه،صنعتي ،   پوليكا ، سبز و ... ميباشد .

 

 

چون بصورت عمده است قيمت ها بين 15% تا 30% ارزانتر است و ... .

[ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 07:57 ] [ shiraziha ]

مدیریت فروش

اغلب قریب به اتفاق انسانهای ثروتمند و موفق و شاید بتوان گفت تمامی آنها فروشنده های خوبی هستند.آنها با مهارت تمام، کالا یا خدمات خود را می فروشند. بطور کلی فروش، یک فعالیت پیچیده،سخت و ظریف است که اگر کسی بتواند مهارتهای لازمه برای فروش را بدست آورد درهای موفقیت به روی او باز می شود.

در دنیای امروز افزایش تعداد تولیدکنندگان و تنوع محصولات که منجر به افزایش قدرت انتخاب مردم شده است ،مدیریت فروش را قدری دشوارتر کرده بطوریکه اکنون داشتن یک فرایند موفق فروش، شاید مهمتر از فرایند تولید، شده باشد. چون اگر بهترین محصول و یا بهترین خدمت نیز تولید شود ولی نتوان آن را فروخت نمی توان آینده ای برای کسب و کار متصور بود.

مهارتهای اصلی یک فروش موفق

شاید بهترین مهارت برای یک فروشنده دانستن اصول و فنون مذاکرات تجاری باشد. داشتن این مهارت باعث می شود که فروشنده در دامهای مذاکره نیفتد و بتواند با یک مذاکره موثر به هدف خود که همان فروش است دست پیدا کند. داشتن این مهارت حتی می تواند موجب افزایش درآمد نیز بشود چرا که ایجاد یک ارتباط موثر می تواند منجر به پیشنهادهای سود آور منجر شود.

به دلیل اهمیت و تاثیر مهارتهای فروش ، تعدادی از تکنیکهای فروش در اینجا عنوان می شود.ولی این نکته را باید مد نظر داشت که کسب هر مهارت جدید نیاز به تمرین و مطالعه دارد.

۱- یک فروشنده موفق قبل از هر اقدامی برای فروش، باید نسبت به بدست آوردن اطلاعات کامل در مورد محصول یا کالائی که می خواهد بفروشد اقدام کند. دانستن ویژگیهای محصول شامل مزایا یا معایب آن باعث می شود تا بتواند جوابگوی سئوالات احتمالی مشتری در مورد آن کالا باشد.

۲- بررسی گزینه های احتمالی که ممکن است از طرف مشتری مطرح شود کار فروشندگان حرفه ای است. در مذاکرات فروش مواردی همچون قیمت،شرایط پرداخت ، زمان و چگونگی تحویل کالا و… ممکن است مطرح شود. بررسی گزینه های احتمالی قبل از عملیات فروش مانند درس خواندن قبل از امتحان است.

۳-اگر بتوان شرایطی را ایجاد کرد که مشتری پیشنهاد دهنده قیمت و شرایط باشد می توان با ذهنیت و توقعات مشتری آشنا شد و نسبت به تطبیق شرایط با گزینه های بررسی شده شرایط فروش خوبی ایجاد کرد.

۴- اگر شرایط بالا ایجاد نشد قیمت پیشنهادی محصول یا کالای خود را بالاتر از آنچه که در نظر گرفته اید مطرح کنید تا بتوانید تخفیف و امتیاز مد نظر مشتری را اعمال کنید.در غیر اینصورت اگر مشتری حس کند که شما حاضر به ایجاد هیچ امتیازی نیستید ممکن است یک فروش خوب را از دست بدهید.

۵- اگر شما محدودیت زمانی یا مالی برای فروش محصول یا کالای خود داشتید،به هیچ عنوان اجازه ندهید که مشتری از این مسئله آگاهی پیدا کند چون در موضع قدرت قرار می گیرد و ممکن است درخواستی فراتر از آنچه که در توان شما است داشته باشد.

۶- به هیچ عنوان،در موقعیت معامله خونسردی خود را از دست ندهید.عصبانیت باعث می شود شما نتوانید به درستی تمرکز کرده و مذاکره فروش را ادامه دهید.ضمن اینکه ممکن است منجر به ایجاد یک ذهنیت نامطلوب شود.در اینگونه مواقع بر معامله تمرکز کنید نه شرایطی که ممکن است توسط مشتری برایتان ایجاد شود.

[ یکشنبه 09 تیر 1392 ] [ 13:15 ] [ shiraziha ]
صفحه قبل123456...11صفحه بعد
درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران