نويسندگان

 

آموزش مقدماتی بورس - بخش اول

جایگاه بورس در اقتصاد

رشد و توسعه اقتصادی، نیازمند برخورداری از بازار‌های مالی گسترده و کارا است. بازار‌های مالی از دیدگاه اقتصادی به دو بخش بازار پول و بازار سرمایه تقسیم می‌شوند.

بازار پول، بازار مبادله منابع کوتاه‌مدت است و حداکثر سررسید آن یک دوره مالی (معمولا یکسال) است.

در کنار بازارپول، بازار سرمایه از جایگاه و اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بازار سرمایه که براساس ویژگی آن، مختص منابع بلندمدت است، امکان مبادله منابع را میان دارندگان مازاد منابع با متقاضیان کسری منابع فراهم می‌آورد.

از آنجا که رشد و توسعه اقتصادی نیازمند ایجاد سرمایه‌گذاری‌های کلان است و این سرمایه‌گذاری‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانند براساس بازار منابع کوتاه‌مدت (بازارپول) تامین مالی شوند، ایجاد یک بازار سرمایه قوی و کارآمد زیرساخت اساسی تامین مالی بلندمدت طرح‌های اساسی هر کشور را تشکیل می‌دهد.

بازار سرمایه مکانیزمی را فراهم می‌آورد تا براساس آن امکان تجهیز پس‌انداز‌های اندک به سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی فراهم شود که این اقدام براساس تخصیص بهینه منابع امکان‌پذیر می‌شود.

در بازار سرمایه تخصیص، زمانی بهینه است که بیشترین حجم منابع متوجه سودآورترین فعالیت‌ها شده و در نتیجه بهترین و توجیه‌پذیرترین فعالیت‌های اقتصادی با امکان بیشترین حجم مالی روبه‌رو خواهند شد.

در ایران رکن اصلی بازار سرمایه، بورس اوراق بهادار بوده که نقش محوری بازار سرمایه را برعهده دارد.

با وجود قدمت بسیار طولانی بورس‌های اوراق بهادار در جهان، بورس اوراق بهادار در ایران دارای پیشینه کوتاه‌مدتی است گرچه آغازفعالیت رسمی بورس اوراق بهادار در ایران به سال 1346 باز می‌گردد، ولی شروع فعالیت اصلی و اساسی این سازمان همزمان با اجرای اولین برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی نظام جمهوری اسلامی در سال 1368 است.

وجود پتانسیل‌های بالقوه و ضرورت‌های ایجاد شده با وجود محدودیت‌ها و مشکلات پیش‌رو، جایگاه بورس اوراق بهادار را در طی سال‌های اخیر بیش از پیش برجسته و با اهمیت ساخته است.

هرچند که بورس اوراق بهادار کشور از نظر نماگر‌های جمعیتی، صنعتی و اقتصادی از موقعیت ممتازی برخوردار است، اما در دسترس نبودن ابزار‌ها و زمینه‌های لازم برای مشارکت برابر و گسترده صاحبان منابع پس‌اندازی در بازار سرمایه ایران سبب شده تا درصد کمی از سرمایه تجهیز شده کنونی توسط این بازار به سهامداران جزء یا حتی بخش‌خصوصی تعلق داشته باشد.

محدود بودن پوشش جغرافیایی بازار سرمایه باعث ناشناخته بودن بورس اوراق بهادار در اکثر نقاط کشور شده است و حضور کمرنگ شرکت‌های فعال در نقاط دوردست کشور در این بازار نیز از همین رو است.
مزایای بورس اوراق بهادار را می‌توان از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داد.




مزایای بورس از دید واحدهای اقتصادی (شرکت‌های سرمایه‌پذیر)

سهولت در تامین مالی از طریق انتشار سهام و سایر اوراق بهادار، افزایش اعتبار داخلی و خارجی و تامین مالی با به وثیقه گذاردن سهام شرکت در بازارهای مالی داخلی و خارجی، تعیین ارزش بازار براساس قانون عرضه و تقاضا تا زمانی که نام شرکت در تابلوی بورس درج است، سهولت در تغییر ترکیب سهامداری و انتقال مالکیت، ایجاد دیدگاهی مطلوب در سرمایه‌گذاران با کاهش ریسک واحد اقتصادی و امکان تامین مالی با هزینه کمتر، برخورداری از مزایای خاص و اعتباری بانک‌ها و انتشار اوراق مشارکت، انتشار اوراق مشارکت بدون اخذ مجوز از بانک مرکزی و فقط با مجوز سازمان بورس اوراق بهادار، برخورداری از معافیت‌های مالیاتی، تبیین چشم‌انداز فعالیت شرکت در آینده و ارزیابی عملکرد شرکت و ارتقای سطح اعتماد عمومی و استفاده از مشارکت عمومی در توسعه شرکت است.




همچنین مزایای بورس اوراق بهادار از دیدگاه سرمایه‌گذاران شامل:

خرید سهام و اوراق بهادار برای کسب بازده مناسب و پوشش در مقابل تورم، اطمینان از گزینه سرمایه‌گذاری به دلیل شفافیت اطلاعات، قابلیت نقد شوندگی اوراق بهادار و سهولت نقل و انتقال سهام و استفاده از معافیت‌‌های مالیاتی، مشارکت در فرآیند تصمیم‌گیری برای اداره شرکت‌ها، ایجاد یک بازار دائمی و مستمر، امکان سرمایه‌گذاری بلندمدت و کوتاه‌مدت، وجود طیف‌های متنوع از اوراق بهادار از نظر درجه بازدهی و خطرپذیری برای سرمایه‌گذار، برقراری سیستم‌ها و روش‌هایی که از طریق آن خرید و فروش اوراق بهادار منظم و رسمی شود، احساس مشارکت سهامدار در امور تولیدی و تجاری شرکت و نظارت مضاعف بر فعالیت شرکت‌ها در چارچوب استانداردها و آیین‌نامه‌های بازار سرمایه است.




نحوه سرمایه‌گذاری در بورس

همانطور که پیشتر اشاره شد، کالایی که در بورس اوراق بهادار مورد دادوستد قرار می‌گیرد، سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس است.
در حقیقت اشخاص با خرید سهام شرکت‌های بورسی، به عنوان سهامدار شرکت مزبور تلقی می‌شوند.سهامداران شرکت‌های بورسی به دو گروه اصلی، سهامداران حقیقی و سهامداران حقوقی تقسیم می‌شوند.همچنین اشخاص (حقیقی و حقوقی) به منظور خرید سهام در بورس، نیاز به یک کد معاملاتی دارند.این کد معاملاتی که از سه حرف اول نام شخص یا شرکت و یک عدد پنج رقمی تشکیل می‌شود، یگانه است، به این معنا که هر شخص حقیقی یا حقوقی تنها یک کد معاملاتی در اختیار دارد.اشخاص حقیقی برای گرفتن کد معاملاتی با در اختیار داشتن کپی شناسنامه و کد ملی باید به یکی از کارگزاری‌های بورس اوراق بهادار مراجعه کنند.همچنین اشخاص حقوقی نیز برای گرفتن کد معاملاتی باید کپی روزنامه رسمی شرکت خود را در اختیار یکی از کارگزاران بورس قرار دهند.لازم به ذکر است که اخذ کد معاملاتی، بدون هزینه است.





کارگزار کیست؟

کارگزاران اشخاص حقوقی هستند که مجوز فعالیت خود را از سازمان بورس اوراق بهادار دریافت کرده‌اند.کارگزار نقش واسطه بین خریدار و فروشنده سهام را ایفا می‌کند.در حقیقت کارگزاران دستورهای خرید و فروش را از مشتریان تحویل گرفته و آن را به منظور انجام معامله، وارد سیستم معاملات می‌کنند.از جمله وظایف کارگزاران می‌توان به انجام معامله، اداره حساب‌های سرمایه‌گذاری اشخاص، مشاوره و راهنمایی و معرفی شرکت‌ها برای پذیرش در بورس اشاره کرد.کارگزاران بورس، پس از آزمون‌های متعدد و تخصصی و پس از طی مراحل مختلف، موفق به کسب مجوز از سازمان بورس و اوراق بهادار می‌شوند.





سفارش‌های خرید و فروش

اشخاص حقیقی و حقوقی پس از دریافت کد معاملاتی، می‌توانند با مراجعه به یکی از شرکت‌های کارگزاری نسبت به ثبت دستور خرید اقدام کنند.

فرم درخواست خرید اوراق بهادار شامل مشخصات فردی شخص، کد معاملاتی، نام سهم یا حق‌تقدم شرکت بورسی، تعداد سهام مورد تقاضا و قیمت خرید است. در حقیقت اشخاص باید برای خرید سهام یا حق‌تقدم، پیش از ارائه دستور خرید، ‌نسبت به واریز وجه موردنیاز به حساب کارگزاری اقدام کنند. دستور خرید می‌تواند به دو صورت انجام شود. در حالت اول شخص خریدار می‌تواند حداکثر قیمت خرید را در فرم درخواست خود مشخص کند، به این معنا که کارگزار موظف است، حداکثر تا قیمت تقاضا شده نسبت به خرید سهام برای متقاضی اقدام کند. در حالت دوم شخص، سقف قیمتی مشخصی را برای خرید سهام پیشنهاد نمی‌کند، به این معنا که خریدار به کارگزار مجوز می‌دهد در هر قیمت اقدام به خرید سهام موردتقاضا کند.همچنین با توجه به انتشار برگه‌های سهام خریداری شده توسط تالار‌های بورس در روز بعد از خرید، خریداران می‌توانند از روز دوم، اقدام به فروش سهام خریداری شده کنند. انجام عملیات فروش سهام نیز شبیه به خرید است، به این صورت که خریدار باید با مراجعه به دفتر شرکت کارگزاری، پس از تکمیل فرم فروش و تعیین قیمت موردنظر، اقدام به فروش سهام خود کند.

البته اخیرا خرید و فروش آنلاین نیز به امکانات بازار سرمایه افزوده شد. به این معنا که پس از دریافت کد بورسی از طرف کارگزاری نام کاربری و کلمه عبوری به شخص تعلق می گیرد که از طریق آن می توان به صورت مستقیم و بدون دخالت کارگزار از طریق وبسایت های مشخص شده در کارگزاری ها و نرم افزارهای معاملاتی ویژه به صورت مستقیم و لحظه ای به خرید و فروش سهام پرداخت.

براساس آخرین مصوبات سازمان بورس و اوراق بهادار، درصدی از قیمت سهام خریداری شده یا فروش رفته به عنوان کارمزد کارگزاری و سازمان بورس از حساب معامله گر کسر می گردد. کارمزدها به شرح جدول ذیل می باشد:




کارمزد معاملات در بورس

 

 

کارمزد معاملات در فرابورس












خلاصه آیین‌نامه شرایط پذیرش سهام شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار

بر اساس آئین‌نامه شرایط پذیرش سهام در بورس اوراق بهادار، ضوابط حضور شرکت‌ها در تابلوهای فرعی و اصلی به شرح جداول زیر است:








پنجاه شرکت فعال‌تر

بررسی تجربه بورس‌های اوراق بهادار در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که شناسایی شرکت‌های ممتاز یا دارای موقعیت برتر اغلب بر پایه معیارهای قدرت نقدشوندگی سهام، میزان تاثیرگذاری شرکت بر بازار و برتری نسبت‌های مالی انجام می‌شود.

شناسایی شرکت‌های برتر در بورس اوراق بهادار تهران بر پایه ترکیبی از قدرت نقدشوندگی سهام و میزان تاثیرگذاری شرکت‌ها بر بازار و در چارچوب معیارهای سه گانه زیر انجام شده است:

الف – میزان دادوستد سهام در تالار معاملات شامل:
1 -تعداد سهام دادوستد شده
2 -ارزش سهام دادوستد شده

ب – تناوب دادوستد سهام در تالار معاملات شامل:
1 - تعداد روزهای دادوستد شده
2 - دفعات دادوستد شده

ج – معیار تاثیرگذاری شرکت بر بازار شامل:
1 - میانگین تعداد سهام منتشر شده
2 - میانگین ارزش جاری سهام شرکت در دوره بررسی
Mj: رتبه شرکت j ام
N: تعداد شاخص‌‌های مورد بررسی
Ii: مقدار شاخص i ام









شاخص قیمت

شاخص کمیتی است که نماینده کمیت‌های همگن متعدد است. شاخص‌ها وسیله‌ای برای اندازه‌گیری مقایسه و سنجش پدیده‌هایی هستند که دارای ماهیت مشخص و لااقل یک خاصیت مشخص کننده‌اند.

بنابراین بر مبنای شاخص می‌توان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول مقطع زمانی مشخص اندازه‌گیری و مورد بررسی قرار داد.
کاربردهای شاخص شامل موارد زیر است:
1 - اعداد شاخص بیان کننده اطلاعات عمومی و کلی ساختار بازار است. در واقع شاخص مانند یک دماسنج وضعیت کلی اقتصاد و بازار را نشان می‌دهد.
2 - شاخص ابزاری برای مقایسه تغییرات یک پدیده در دو زمان متفاوت است.
3 - از بررسی اعداد شاخص تغییرات احتمالی قیمت‌ها در آینده را می‌توان دنبال کرد.
4 - شاخص ابزاری برای مقایسه تغییرات گروهی چند پدیده با یکدیگر است. با استفاده از شاخص قیمت می‌توان صنایع مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد.
شاخص کل قیمت بورس اوراق بهادار تهران:
شاخص قیمت سهام در بورس تهران بر پایه اول سال 1369 محاسبه می‌شود و به نام شاخص (TEPIX) معروف است.
برای محاسبه این شاخص به طریق زیر عمل می‌شود:


انواع شاخص‌ها در بورس اوراق بهادار تهران:
1 -شاخص کل قیمت
2 -شاخص کل قیمت به تفکیک تابلوی اصلی و فرعی
3 -شاخص بازده نقدی
4 -شاخص بازده نقدی و قیمت
5 -شاخص قیمت مالی
6 -شاخص قیمت صنعت
7 -شاخص قیمت به تفکیک هر صنعت
8 -شاخص قیمت 50 شرکت فعال‌تر









محاسبه قیمت پایانی سهم
فرض کنید میزان تغییر قیمت نسبت به روز قبل دو درصد (مثبت یا منفی) باشد. از طرفی اعمال این تغییر متناسب با حجم سهام معامله شده در طی روز است. بنابراین باید معیاری برای حجم سهام معامله شده تعریف شود که این معیار حجم مبنا نام دارد.

فرض کنید حجم مبنای روزانه هر سهم معادل با 20درصد تعداد کل سهام منتشره شرکت تقسیم بر 250روز کاری سال باشد. چنانچه تعداد سهام معامله شده در هر روز بیشتر یا مساوی حجم مبنا باشد، قیمت پایانی سهم برابر با متوسط وزنی قیمت در همان روز است. در غیر این صورت قیمت پایانی برابر با اختلاف میانگین وزنی قیمت از قیمت پایانی روز قبل ضرب در ضریب تعدیل و حاصل به قیمت پایانی روز قبل اضافه می‌شود.
ضریب تعدیل برابر است با نسبت تعداد سهام معامله شده به حجم مبنا

<img
[ چهارشنبه 02 بهمن 1392 ] [ 10:40 ] [ shiraziha ]

این یک رازی است که مثل خیلی از رازهای دیگر ظاهری ساده و معولی دارد. بیشتر رازها همینطوری هستند؛ یعنی ظاهری ساده و معمولی دارند و وقتی که آدم های معمولی آنها را می شنوند، برای شان خیلی مهم به نظر نمی رسد. ولی برای کسی که می فهمد و دنبال مسائل مهم را می گیرد و چشم و گوشش را تیز و باز می کند تا حواسش جمع همه چیز باشد، یک راز، وقعاً یک راز است.

این راز خیلی از فروشنده های موفق است. شاید این راز را بارها به اشکال مختلف دیده یا شنیده باشید ولی می توانید این دفعه این راز را در مقام یک راز ببینید.

یکی از رازهای فروشندگان موفق این است که آنها «عاشق» محصولی هستند که می فروشند.

«عاشق» شدن کار آسانی نیست. وقتی که شما بتوانید عاشق چیزی یا کسی بشوید، آن چیز را سراسر حسن و لطف می بینید. شما آن چیز یا کس را طور دیگری می بینید، متفاوت می بینید.

فروشندگان موفق همه چیز را نمی فروشند. چیزی را می فروشند که بتوانند عاشقش بشوند. وقتی که آنها می خواهند از محصول یا خدمتی که می فروشند،حرف بزنند، طوری حرف می زنند و تصویر سازی می کنند که مشتری هم بتواند مثل آنها عاشق آن محصول بشود و آن محصول را دوست داشته باشد و آن را بخرد.

کاربرد این راز بر خلاف ظاهرش اصلاً ساده نیست، امتحان کنید! 

[ دوشنبه 16 دی 1392 ] [ 19:19 ] [ shiraziha ]

پیش از آنکه هر فروشی صورت گیرد، لازم است مشتریان مناسب، شناسایی شوند. انجام صحیح و دقیق این مرحله از کارهای فروشندگی بیمه، فشار مراحل بعدی فروش را به‌شدت کاهش داده و کارآیی عملیات فروش را در حد قابل توجهی افزایش می‌دهد. در گام اول برای آنکه عملیات مشتری‌یابی را به‌درستی انجام دهیم لازم است ویژگی‌های یک مشتری واقعی بیمه را بشناسیم. یک مشتری واقعی، فرد یا سازمانی است که دارای دو ویژگی زیر باشد:

1. به بیمه‌نامه‌ای که شما می‌فروشید نیازمند باشد

2. توان خرید بیمه‌نامه‌های شما را داشته باشد

برخی مشتریان (یعنی افراد و سازمان‌هایی که دارای ویژگی‌های فوق هستند) به‌خاطر داشتن محدودیت‌هایی، امکان خرید بیمه‌نامه از ما را ندارند که با وجود مشتری‌بودن‌شان ما آنها را جزو مشتریان مناسب، قرار نمی‌دهیم. محدودیت‌های این افراد یا سازمان‌ها عبارت است از:

1. اختیار یا اجازه ندارند

2. از نظر قانونی برای خریدکردن محدودیت دارند

3. امکان تماس با آنها وجود ندارد

پس از آنکه با ویژگی‌های مشتریان مناسب آشنا شدیم لازم است گام بعدی را در عملیات مشتری‌یابی برداریم. گام دوم، در عملیات مشتری‌یابی، شناسایی آن افراد یا سازمان‌هایی است که ویژگی‌های یک مشتری مناسب را دارا هستند. این مرحله از کار مشتری‌یابی با استفاده از سیستم‌های مشتری‌یابی صورت می‌گیرد.

 

سیستم‌های مشتری‌یابی:

سیستم‌های مشتری‌یابی، روش‌هایی هستند که توسط آنها مشتریان واقعی را از میان کسانی که به مشتری‌بودن‌شان مشکوک هستیم شناسایی کنیم. درواقع، سیستم‌های مشتری‌یابی همانند دستگاه‌هایی عمل می‌کنند که از یک طرف، اشخاصی که به مشتری بودن آنها مشکوک هستیم وارد این دستگاه شده و از طرف دیگر، عده‌ی کمی که احتمال مشتری بودن آنها بالاست، از دستگاه خارج می‌شوند. مهم‌ترین سیستم‌های مشتری‌یابی که معمولاً در جریان بازاریابی بیمه مورد استفاده‌ی فروشندگان حرفه‌ای قرار می‌گیرند عبارتند از:

 

1. سیستم مشتری‌یابی حلقه‌ی بی‌انتها:

اساس این سیستم بر شناسایی اسامی مشتریان جدید با توسل به سؤالاتی است که از مشتریان، پرسیده می‌شود. فروشنده‌ای که از این روش استفاده می‌کند، در انتهای مذاکرات فروش، از مشتریانش سؤال می‌کند که آیا از دوستان یا بستگان، کسی را می‌شناسد که بیمه‌نامه‌ای که او می‌فروشد، برای آنها هم مفید باشد؟ اگر فروش موفقی داشته باشیم، احتمال به‌دست آوردن اسامی چند مشتری جدید بیشتر می‌شود، ولی حتی زمانی که در فروش، موفق عمل نکرده‌ایم باید از روش فوق استفاده کنیم. زیرا هنوز احتمال به‌دست آوردن اسامی مشتریان جدید، وجود دارد.

 

2. سیستم مشتری‌یابی مراکز نفوذ:

در این روش مشتری‌یابی، به‌دنبال افرادی می‌گردیم که به‌خاطر موقعیت شغلی یا اجتماعی مناسب خود، در مورد مشتریان ما از اطلاعات خوبی برخوردارند. پس از شناسایی این افراد سعی می‌کنیم ارتباط خود را با آنها تقویت کنیم و به‌وسیله‌ی این ارتباطات به اسامی مشتریان مناسب، دست یابیم. سؤال مهمی که در زمینه‌ی استفاده از این روش مطرح می‌شود و باید به آن توجه کنیم این است که چگونه مراکز نفوذ (یعنی افرادی که گفته شد) را به همکاری با خویش دعوت کنیم؟ تحقیقات نشان می‌دهند که در این‌خصوص محرک‌های مالی، تأثیر کمتری نسبت به محرک‌های روحی دارند. فروشنده‌ی بیمه باید برای ایجاد انگیزش در مراکز نفوذ جهت همکاری آنها با وی، به‌وسیله‌ی محرک‌های روحی آنها را تشویق کند. در زیر به چند مورد از محرک‌های مناسب روحی اشاره می‌کنیم:

1. رابطه با مرکز نفوذ باید به‌طور مستمر و دائمی باشد

2. باید طوری رفتار کنیم که این افراد احساس مهم‌بودن و منحصربه‌فرد بودن و حرفه‌ای بودن کنند

3. باید از ارتباطات و اطلاعاتی که در اختیار داریم جهت کمک کردن به آنها استفاده کنیم

 

3. سیستم مشتری‌یابی دستیاران فروش:

در این روش، فروشنده‌ی بیمه به‌دنبال افرادی با پایگاه‌های اجتماعی و شغلی پایین می‌گردد. هرچند افرادی که فروشنده به‌دنبال آنهاست دارای پایگاه‌های شغلی و اجتماعی پایینی هستند، ولی درمورد مشتریان ما از اطلاعات خوبی برخوردارند. فروشنده پس از یافتن این افراد، آنها را درمورد کسانی که (مشتریان) به‌دنبالشان می‌گردد آگاه می‌کند. دستیاران فروش معمولاً دارای سواد و هوش بالایی نیستند. بنابراین بهتر است آنها را به‌خوبی درمورد ویژگی‌های کسانی که به‌دنبال‌شان می‌گردیم آگاه کنیم. نکته‌ی مهم دیگر در مورد این افراد آن است که محرک‌های مالی، بیشترین تأثیر را بر انگیزه‌ی همکاری آنها با ما دارد. باید دقت کنیم زمانی که قصر پرداخت پول به این افراد را داریم به شکلی این کار را انجام دهیم که رابط‌های دقیق میان پولی که دریافت می‌کنند و کاری که برای ما انجام می‌دهند را احساس کنند. درواقع آنها باید رابطه‌ی پول و کاری را که انجام می‌دهند بفهمند.

 

4. سیستم مشتری‌یابی مشاهده‌ی شخصی:

این سیستم مشتری‌یابی بر تقویت حواس فروشنده به‌شکلی که بتواند در هر زمان و مکانی مشتریان را شناسایی کند، تأکید می‌کند. درواقع اساس این سیستم یک اصل روان‌شناسی است که می‌گوید: «ادراک ما، انتخابی است». از آنجا که ادراک ما انتخابی است بنابراین در اطراف ما بسیاری از پدیده‌ها و حوادث، اتفاق می‌افتد که ما آنها را مشاهده نمی‌کنیم. حال اگر حواس خود را تقویت نموده و به اطراف خود بیشتر توجه کنیم اموری را مشاهده خواهیم کرد که تاکنون مشاهده نکرده بودیم. هر فروشنده‌ای که حواس خود را بدین‌گونه تقویت کند متوجه می‌شود در اطراف او مشتریان بسیاری قرار دارند که پیش از این، متوجه آنها نبوده است.

 

5. سیستم مشتری‌یابی مزرعه‌ی فروش:

اساس این سیستم بر شناسایی گروهی از افراد قرار دارد که فروشنده‌ی بیمه در میان آنها از امتیاز ویژه‌ای برخوردار است. این امتیاز ویژه باعث می‌شود هیچ فروشنده‌ی دیگری دارای موقعیت فروشنده‌ی مورد نظر نباشد. پس از شناسایی گروه مذکور، فروشنده سعی می‌کند به‌جای شناسایی مشتریان جدید به کشف نیازهای جدید افراد گروه (مزرعه) بپردازد. معمولاً فروشندگان، چند گروه مختلف را به‌عنوان مزرعه‌های فروش خود قرار می‌دهند. درواقع فروشنده‌ای که از این روش مشتری‌یابی استفاده می‌کند به‌جای کشف افراد جدید به کشف نیازهای جدید افراد گروه (مزرعه) می‌پردازد.

 

6. سیستم مشتری‌یابی تماس سرد:

در فروشندگی، دو نوع تماس تلفنی وجود دارد. اول تماس‌های گرم، بدین معنا که طرفین تماس، پیش از برخورد در مورد یکدیگر آشنایی یا اطلاعاتی داشته‌اند و دوم تماس سرد، که دو طرف تماس، پیش از برخورد، هیچ آگاهی و آشنایی با یکدیگر نداشته‌اند. در روش مشتری‌یابی تماس سرد، فروشنده به‌دنبال گروهی از افراد می‌گردد که تمام اعضای گروه دارای یک ویژگی مشترک هستند، به‌شکلی که این ویژگی مشترک، مشتری‌بودن آنها را نشان می‌دهد. پس از شناسایی این گروه‌ها فروشنده‌ی بیمه به تک‌تک اعضای گروه مراجعه می‌کند و سعی می‌کند بیمه‌نامه‌های خود را به آنها بفروشد. از آنجا که فروشنده تنها به‌خاطر داشتن یک ویژگی، به افراد مراجعه می‌کند و هیچ اطلاعات دیگری از آنها ندارد تماس‌های او جزو تماس‌های سرد به‌حساب می‌آید.

 

7. سیستم مشتری‌یابی تلفنی:

در سیستم مشتری‌یابی تلفنی، شرکت یا نمایندگی بیمه، تعدادی از کارکنان را آموزش می‌دهد تا توسط تلفن و با استفاده از روش‌های جذب مشتری به تمام مشتریان احتمالی تلفن زده و با مهارتی خاص، علاقه‌مندی آنها به خدمات شرکت را بررسی کنند. درصورتی که فردی علاقه‌مند ارزیابی شود، به فروشندگان شرکت معرفی می‌شود تا آنها با وی قرار ملاقاتی حضوری تنظیم کنند.

 

8. سیستم مشتری‌یابی مراجعه‌ی مشتریان:

اساس این روش بر پذیرش این فرض استوار است که عده‌ی زیادی از افراد علاقه‌مند وجود دارند که میل‌اند از خدمات و بیمه‌نامه‌های پیشنهادی شرکت استفاده کنند، تنها کافی است تسهیلاتی فراهم شود تا این افراد بتوانند به خدمات شرکت دست یابند. فروشنده‌ای که از این روش استفاده می‌کند همیشه به فکر تهیه‌ی تسهیلاتی است که دسترسی مردم به او را تسهیل می‌کنند.

 

9. سیستم مشتری‌یابی با اینترنت:

اینترنت ابزار مناسبی برای یافتن مشتری است. از این ابزار به سه روش می‌توان برای مشتری‌یابی استفاده کرد:

1. می‌توانیم مشتریان را در اینترنت جستجو کنیم

2. می‌توانیم با طراحی وبسایت اختصاصی، دسترسی مشتریان را به خودمان آسان‌تر کنیم

3. می‌توانیم با استفاده از ایمیل (پست الکترونیکی) با مشتریان تماس بگیریم

 

10. سایر سیستم‌های مشتری‌یابی:

علاوه بر سیستم‌های گفته‌شده روش‌ها و سیستم‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانیم از آنها برای یافتن مشتریان جدید استفاده کنیم.

نکته‌ی قابل توجه اینکه با ترکیب و تغییر سیستم‌های مشتری‌یابی، براساس میزان خلاقیت فروشنده، می‌توان سیستم‌های جدیدی را ایجاد نمود.

همچنین هر فروشنده‌ی بیمه، باید از روش مشتری‌یابی مخصوص به خودش استفاده کند. زیرا روش‌های مشتری‌یابی مناسب برای فروشندگان مختلف با یکدیگر فرق می‌کند.

در انتخاب سیستم‌های مشتری‌یابی به هیچ‌عنوان پیش از آزمایش آنها، درمورد میزان اثر بخشی این سیستم‌ها قضاوت نکنید. ابتدا می‌بایست تلاش نمود تا از همه‌ی سیستم‌های مشتری‌یابی استفاده کرده و سپس نتایج هر سیستم را ثبت و پس از گذشت مدت‌زمانی مشخص (مثلاً یک‌سال) درمورد اثربخشی این سیستم‌ها تصمیم‌گیری شود. زمانیکه اثربخشی سیستم‌ها‌ی مشتری‌یابی برای هر مشتری، مشخص شد فروشنده‌ی بیمه تنها روش‌هایی را گزینش می‌کند که بیشترین اثربخشی را برای وی داشته باشد. از این پس فروشنده تمام توان و انرژی خود را بر بکارگیری سیستم‌های مشتری‌یابی گزینش‌شده (یعنی آنهایی که بیشترین میزان اثربخشی را داشته‌اند) قرار داده و سایر سیستم‌ها را رها می‌کند.

البته ممکن است درطول زمان، اثربخشی سیستم‌های مشتری‌یابی برای مشتری تغییر کند که این خود باعث اصلاح سیستم‌های مورد استفاده توسط فروشنده خواهد شد.

در همین راستا، وبسایت آموزشی بیمه‌مارکتینگ، اقدام به ارائه‌ی یک بسته‌ی آموزشی با عنوان "روش‌های جذب و فروش به مشتریان احتمالی در بیمه" نموده که در این بسته‌ی آموزشی، 14 تکنیک منحصربه‌فرد و متفاوت از تکنیکهای ذکرشده در این مقاله، به شما ارائه گردیده‌اند.

 

موفق باشید....

[ چهارشنبه 11 دی 1392 ] [ 19:00 ] [ shiraziha ]

آموزش بازاریابی حضوری

مدیریت انرژی
    منظور من از انرژی تعریف درسی و فیزیکی آن نیست. منظور من دقیقاً شکل مصطلح و غیر رسمی آن و همان چیزی است که وقتی حوصلۀ انجام هیچ کاری را ندارید، دوست یا مدیرتان به شما می گوید: «چرا امروز اینقدر کم انرژی و بی حالی؟ می خوای بری خونه و یه کم استراحت کنی؟!» حالا شما خودتان هر اسمی را که دوست دارید بر روی این مفهوم بگذارید؛ توان، نیرو، نشاط، حال، حوصله، قدرت و ...
    تصور کنید در مقابل فردی ایستاده اید که حال سر پا ایستادن را هم ندارد. شل، وارفته، بی حال و خسته، رو در روی شما ایستاده است و وقتی که تصمیم می گیرد چیزی بگوید، از روی بی حوصلگی نیمه و نصفه حرف می زند و بیشتر پاسخهای شما را با اشارۀ سر می دهد.
    مطمئنم که هیچ کس دوست ندارد که حتی از چند متری چنین آدمی بگذرد. حالا چه برسد به اینکه بخواهد با او در زیر یک سقف مشترک همکاری کند و یا در ارتباط باشد. دلیل این امر به خوبی روشن و معلوم است. حال بد و یا حال خوب به سرعت به دیگران سرایت می کند و بر روی اوضاع و احوال دیگران تأثیرات منفی یا مثبت می گذارد. اگر این گفته را باور ندارید، از همین لحظه تا آخر امروز، به هر کسی که با او روبرو می شوید، لبخند بزنید.

    آدمهای همیشه بی حال و حوصله، همیشه و در همه جا هستند. در خانه، در محل کار، در دانشگاه، در تاکسی، در مترو، در مغازه ها، در ادارات و ... بیشتر این آدمها هم مشغول به شغلی هستند که یا ازآن بیزارند و یا اینکه شغلشان از آنها بیزار است. (کسی چه می داند شاید علت این بی حالی و بی انرژی بودن آنها همین شغلشان باشد!)
    در مقابل این تیپ آدمها، آدمهایی هستند که غالباً سرزنده و شادابند. همیشه در حال حرکت و امیدوارند. حال خوب آنها تو را هم سر شوق می آورد و همیشه از درکنار آنها بودن لذت می بری. اینگونه آدمها هم، همیشه در همه جا هستند.
    شما دوست دارید با کدام یک از این دو دسته در ارتباط باشید؟ دوست دارید پای صحبت کدام یک از آنها بنشینید؟ کدام یک را برای همکاری و یا همراهی انتخاب می کنید؟

    یک نتیجۀ کلی
    سرزنده و پر انرژی بودن بودن بهتر از همیشه بی حال و کم انرژی بودن است. افرادی که از جنب و جوش و انرژِی بیشتری برخوردارند، راه حلها را زودتر پیدا می کنند، امیدوارترند، قدرت بیشتری برای حل مشکلات دارند، موفق ترند و بیشتر مورد توجه و پذیرش جامعه هستند.

    دربارۀ خودمان
    اگر پر انرژی بودن برای یک پزشک، مهندس، راننده، کارمند بخش بایگانی، پلیس و ... خوب است و بهتر است که در بیشتر اوقات اینگونه باشند، برای کسانی مثل ما که در حرفه های بازاریابی، فروش، ویزیتوری، مدیریت و ... مشغول به کارند، یک اصل مهم، حیاتی، همیشگی و کاربردی است.
    اجازه بدهید تا آب پاکی را به روی دستهایتان بریزم؛ هیچ بازاریاب، فروشنده و یا ویزیتوری حق ندارد کم و یا بی انرژی باشد. چرا؟ دقیقاً به این دلیل که خستگی، خستگی می آورد و شادابی، شادابی. به همین دلیل، در کنار فراگیری مهارتهای دانشی و تجربی در حرفۀ ویزیتوری، چگونگی پر انرژی بودن و مدیریت کاربست این انرژی و همچنین چگونگی نمودار ساختن و استفاده از آن برای گرفتن نتایج مطلوب کاری، مهارتی است که می بایست فراگرفته شود و به کار برده شود. چرا؟ آیا شما به عنوان یک مشتری دوست دارید با یک ویزیتور و یا فروشندۀ بی حال، نچسب و کم انرژی روبرو شوید؟ آیا از چنین فردی چیزی را هم خریداری می کنید؟ لطفاً هر چه را برای خود می پسندیم، برای دیگران هم بپسندیم. اینطوری بهتر نیست؟ تضمین می کنم و تعهد محضری می دهم که افراد عادی و آقای مهم (یعنی خانم و یا آقای مشتری) از رویارویی با جماعت ویزیتورها و فروشندگان بی انرژی و خسته و نا امید فراری اند و دوست دارند تا آخر عمرشان با هیچ یک از آنها روبرو نشوند.

    اگر با انرژی باشیم،
    کارهایمان بهتر انجام می شود.
    نتایج بهتری از انجام کارهایمان به دست می آوریم.
    دیرتر خسته می شویم، بیشتر تلاش می کنیم، در نتیجه میزان درآمدمان بالاتر می رود.
    مشکلات را با راه حلهای بیشتر و بهتری حل می کنیم.
    خاطره ای خوب و مثبت و شخصیتی قابل اعتماد و احترام در اذهان مشتریانمان به جای می گذاریم. و به این ترتیب برای خود یک مزیت رقابتی خلق می کنیم.
    کمتر نه می شنویم.
    در محیط کاری، فرد مورد اعتماد همکاران و مدیرمان می شویم و ...
    و همچنین مشتریانمان،
    از ارتباط با ما خسته نمی شوند و فکر فرار از ما و حس پیچاندن را از خود دور می کنند.
    از ما خوششان می آید و می توانند بیشتر به ما اعتماد و توجه کنند.
    از دیدن دوبارۀ ما عزا نمی گیرند.
    حرفهای ما را بهتر درک می کنند و در نتیجه زودتر به نتیجۀ نهایی می رسند.
    از اینکه با کسی در ارتباطند که نشان می دهد به شغل و حرفۀ خود ایمان دارد، لذت می برند.

    نمایشگاه انرژی
    انرژی در حالتهایی مثل همیشه متبسم بودن، شاداب و سرزنده بودن، مذاکره کردن به صورت فعال، پویا و هوشمندانه، کمتر خسته و ناامید شدن، تعداد قرار ملاقاتها و تلاشهای کاری بیشتر، کمتر خمیازه کشیدن و حساب بانکی چند رقمی، نمود پیدا می کند.
    یکی از حالتهای نمود انرژی برای یک ویزیتور و یا بازاریاب این است که وقتی به مدیر خودش می گوید: «می خواهم اینجا را ترک کنم»، مدیرش سعی می کند چهرۀ خود را بی تفاوت نشان دهد ولی اگر کسی دور و برش نباشد، می نشیند و های های گریه می کند.

    یک نکتۀ مهم
    انرژی در درون هر فرد به میزان کافی وجود دارد، این به خود ما بستگی دارد که تا چه میزان و به چه اندازه از مخازن انرژی درونی خود بهره بگیریم. به عبارت دیگر می گویم که مخازن انرژی درست در درون ما قرار گرفته اند و عوامل بیرونی تنها میزان خروج انرژی از این مخازن را کم و زیاد می کنند ولی انرژی نمی آفرینند.

    مدیریت انرژی
    مواظب باشید که دریچۀ تنظیم خروج انرژی در مخازن درونی خود را تحت کنترل و اختیار خود درآورید.
    از محیطهای منفی و بیش از حد منطقی و واقع گرا دوری کنید. این محیطها مخازن انرژی شما را می ترکانند.
    تا می توانید مسائل را ساده کنید و راهها را برای خود هموار کنید، زندگی را جدی بگیرید و لی آن را سخت نگیرید.
    با خودتان رفتاری محترمانه و گفتگویی مناسب داشته باشید.
    خنده را فراموش نکنید. فکر نکنید کسانی که به موقع و مناسب می خندند، لوده و بی کلاس هستند.
    هدف داشته باشید و در راه رسیدن به آن بجنگید.
    امید و توکلتان را از دست ندهید و همواره به میزان آن اضافه کنید.
    انرژی خود را درست خرج کنید. نه ولخرج باشید و نه خسیس باشید.
    انرژی خود را صرف حاشیه های بی ارزش نکنید.
    متمرکز باشید.
    به موقع استراحت و تفریح کنید و به موقع تلاش کنید.
    ورزش و جسم سالم آفرینندۀ انرژی است.
    به دیگران به موقع، به اندازه و هوشمندانه کمک کنید.
    در روزهای نا امیدی، از مخازن انرژی خود به خوبی استفاده کنید. لذت جنگیدن تا لحظۀ آخر را از دست ندهید.
    همیشه به یاد داشته باشید هر روز یک روز مجزا از روزهای قبل و بعد خودش است.
    همیشه حتی وقتی که بی انرژی و بی حال و حوصله هستید، مثل روزهایی که پرانرژی هستید راه بروید.
     پیش نوشت: پس از مدتها وقفۀ ناخواسته در راه چسباندن این تکه های آموزشی در کنارهم، تکۀ یازدهم از این تصویر آموزشی را درجای مناسب خودش نصب می کنم. امیدوارم تصویر کلی این دورۀ آموشی خلاصه شده برای شما واضح و واضح تر از قبل گردد.

    یک نکتۀ دیگر: یکی از دوستان در طی ارسال یک پیام، نظر بر این داشتند که من در روند چسباندن این تکه های آموزشی در کنار هم بیشتر به طرح کلیات پرداخته ام و از ذکر مثالها و طرح جزئیات طفره رفته ام. حرف ایشان کاملاً صحیح است ولیکن دلایلی نیز برای این انجام  دارم. یک اینکه، بنده مخاطبان این تکه های آموزشی را عموم افراد علاقه مند به حرفۀ ویزیتوری فرض کرده ام که تخصص و تجربه دارند و یا ندارند، پس ناچار به کلی گویی هستم. دو اینکه، حوصلۀ مخاطبان مطالب وب نوشته کمی محدود است و نویسندگان این مطالب هم، خود، زمان و حوصلۀ تنگی دارند. سه اینکه، قصد و هدف من بیان کلی و تیتروار موارد مهم در این حرفه است و اگر نه، حرف و مطلب برای بیان کردن و عیان ساختن بسیار است که ان شاءالله در مطالب آتی به طرح مباحث موردی و ذکر مثالهای واقعی خواهیم پرداخت.

    معرفی محصول
    اصلی ترین وظیفۀ یک ویزیتور در همین تکه قرار گرفته است. وظیفۀ اصلی یک ویزیتور معرفی صحیح و مؤثر یک محصول/خدمت است. تقریباً تمام آنچه که در تکه های آموزشی پیشین بیان گردیده است، پیش زمینه هایی برای این تکه محسوب می گردند.
    چرا یک ویزیتور به مهارت مذاکرۀ مؤثر نیاز دارد؟ چرا باید ظاهری مناسب و مثبت داشته باشد؟ چرا باید بتواند تماس اولیۀ مؤثری با مشتری خود بر قرار سازد؟ چرا باید اطلاعاتی مفید و تخصصی درخصوص شغلی که دارد و محصول/ خدمت خود داشته باشد؟ چرا باید از ساختار درون ذهنی مناسبی برخوردار باشد؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
    خوب به این دلیل که بتواند محصول/خدمت مورد نظرش را به بهترین شکل ممکن و مؤثرترین شیوه به مشتری احتمالی خود معرفی کند. چرا باید محصول/خدمت را به صورتی مؤثر معرفی کند؟ خوب به این دلیل که شغل او دقیقاً همین است و راه کسب درآمدش نیز از همین راه است.
    معرفی محصول/ خدمت چنانچه بر اساس توانمندی ها و خلاقیتهای فردی یک ویزیتور و همچنین بکارگیری تکنیکهای علم محور، کارآمد و تجربه شده  صورت پذیرد، می تواند تعداد صفرهای حساب بانکی او را به سرعت افزایش دهد. (البته با این فرض که در انتخاب یک محصول/خدمت مناسب و معتبر برای ویزیتوری، دقت و اهمیت کافی را به کار برده باشد.)

    معرفی مؤثر محصول/خدمت یعنی چه؟
    چه زمانی می توانیم بگوییم که محصول/خدمت مورد نظر به فرد مشخص و از پیش تعیین شده به صورتی مؤثر معرفی گردیده است؟
    چنانچه،
    مشتری احتمالی بتواند از راه این معرفی به اطلاعات مهم و ضروری در خصوص محصول/خدمت دست یابد.
    مشتری احتمالی به سطح مناسبی از آگاهی در ارتباط با محصول/ خدمت برسد به طوری که به مرحلۀ انتخاب و رسیدن به پاسخ بله یا خیر برسد.
    مشتری احتمالی نسبت به محصول /خدمت و توجیه سودآور بودن آن و ارزشهای به دست آمده از طریق مالکیت محصول/خدمت برای خودش ، کنجکاو و مطمئن شود.
    مشتری احتمالی نسبت به احتمال برخورداری محصول/ خدمت دارای احساسی خوب گردد.
    مشتری احتمالی یا به یک مشتری حتمی تبدیل شود و یا به یک فرد غیر مشتری آگاه.
    در این صورت می توانیم بگوییم محصول/خدمت به صورتی مناسب و مؤثر صورت پذیرفته است.

    اگر برای معرفی محصول/خدمت به صورت حضوری در کنار مشتری احتمالی قرار می گیرید، به نکات مهم زیر توجه  نمایید:
    خلاصه و مفید سخن گفتن در همه جا خوب است و در طی معرفی مناسب، یک قانون به شمار می رود.
    برای معرفی مناسب، ابتدا اطلاعات اصلی، مفید و خلاصه شده را به مشتری احتمالی بدهید و ارائه اطلاعات بیشتر و تکمیلی تر را به پاسخهایی که در جواب پرسشهای مشتری احتمالی می دهید، مؤکول نمایید.
    سعی کنید سؤالات و دغدغه های احتمالی مشتری در ارتباط با محصول/خدمت را از قبل پیش بینی نمایید و برای آنها به راه حلهایی برسید.
    مانند یک ربات عمل نکنید. در جریان معرفی محصول خلاقیت داشته باشید، با انرژی رفتار کنید و برای خودتان یک سبک مختص به خودتان طراحی کنید.
    دربارۀ محصول/خدمت به هیچ وجه اغراق نکنید.
    محصول/خدمت و سازمان خود را بدون عیب جلوه ندهید ولی محصول/خدمت و سازمان خود را به عالی ترین شکل ممکن و با دلایل قابل فهم معرفی کنید.
    در هنگام معرفی محصول/خدمت به لحاظ شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی هم قد مشتری احتمالی تان شوید.
    معرفی محصول/خدمت را برنامه ریزی کنید و آن را به چند مرحلۀ کوتاه مدت و زمان بندی شده تقسیم کنید. این برنامه را هرچه بیشتر و بیشتر تمرین کنید.
    یادتان باشد که مشتریان متعدد تیپهای شخصیتی متعددی دارند، بنابراین سعی نکنید یک الگوی تمرین شده را برای همۀ افراد به صورت یکسان بکار ببرید.
    معرفی مؤثر کار سخت و پیچیده ای نیست. گاهی تنها با نشان دادن یک کاتالوگ ساده و بدون بیان حرف خاصی می توانید قرارداد سفارش را ببندید.
    باهوش عمل کنید و در هر شرایطی به تناسب اقتضائات آن شرایط رفتار کنید.
    در جریان یک معرفی، همواره به حرکات طرف مقابل توجه کنید و به آنها اهمیت بدهید. همواره افرادی که در مقابل ما ایستاده اند به ما خواهند گفت که چگونه با آنها برخورد کنیم. تنها کافی است که کمی زبان کنایۀ آنها را بلد باشیم.
    اعتماد به نفس بیشتر باعث می شود که معرفی تان بهتر و مؤثرتر باشد. یادتان باشد که بیشتر محدودیتهای ما ذهنی هستند.

    تماس اولیه با مشتری
    تأثیر اولیه ای که ما از خود در ذهن مشتری به جای می گذاریم، در شکل گیری ذهنیت او نسبت ما و نسبت به قراردادی که در پیش است، نقش بسیار مهمی دارد.
    حتماً این نکتۀ مهم را به یاد دارید که مشتریان با احساس خود تصمیم به خرید می گیرند؛ از این رو توجه به کیفیت احساس مشتری برای ما مهم است. همچنین چگونگی احساسات از چگونگی ذهنیت و آنچه که در ذهن می گذرد، تعیین می گردد.
    هر مشتری در نخستین تماس، یک تصویر ذهنی مثبت یا منفی از ما در ذهنش ایجاد می کند و نتیجۀ انجام و یا عدم انجام قرارداد مورد نظر ما نیز بستگی زیادی به این تصویر ذهنی دارد. هر مشتری بر اساس نوع ذهنیتی که نسبت به ما پیدا می کند، تصمیم می گیرد که حرفهای ما را تا چه اندازه جدی بگیرد.
    بنابر آنچه گفته شد، تصویر ذهنی  اولیۀ مشتری نسبت به ما که با نخستین تماس اولیه ایجاد می شود، به طور مستقیم در نتیجۀ قراردادی که می خواهیم منعقد شود، مؤثر است.
    تماس اولیه ممکن است به صورت حضوری (در طی یک جلسه و یا ملاقات رو در رو ) و یا غیر حضوری (از طریق تلفن، اینترنت، ارسال نامه و ... ) باشد. تماس اولیه به هر شکلی که صورت پذیرد، بسیار مهم و قابل توجه است.

    یک سؤال مهم
    شما از جان مشتری چه می خواهید؟
    اصلاً چرا سراغ کارتان نمی روید و مشتری را به حال خودش رها نمی کنید؟... بله؟ ... کار شما همین است؟
    می خواستم یکبار دیگر بدانید که کار شما تنها و تنها جلب توجه، اعتماد، حمایت و رضایت آقا و یا خانم مشتری است. پس حالا که تنها کار شما همین است، سعی کنید به تمام جزئیات کار خود اهمیت بدهید و هیچ مورد مهمی را نادیده نگیرید.
    می خواهم بدانید که وقتی می گوییم «تماس اولیه»، از دستور پخت یک املت دانشجویی سخن نمی گوییم، ما از یک مرحلۀ سرنوشت ساز در حرفۀ شما سخن می گوییم.
    همانطور که دانستید، تماس اولیه شما با مشتری موجب ایجاد یک تصویر ذهنی اولیه از شما در ذهن مشتری می شود؛ نوعی حدس و گمان کلی دربارۀ شما، کاری که با او دارید، خطر احتمالی از جانب شما، سود احتمالی از جانب شما.
    در این تماس اولیه اگر بتوانید توجه مشتری را به خود معطوف کنید، او با یک سؤال اساسی روبرو می شود: «فردی که در مقابل من قرار گرفته است، از جان من چه می خواهد؟»
    وقتی که یک ویزیتور مثلاً از طریق تلفن با مشتری نخستین تماس را برقرار می کند، باید بداند که او تنها ویزیتور موجود در این شهر نیست. قبل و بعد از او هم ویزیتورهایی هستند که به دنبال به دست آوردن یک لقمه نان حلال اند. پس آقا یا خانم مشتری یک ذهنیت کلی از ویزیتورها در ذهن خود دارد که غالباً منفی است. خیلی از مشتریان بر اساس همین ذهنیتها و تجربه های پیشین، حتی از نحوۀ سلام کردن یک ویزیتور او را شناسایی می کنند. و نزد خودشان حدس می زنند که چه دقایق سختی را پیش رو دارند.
    واقعیت تلخ این است که غالب افراد ویزیتورها و بازاریابها را مزاحم و دزد وقت و انرژی و یا پول می دانند. چرا؟ دقیقاً به این علت که بسیاری از افراد شاغل در این نوع مشاغل به علت کم دانشی و از سر عفلت، تجربه های منفی و ناخوشایند زیادی در اتاق ذهن آنها به یادگار گذاشته اند. حال که شما می خواهید با احترام و اطلاعات با مشتری صحبت کنید، خواسته یا ناخواستهبا تجربه های تلخ گذشته مقایسه می شوید.
    بنابراین در تماس اولیه با یک مشتری ما باید به او بفهمانیم که ما مثل افراد ناشی نیستیم. ما به هیچ وجه مزاحم و یا فرد غیر مهم و بیکاری نیستیم.

    ...در جریان هر ارتباطی میان ما و مشتریان نوعی احساس دوجانبه رد و بدل می شود. اگر این احساس مثبت باشد، می توانیم بگوییم نصف راه قرارداد را طی کرده ایم. توجه به ظاهر و نوع لباس و آرایش صورت، استفاده از عطرهای مناسب، رفتار مؤدبانه، رفتار بر پایۀ اعتماد به نفس و اعتماد، ژست ایستادن، نحوۀ معرفی و سلام کردن، نوع گفتار و گفتگو و ... در ایجاد این احساس مثبت بسیار مؤثرند.
    در تماسهای اولیه با مشتری باید حرفه ای عمل کنید. یادتان باشد در بعضی موارد احترام نهادن بیش از حد و یا بیش از حد مؤدبانه رفتار کردن مثل این است که با صدای بلند هویت خود را فریاد زده اید و این دقیقاً همان چیزی است که نباید اتفاق بیفتد. تعادل در کار فروش یک قانون اساسی و مهم است. افراط و تفریط در هر عملی، نتایج مخرب به بار می آورد.
    ...یک تماس اولیه وقت بسیار محدودی دارد. ما وقتی برای توضیح و تفسیر چیزی نداریم. تنها کاری که باید بکنیم این است که اهمیت محصول/خدمت خود را نشان دهیم و احساس کنجکاوی در مشتری را برانگیخته نماییم. در تماس اولیه باید اجازه دهیم تا مشتری سؤال بپرسد. کم حرفی و گزیده گویی در فرهنگ ما نوعی احترام اجتماعی محسوب می شود.
    شما باید بتوانید مشتری را برای دیدن و یا تماس دوباره تان مشتاق کنید.

    حرف آخر
    از نظر من اعتماد به نفس برای یک ویزیتور و یا بازاریاب و فروشنده از شام شب هم مهمتر است. دوستان همراه، اعتماد به نفستان را به جیبتان و یا اوضاع بدی که احتمالاً دارید، سنجاق نکنید. اجازه ندهید که شرایط بد اعتماد به نفستان را تخریب کند. در تماس اولیه با مشتری، بگذارید تا او برق اعتماد به نفس و اطمینان را در چشمانتان ببیند. نسبت به خودتان و کاری که می کنید اعتماد و احترام بیشتری داشته باشید تااعتماد و احترام متقابل مشتری نیز برانگیخته شود.
    سعی کنید با مدیریت رفتار، سخنان و تمام خودتان ذهنیت مثبتی را در باغچۀ ذهن مشتری بکارید و درتماسهای بعدی این بذر کاشته شده را به درختی جاودانه تبدیل کنید.
    یادتان باشد این شما هستید که خودتان را معرفی می کنید.

    مخاطب شناسی
    چرا ما مخاطب خود را می شناسیم؟
    ما بر اساس شناختی که نسبت به مخاطب خود داریم، نوع رفتار و ارتباط دوجانبۀ میان خودمان را پایه ریزی می کنیم. به هر اندازه که میزان این شناخت بیشتر باشد، نوع ارتباط میان ما نیز هدفمندتر، نتیجه گراتر و مؤثرتر خواهد بود. از این رو، ارتباطی که بدون شناخت طرف مقابل صورت می گیرد، راه رفتن در تونلی تاریک بدون چراغ قوه است و هر لحظه ممکن است اتفاق غیر قابل کنترلی رخ دهد.
    شناخت مخاطب در امور بازاریابی، جایگاهی بسیار بسیار ویژه دارد. دلیل این باور که بازاریابی حتی قبل از تولید و ارائه محصول/خدمت شروع می شود، همین اهمیت شناخت مخاطب و یا مصرف کنندۀ نهایی است.
    اگر شما برای سخنرانی در جمعی از افراد بزرگسال دعوت شوید، متن سخنرانی خود را چگونه تنظیم می کنید؟ چه اطلاعاتی را ارائه می دهید؟ چه نوع لباسی می پوشید؟ از چه ادبیات گفتاری استفاده می کنید؟ حال فرض کنید شما به سالن سخنرانی می روید و ناگهان با جمع زیادی از بچه های خردسال پر سر و صدا مواجه می شوید. چه حالی به شما دست خواهد داد؟ من در این مواقع حتماً فرار خواهم کرد. تنها و تنها به این علت که مخاطب من عوض شده است و تمام برنامه ریزی قبلی من به هم خورده است. مسلماً با سخنرانی از پیش آماده شدۀ خود برای بزرگسالان نمی خواهم بچه ها برای گاز گرفتنم  به سویم حمله ور شوند.

    بنابراین نوع رفتار ما در یک ارتباط دوسویه با مخاطب بر اساس شناختی است که نسبت به او خواهیم داشت.
    مخاطب یعنی مشتری
    مخاطبینی که ما بر اساس شغل و حرفۀ خود با آنها وارد ارتباط می شویم، در واقع همان مشتریان احتمالی ما هستند. بنابراین مخاطب شناسی برای یک ویزیتور همان مشتری شناسی است.
    بخش عمده ای از شناخت مشتری قبلاً توسط مدیران سازمان شما انجام شده است. آنها برای تولید و ارائۀ محصول/خدمت خود، ویژگی های کلی مربوط به بازار هدف خود را شناخته اند. بازار هدف سازمان شما نیز شامل جمع کثیری از لایه های مختلف مشتریان احتمالی است. بنابراین شما می توانید اطلاعات بسیار مفیدی را در ارتباط با مشتریان خود از زبان شیوای مدیران سازمان خود بشنوید.

    مشتریان من کیستند؟
    چه خصوصیات برجسته و قابل توجهی دارند؟
    چه نیاز/نیازهایی از آنها توسط ما مرتفع می شود؟
    در چه بازۀ سنی قرار دارند؟
    چه نوع جنسیتی دارند؟
     سطح سواد، معلومات و دانش تخصصی آنها در ارتباط با محصول/خدمت ما چه میزان است؟
    قدرت خرید و ریسک پذیری آنها چقدر است؟
    چه مواردی برای آنها ارزش در خرید محصول/خدمت محسوب می شوند؟
    چگونه از خرید خود احساس رضایت می کنند؟
    با محصول/خدمت ما تا چه اندازه آشنا هستند و نسبت به آن چه ذهنیتی دارند؟
    در کجا و در چه وقت می توان آنها را پیدا کرد؟
    این قبیل پرسشها شما را به مجموعه ای از اطلاعات مفید، ولی کلی، نسبت به جامعۀ مشتریان/مخاطبان خود می رساند که توسط مدیران شما قابل ارائه هستند. شما با برخورداری از این اطلاعات می توانید یک تصویر کلی نسبت به عموم مشتریان احتمالی خود پیدا کنید. هرجامعۀ آماری یک سری ویژگی های عمومی و کلی را دارد. مثلاً ایرانیان مردمی مهمان نواز اند ولی در محدودۀ افراد ممکن است اینگونه نباشد. مثلاً همسایۀ ما اصلاً مهمان نواز نیست و بلکه مخالف مهمان است چون باد چرخ ماشینهای آنها را خالی می کند. بنابراین جامعۀ آماری مشتریان شما و یا همان بازار هدف شما یک سری ویژگی های کلی دارد که ممکن است در محدودۀ افراد، و یا بخش بندی مشتریان، خصوصیات متفاوت تری دیده شود. این اطلاعات کلی تصویر مبهمی از مخاطب را در دهن شما می سازد؛ درست مثل اینکه شما از فاصله ای دور به کسی نگاه می کنید.

    برای اینکه بتوانید تصویر مشتری/مخاطب خود را واضح تر ببینید چاره ای به جز نزدیک تر شدن به او ندارید. زمانی که شما بر اساس اطلاعات کلی به جانب مشتری حرکت می کنید، تا حدود بسیاری می توانید برنامۀ رفتاری خود را طرح ریزی کنید ولی با چند ملاقات با تعدادی از مشتریان/مخاطبان خود به اطلاعات جزئی تر و دقیق تری نسبت به مشتریان خود، نیازها و خواسته های آنها، سلایق و علایق آنها و ویژگی های اجتماعی، شخصیتی، فرهنگی و اقتصادی آنها به دست می یابید. انجام معاملات بیشتر و نتیجه بخش تر بستگی کامل به این اطلاعات جزئی تر دارد. وقتی که شما بدانید هر یک از مشتریان شما چه ویژگی های رفتاری دارد، شما رفتار خودتان را بر اساس آنچه که او دوست دارد و بیشتر می پسندد تنظیم می کند. این اتفاق همان چیزی است که مشتری را ذوق زده می کند.
     حالا زمانی است که از زمین به آسمان می بارد، یعنی شما می توانید این اطلاعات مهم و ارزشمند را در اختیار مدیران خود قرار دهید و مطمئن باشید که آنها روحشان هم از این موارد خبری ندارد.

    چند نکته
    هیچ گاه بدون شناخت وارد هیچ ارتباطی نشوید.
    میزان شناخت و آگاهی شما نسبت به مخاطبان خود با میزان قرار ملاقاتهای حضوری و تجارب مستقیمی که خودتان به دست می آورید، ارتباط مستقیم دارد.
    هر جلسۀ ملاقات درسهایی برای یاد گرفتن و اصلاح نواقص شما دارد.
    بهترین نوع آگاهی در ارتباط با مخاطب این است که شما بتوانید به جای او و همانند او فکر کنید.
    با مطالعۀ کتابهایی در رابطه با چگونگی برقراری ارتباط با دیگران و تیپ شناسی شخصیتی افراد مختلف، آگاهی مفیدی را در این خصوص به دست می آورد.
    یادتان باشد کیفیت برقراری ارتباط با مشتری تعداد صفرهای حساب بانکی تان را مشخص خواهد کرد.

    روش مذاکرۀ مؤثر برای یک ویزیتور
    توان مذاکراتی یا مهارت گفتگو برای یک ویزیتور در حکم یک ابزار بسیار پرکاربرد و مؤثر است. همانگونه که یک نفر تأسیسات چی برای پیشبرد کار خود به یک جعبه ابزار حاوی ابزارهای مناسب و کاربردی نیاز دارد، یک ویزیتور نیز برای انجام صحیح کار خود (ویزیتوری) به ابزارهای متعدد و مناسبی نیازمند است که یکی از مهمترین و مؤثرترین این ابزارها، مهارت گفتگوی مؤثر و کاربردی است. بنابراین یک ویزیتور برای اینکه بتواند در شغل خود موفقیت کسب نماید باید بتواند از ابزار مهارت گفتگو به خوبی استفاده نماید.
    البته محدود نمودن یک ویزیتور به شخصی که تنها از مهارت خوب سخن گفتن برخوردار است و یا به عبارتی مسلط به فن بیان می باشد، کارصحیحی نیست. ویزیتور هم یک جعبه ابزار دارد که یکی از ابزارهای موجود درآن مهارت گفتگو است. در برخی از آگهی های استخدام ویزیتور تنها بر مورد قدرت بیان و روابط عمومی عالی تأکید می شود و از این طریق ویزیتور را با یک طوطی سخنگو اشتباه می گیرند.

    یک ویزیتور چگونه باید مذاکره کند؟
    دانستیم که مهارت گفتگوی مؤثر برای ویزیتور یک ابزار کارگشا و مؤثر محسوب می شود. با توجه به مجال اندکی که این رسانه در اختیار من و شما قرار می دهد، در بررسی این موضوع به برخی نکات مهم اشاره ای گذرا می کنم. به زودی کتابی از من منتشر خواهد شد که در آن مهارت گفتگو و مدلهای کاربردی آن را مورد توضیح و بیان قرار داده ام، در آن کتاب به تمامی اصول و حواشی گفتگوی مؤثر اشاره ای کامل داشته ام.

    نکات مورد توجه در روند مذاکرۀ یک ویزیتور
    1.      مذاکرۀ کاری (شغلی) برای یک ویزیتور متفاوت از سایر مذاکرات روزمره است. مهارت گفتگوی مؤثر دانشی است که با ترکیب علومی همچون روانشناسی، رفتار شناسی، جامعه شناسی، بازاریابی و ... ایجاد می گردد. کاربست این دانش نیز در گرو رعایت استانداردهایی خاص و فرمولهایی ویژه است که می بایست مورد یادگیری و تمرین قرار گیرند. شما می توانید با استفاده از کلاسهای متعدد آموزشی و یا خودآموزی از طریق کتابها و منابع متعدد اطلاعاتی در این خصوص و پس از آن با تمرین و تکرار فراوان به یک مذاکره کنندۀ طراز اول تبدیل شوید.
    2.      توان گفتگو امری اکتسابی است که از طریق یادگیری و تکرار و تمرین ایجاد می شود، در نتیجه هر کسی با هر سطح توان مذاکره می تواند به یک مذاکره کنندۀ موفق تبدیل شود.
    3.      همانگونه که گفتم مهارت مذاکره همانند سایر مهارتها نیازمند تکرار، تمرین، اصلاح و تغییر است.
    4.      برای انجام مذاکرۀ مؤثر می بایست به صورت روشمند عمل نمایید. در جریان یک مذاکره شما مجاز نیستید که هر چیزی را هر گونه که دوست دارید به زبان بیاورید. گاهی از اوقات نوع سلام کردن شما نتیجۀ یک قرارداد را مشخص می کند!
    5.      انجام مذاکرۀ مؤثر نیازمند ایجاد تغییراتی در رفتار و عادت گفتگوی شماست. برای انجام این تغییر شما می بایست برخی از عادتها را حذف کنید، برخی را زیاد، برخی را کم و برخی را اضافه نمایید.
    6.      مؤثر سخن گفتن به معنی زیبا سخن گفتن و یا سخنان زیبا گفتن نیست.
    امیدوارم به زودی با خواندن کتابی که از من منتشر خواهد شد، مهارتهای گفتگو و مذاکرۀ مؤثر را در خود ایجاد و رشد دهید. من بر این اعتقادم که یک مذاکره کنندۀ توانمند می تواند یک جادوگر باشد.

    رفتار یک ویزیتور
    پیش نوشت: یکی از ویژگی های سیستمهای باز در ارتباط با مدیریت، رخ نمود موارد ناخواستۀ پی در پی است که در محیط بیرونی و درونی سازمان ظاهر می گردند. در این روزها فضای کسب و کار ایران با مسائلی مواجه گردیده است که بر میزان اتفاقات ناخواسته درون و برون سازمانی افزوده است.در کنار همۀ سختی های این موضوع، حسن موقتی آن برای من این است که دلیل تأخیر در نوشتار تکه های آموزشی را توجیه نمایم!
    رفتار شغلی یک ویزیتور با شرایط کاری او متناسب است. این موضوعی است که برای کلیۀ مشاغل عمومیت دارد. به علت رابطۀ بسیار تنگاتنگی که کار با سایر امور زندگی یافته است، تفکیک شخصیت کاری از شخصیت غیر کاری، برای عموم افراد، عملی سخت و دشوار است. از این رو چه بخواهیم و چه نخواهیم شرایط کار بر روی زندگی ما ،و بر عکس آن، شرایط زندگی بر کیفیت کاری که می کنیم تأثیرگذار است.
    این موضوع در سطح جامعه و بر اساس رفتارهای اجتماعی نیز قابل تأیید است. به عنوان مثال نوع پوشش، نوع آرایش، سبک زندگی، سبک معاشرت، نوع سلایق و انتظارات، نوع گفتار و کردار، همه و همه می توانند نمایانگر قشر خاصی از مشاغل باشند.

    مسلماً فردی که در یک پیک موتوری مشغول به کار است در مقایسه با یک پزشک، دلایل کمتری برای پوشیدن لباسهای گرانقیمت و شیک دارد. شرایط شغلی او موجب می شود تا به استحکام و راحتی لباسها بیش از زیبایی آنها، اهمیت دهد.
    حتی پس از فراغت از کارروزانه، ما نمی توانیم شخصیت کاری خود را تعطیل کنیم. بنابراین در جمعهای خانواده، دوستان، آشنایان و در دیدی وسیع تر، اجتماع، بخشی از شخصیت و رفتار ما وابسته به نوع شغلی است که به آن اشتغال داریم.
    با توجه به شرایط حرفۀ ویزیتوری، رفتار یک ویزیتور نیز رعایت شرایط و قوانین خاصی را می طلبد. سرزندگی، اعتماد به نفس، احترام محوری، ابراز ادب، صداقت، متناسب سخن گفتن، منظم و مرتب بودن، وقار و متانت و ... همانگونه که در طول یک روز کاری ابزارهای کاری یک ویزیتور محسوب می شوند، در مواقع غیر کاری نیز بخشی از شخصیت یک ویزیتور را تشکیل می دهند. اگر غیر از این باشد، ویزیتوری تبدیل به یک نوع بازیگری می شود. همین دوگانگی رفتار نیر در نهایت موجب تخریب اعتماد به نفس می شود.

    دوستان من، از زمانی که قدم در دنیای بازاریابی نهادم، همواره و همه جا خود را یک بازاریاب می دانم. می دانم که مشتریان بالقوۀ من همیشه و در همه جا هستند، بنابراین همواره رفتار خود را کنترل می کنم. این موضوع هیچگاه باعث نگردیده است که احساس محدودیت کنم. من به کاری که می کنم عشق می ورزم. بازاریابی، فروشندگی، ویزیتوری مهارتهایی را بر من افزوده است که در رفتار من در صحنه های خانواده، اجتماع، کار و زندگی بر قدرت شخصیتی و اعتبار انسانی من افزوده است. صبر، احترام متقابل، آرامش، تعهد، وفاداری، مسئولیت پذیری، حسابگری، استفاده از فرصتها، ایمان، توکل و ... دستاوردهای چنین حِرَفی است که با لحظه لحظۀ زندگی من آمیخته گردیده است.
    در جلسات آموزشی خود این نکته را بیان می کنم که اگر برای خریدن یک سطل ماست با شلوار ورزشی به سوپر مارکت محله تان مراجعه کردید، و به ناگاه با یک مشتری احتمالی در همانجا مواجه شدید که مدتهاست در حال پیگیری عقد قرارداد با او هستید، بدانید که زحمات شما به علت پوشیدن یک شلوار ورزشی، از بین رفته است.
    همراهان همیشگی، بدانید که حرفۀ شما هیچ گاه ساعت اتمام کار ندارد. مشتریان همواره در چند قدمی شما هستند. آیا این موضوع زندگی شما را تلخ می کند؟

    دانسته های یک ویزیتور
      از تأخیرات پیش آمده در مسیر چسباندن این تکه های آموزشی، عذر می خواهم. هر بهانه ای را که بیشتر می پسندید به جای من بگویید و به جای خودتان قبول کنید. متشکرم.
    مهارت و پیشرفت، برآیند دانش، تخصص و تجربه اند. با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر دنیای امروز، «بیشتر دانستن» یک نیاز ضروری برای همه محسوب می شود. جالب است بدانید که نوعی مرگ جدید تعریف شده است که بیشتر درِ خانۀ اهالی کسب و کار را می زند و آن، «مرگ اطلاعاتی» است.
     اجازه بدهید به همین مقدمۀ کوتاه بسنده کنیم و به بررسی جزئیات دانش و اطلاعات نپردازیم. مقصود من از بیان این مقدمه، تأکید بر ضرورت مطلع بودن، دانستن، یادگرفتن، متخصص بودن، و با خبر بودن هر فرد در دنیای کسب و کار است. این موضوع برای همۀ افراد عمومیت دارد و منحصر به یک یا چند شغل خاص نیست.
    دانسته های یک ویزیتور بر اساس حرفه ای که به آن مشغول است را می توان مورد تقسیم بندی قرار داد.
    1.      اطلاعات عمومی: یک ویزیتور به علت ارتباطاتی که با مشتریان فعلی یا آیندۀ خود برقرار می کند، در مسیر جریان تبادل اطلاعات روزمرۀ بین افراد مختلف قرار می گیرد. از این رو بهتر است از طریق روزنامه ها و یا وب سایتهای عمومی از هر اطلاعاتی که می تواند نظر و علاقۀ او را به خود جلب کند، در جریان مهمترین اخبار و رویدادها و دانستنی های عمومی قرار بگیرد.

          برخورداری از اینگونه اطلاعات در فرآیند یک مذاکره نیز بسیار پر کاربرد و گاهی نیز گره گشاست. همۀ ما دوست داریم علایقمان را به اشتراک بگذاریم و بیشتر به سوی کسانی متمایل می شویم که علایق مشترکی میانمان وجود دارد. فرض کنید مشتری آیندۀ شما نسبت به خواندن رمان علاقه مند است؛ در چنین شرایطی چنانچه شما در هر ماه یک کتاب رمان خوانده باشید و یا صفحات ادبی روزنامه ها را مطالعه ای گذرا کرده باشید، می توانید بر روی بستن قراردادتان حساب باز کنید.
    در اینجا توجه به دو نکته را ضروری می دانم: 1. مواظب باشید زیاد دانستن شما موجب ابتلا به عادت پر حرفی نشود. 2. برای برخورداری از یک حجم مناسب اطلاعات عمومی لازم نیست در هر مورد و زمینه ای کارشناس شوید. بیشتر به علاقه های خودتان توجه کنید، رمان بخوانید، فیلم ببینید، جدول حل کنید و یا روزنامه و مجله بخوانید.
    2.      اطلاعات مرتبط: یک دسته از دانسته ها مرتبط با موضوع کاری ویزیتوری هستند. بخشهایی از علوم روانشناسی، مدیریت، اقتصاد، حسابداری، جامعه شناسی، بازاریابی و آمار که جنبۀ کاربردی (غیر تحلیلی) دارند، می توانند در مسیر حرکت و پیشرفت یک ویزیتور به او کمک

[ چهارشنبه 04 دی 1392 ] [ 11:54 ] [ shiraziha ]

فرروشگاه با انصاف چاپ کارت وزیت در شیراز

 

نام : چاپ خضراء

نشانی : خیابان ملاصدرا ، نبش چهاراه خلیلی ، مجتمع کسری ، طبقه 3

تلفن : 6474208  //  6474471

 

[ شنبه 30 آذر 1392 ] [ 19:53 ] [ shiraziha ]

فروشگاه بی انصاف عطر و ادکلن در شیراز

 

نام فروشگاه :   ماتیک . پاییزان . عطرا ....

علت :   این فروشگاه ها مطعلق به یک شخص بوده (نوری) کلیه عطر ها تقلبی بوده و به عنوان اصل به فروش میرسانند لطفا در هنگام خرید به اصل بودن و غیر اصل بودن تو جه فرمایید.

صاحب فروشگاه  : نوری

نشانی : شیراز . خیابان عفیف آباد . پاساژ ستاره  . زیر زمین

[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 10:55 ] [ shiraziha ]

 

 

تعریف بازاریابی مویرگی:

توزیع مویرگی رساندن محصولات تا آخرین فروشنده است. مویرگها، رگهای کوچکی هستند که وظیفه‌ی رساندن خون به سلولها را به عهده دارند و با این استعاره، نظام توزیع مویرگی شکل گرفته است.

توزیع مویرگی نظام و تفکری است که می‌بایست در تمام بنگاههای اقتصادی مورد توجه جدی قرار گیرد. توزیع مویرگی فقط خاص شرکتهای عرضه‌کننده‌ی محصولات صنایع غذایی و بهداشتی و آرایشی نیست.

امروزه تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان تجهیزات آشپزخانه، لوازم خانگی، مبلمان، انواع ابزارآلات صنعتی و مصرفی و… می‌توانند با پیاده‌سازی مدیریت توزیع مویرگی از مزایای فراوان آن خودشان را بهره‌مند سازند.‌ نکته‌ی مهم طراحی درست این نظام و تعهد و حمایت مدیران ارشد برای اجرای آن است.

 

بازاریابی مویرگی

طبق تحقیقات به عمل آمده، با رقابتی تر شدن كسب و كارها، اهمیت ارتباط موثر با مشتریان نیز بیشتر می شود در این فضا از بین شیوه های مختلف ارتباط با مشتری نظیر تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم، شیوه های ارتباط دوطرفه نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه ای است كه بین بنگاه اقتصادی و مشتریان صورت می گیرد. در این ارتباط، علاوه بر اینكه بنگاه اقتصادی در شناساندن خویش به مشتری تلاش می كند تا بتواند تقاضای او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتی فراهم می شود تا صدای مشتری را نیز بشنود كه نتایج آن برای رقبا و گسترش كسب و كار حائزاهمیت است به طوری كه بنگاه می تواند مشتری را بشناسد و نیاز او را بداند و در راستای كسب رضایت مشتری با نگرش برد دوجانبه حركت كند. یكی از راههای بازاریابی مستقیم، بازاریابی تلفنی است كه بهره گیری صحیح از تلفن علاوه بر نكات پیش گفته در راستای مدیریت زمان نیز به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی كمك می كند. در این مقاله به بازاریابی تلفنی و مهارتهای لازم برای نیل به موفقیت درمذاكرات تلفنی پرداخته شده است.                                             
 
یكی از تاكتیك های مهم متقاعد كردن مشتریان آگاه امروزی كه حق انتخاب آنان به علت گسترش رقابت، پیوسته روبه افزایش است، ترویج (PROMOTION) است كه خود از پنج ابزار تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم تشكیل می شود. ازطرفی، باتوجه به بالارفتن ارزش وقت و لزوم مدیریت زمان برای نیل به اهداف بنگاههای اقتصادی و همچنین اثربخشی بیشتر شیوه های ارتباطی دوطرفه نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم است . 

 

توزیع کالا از طریق شبکه های توزیع عمده فروشی

محاسن:
1. هزینه های توزیع در این روش پایین تر است و قیمت تمام شده کالا را کاهش داده و یا حاشیه سود خرده فروش را افزایش می‌دهد.

2. تعداد زیادی از شرکتها و مراکز پخش کوچک از طریق شبکه های توزیع عمده فروشی تامین می شوند.

معایب:

1. به دلیل شیوه های خاص نقد و نسیه در بازار، کالاها معمولاً بسیار پایین تر از قیمت واقعی خود به فروش می روند و استراتژی‌های قیمت گذاری کالا را در کل بازار تحت الشعاع قرار می دهند و به اصطلاح، کالا ذلیل می شود.

2. شرکتها هیچ کنترلی بر شیوه های توزیع بازار ندارند.

3. ریسک باز پرداخت وجه کالای فروخته شده افزایش می یابد.

4. شبکه توزیع شرکت به صورت شبه انحصاری در اختیار بنکداران قرار می گیرد که در بلند مدت برای شرکت خطرناک است و شرکت عملاً از مکانیسم توزیع کالا هیچ اطلاعی ندارد.

5. شبکه توزیع عمده فروشی هیچ فشاری برای فروش کالاهای شرکت به خود وارد نمی سازد و در صورت ضعیف بودن کالا به هر دلیل، کالا را پس می زند.

 

توزیع کالا از طریق شبکه شرکتهای پخش توزیع مویرگی

اساساً به دلیل اینکه هر شخصی با هر سابقه و با هر مقدار پولی می تواند مبادرت به ایجاد شرکت پخش كند (همانطور که در کشور، به ویژه در شهرهای بزرگ مانند تهران بوضوح شاهد آن هستیم)، تعداد زیادی شرکتهای پخش کوچک در جاهای مختلف مشاهده می شود که ریسک فعالیت با این شرکتها چه از نظر بازپرداخت وجه کالاهای فروخته شده و چه از نظر کنترل نحوه فعالیت آنها به حدی بالاست که عملاً فعالیت با این سیستم ها را فاقد هر گونه توجیه می كند.

در این بخش فقط به همکاری با شرکتهای بزرگ پخش اشاره می شود:

 

مزیتها:

1. ریسک بازگشت وجه کالای فروخته شده نسبتاً در مقایسه با روش اول پایین است.
2. به دلیل وجود تجربه نسبتاً خوب در امر توزیع مویرگی و وجود اطلاعات به روز در این سیستم ها، کنترل شبکه توزیع و مسیرکالای فروخته شده آسان است.(البته اگر اطلاعات در اختیار شرکت تولید کننده قرار داده شود).

3. سرعت انتقال کالا به بازار نسبتاً خوب است.(البته نه در همه موارد)

4. به دلیل متمرکز بودن سیستم سفارش دهی و باز پرداخت وجه کالای فروخته شده، مشکلات تعدد مشتری و مراکز سفارش وجود ندارد و طرف حساب یک نفر است.

 

معایب:

1. شرکت تولید کننده هیچ کنترلی بر شیوه های توزیع کالا ندارد.

2. به دلیل واحد بودن کانال توزیع، در صورتی که به هر دلیل، شرکت توزیع کننده، توزیع کالا را انجام ندهد، شرکت تولید کننده فلج خواهد شد.

3. سیستم تامین مالی شرکت، منوط به پرداخت پول از یک منبع واحد می شود. در صورتی که به هر دلیل پرداخت پول از طرف شرکت توزیع کننده قطع شود، سیستم تولید کننده با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد.

4. در صورتی که عملکرد سیستم توزیع مورد رضایت تولید کننده نباشد، شرکت تولید کننده نمی تواند عکس العمل مناسب و سریع از خود نشان دهد.

5. در بلند مدت، شرکت توزیع کننده عملاً تعیین کننده خط مشی تولید کننده خواهد بود و تولید کننده باید تابع تصمیمات توزیع کننده باشد.

6. دوره باز پرداخت وجه فروخته شده به شرکتهای پخش بزرگ بسیار طولانی بوده و هزینه فرصت از دست رفته سرمایه برای شرکتهای تولید کننده بالا خواهد بود.

 

مجتمع های تولیدی و شبکه های توزیع مستقل

اساساً صاحبان سرمایه و کارشناسان بازار بخوبی از معایب اساسی شرکتهای پخش بزرگ آگاه هستند و از سالهای گذشته کشور همواره شاهد تولد شرکتهای پخش مختلف در مجتمعهای تولیدی بوده است که این مسئله تا امروز همچنان ادامه دارد.
در گذشته مجتمعهای مختلف تولیدی که حجم وسیعی از کالاهای با برند معتبر این کشور را تولید می کنند، با آگاهی از اهمیت فوق العاده استراتژی توزیع و به مقصد رسانی کالا و ایجاد دسترسی آسان به کالا برای مشتری و کنترل شیوه توزیع و بازار محصول و بسیاری از موارد دیگر، مجموعه ای از شرکتهای توزیع تخصصی خود را راه‌اندازی كردند که این مجموعه ها در حال حاضر از شرکتهای قوی و معتبر پخش در کشور محسوب می شوند.

نکته حائز اهمیت این است که به طور معمول مجتمعهای تولیدی و شرکتهای تولیدی بزرگ که دارای شبکه های توزیع مستقل هستند، معمولاً از برندهای معتبرتر و حضور فعالتری در بازار برخوردارند و سودهای کلانی از محل فروش محصولات برای کارخانه های خود ایجاد می كنند. در حالی که شرکتهایی که با شبکه های توزیع دیگر فعالیت دارند، از این مزیت ها برخوردار نیستند و یا کم بهره اند و هزینه های سرسام آوری را برای توزیع محصولات و تقویت جایگاه برند خود در بازار می پردازند.

 

توجیه هزینه ای ایجاد شبکه های توزیع برای مجتمع های بزرگ تولیدی

پر واضح است که ایجاد شبکه های توزیع دارای هزینه های نسبتاً سنگینی هستند و تقریباً در همه موارد در سالهای اول سود آور نیستند. اما پرسش اساسی اینجاست که با توجه به هزینه سنگین این مجموعه ها چرا مجتمعهای تولیدی تمایل دارند این شبکه های توزیع مستقل را ایجاد كنند. دلایل فراوانی برای توجیه این مسئله وجود دارد که در قبل به تعدادی از آنها اشاره شد.

اما یکی دیگر از دلایل اصلی ایجاد این شبکه های توزیع، این است که شرکتها و مجتمعهای تولیدی به دلیل حجم وسیع تولیداتشان اساساً ممکن است نتوانند مجموعه معتبری را پیدا کنند که این حجم وسیع کالا را توزیع كند و از سوی دیگر با توجه به هزینه های بالای توزیع کالا از طریق شبکه های توزیع دیگر ایجاد این شبکه های توزیع در بلند مدت کاملاً دارای توجیه اقتصادی است.

اما اساساً مجتمعهای تولیدی در ایجاد شبکه های توزیع مستقل، به دنبال کسب سود نیستند، زیرا توزیع قوی کالاهای تولیدی شرکتهای تحت پوشش این مجتمعها با هزینه های نسبتاً معقول، باعث حضور مناسب در سطح بازار، جای گرفتن کالاها در قفسه فروشگاهها در نقاط مختلف بازارهای هدف، افزایش حجم فروش محصولات مجتمعهای تولیدی به میزان قابل قبول، کنترل دائم و آسان بازارهای هدف و کنترل وضعیت بازگشت سرمایه و کاهش ریسک های مرتبط با آن که یکی از مهمترین مسائل شرکتهای تولیدی در ایران است می شود. این مزایا ایجاد شبکه های توزیع مستقل را حتی در صورت زیانده بودن برای آنها منطقی و توجیه‌پذیر كرده است.

صنعت توزیع کشور همواره شاهد تولد شرکتهای پخش مستقل برای مجتمعهای تولیدی بزرگ، متوسط و بعضاً کوچک است.

یكی از مسائلی كه بازار ایران در این برهه از زمان با آن مواجه است، رقابت شركتها برای ارائه كالا‌ها و خدمات مطلوب با نازلترین قیمت ممكن است، زیرا به دلیل ارتباط مستقیم قیمت با قدرت پرداخت مصرف‌كننده، یكی از شاخصهای اساسی تصمیم‌گیری وی برای خرید یك كالا یا خدمت، قیمت آن است.

در این شرایط شركتهای تولیدی ضمن استفاده از راهكارهای مختلف با افزایش حجم تولیدات خود و توسعه بازارهای تحت پوشش ضمن تلاش برای افزایش میزان حضور در بازار، سعی دارند هزینه‌های ثابت خود را بر حجم بیشتری از تولید سر‌شكن كنند تا بتوانند هزینه قیمت تمام شده كالا را كاهش داده و ضمن افزایش قدرت مانور خود در بازی با قیمت، حاشیه سود خود را افزایش دهند.
نكته اساسی در جامعه عمل پوشاندن به این مطلب، برخورداری از یك شبكه توزیع قوی است. بنابراین مجموعه‌ها و مجتمعهای بزرگ تولیدی به منظور دست‌یابی به این هدف، اقدام به ایجاد شبكه‌های توزیع قوی در بازارهای تحت پوشش خود می‌كنند زیرا شركتهای پخش حقیقی تعهدی در مورد حجم فروش و افزایش سالانه آن به شركتها نمی‌دهند و اساساً قابلیت توزیع مجموعه وسیع كالاهای مجتمعهای تولیدی را ندارند زیرا به طور نسبی ظرفیت سبد كالایی این شركتها كامل است.

 

شبکه های توزیع مستقل و بازار تهران بزرگ "بازاریابی مویرگی"

اساساً شرکت های تولید کننده در توزیع و فروش محصولات خود و یا ایجاد شبکه های توزیع در سطح بازارهای مختلف به دو عامل اساسی توجه وافر دارند:

1. نزدیکی بازا مصرف به شرکت(مبداء تولید)

2. اندازه بازارهای هدف(استراتژیک بودن بازار)

معمولاً شرکتهای تولیدی نسبتاً بزرگ کشور که قابلیت تولید کالا در حجم زیاد و تامین نیاز بازارهای بزرگ را داشته باشند، بدون کوچکترین شکی از بازار تهران چشم پوشی نمی کنند.

بازار تهران بزرگ به دلایل زیادی از جمله متمرکز بودن حجم زیادی از جمعیت در یک منطقه جغرافیایی، بالا بودن نسبی درآمد مردم این شهر نسبت به سایر مناطق کشور، اثر گذاری مستقیم بازار تهران بر الگوی مصرف سایر استانهای کشور، بالا بودن حجم مصرف این بازار و ... مورد توجه خاص شرکتهای تولیدی است. تحقیقات نشان می دهد که در هر سوپر مارکت تهران، به طور متوسط روزانه 190 نفر بار مشتری رفت و آمد می کند. حال اگر تعداد سوپرمارکت های مناسب تهران را حدود 15000 باب فرض کنیم - که تعداد آنها بسیار بیشتر از این عدد است - به طور متوسط در سال حدود 1 میلیارد نفر بار مشتری در سطح سوپرمارکت های تهران رفت و آمد دارند. حال اگر سایر مراکز تامین نیاز روزمره مردم تهران را نیز به آن اضافه کنیم، تعداد مشتریان سالانه این فروشگاهها از 5/1 میلیارد نفر بار تجاوز خواهد كرد.

بسیار بدیهی است که هیچ شرکتی حاضر نیست از این بیلبورد رایگان با این حجم مشتری چشم پوشی كند. پس شرکتهای تولیدی و خدماتی، سرمایه گذاریهای فراوان و خاصی را روی بازار تهران انجام می دهند و حتی با تحمل زیانهای معقول، در سالهای اول فعالیت، سعی در حضور فعال در این بازار دارند.
آمار فروش شرکتهای تولیدی معتبر کشور نشان می دهد که این شرکتها بیش از 30 درصد از کل فروش خود را در سطح تهران و شهرهای حومه آن انجام می دهند که رقم قابل توجهی است.

 

سایر مزایای توزیع مویرگی و بازاریابی مویرگی:

بازاریابی مویرگی  به شرط زمینه‌سازی و پیاده‌سازی درست آن در مرحله‌ی تدوین استراتژی و همخوانی آن با سایر تاکتیکها نظیر ارتباطات، قیمت‌گذاری، و… و از همه مهمتر جذب و آموزش صحیح منابع انسانی شایسته، مزایای فراوانی خواهد داشت که عبارتند از :‌

۱-‌ جمع‌آوری اطلاعات دقیقتر و به‌روزتر از بازار

نیروهای شاغل در توزیع مویرگی چون با آخرین حلقه‌ی نظام توزیع یعنی خرده‌فروشان ارتباط دارند و حتی هنگامی که در محل کسب خرده‌فروشان هستند امکان ارتباط آنها با مصرف‌کنندگان و شنیدن صدای آنها بیشتر است، در معرض اطلاعات دقیقتر و به‌روزتر هستند .‌

فقط لازم است نیروها با چشم باز، گوش شنوا، و مغز فرصت‌سنج در کسب اطلاعات کوشا باشند و بتوانند با گزارش‌نویسی دقیق و گزارش‌دهی شایسته این اطلاعات را به مدیران خویش جهت تصمیم‌گیری منتقل سازند .‌

قبول کنیم که نمایندگیها و عمده‌فروشان به اندازه‌ی نیروهای خود شرکت در ارائه‌ی اطلاعات موفق نیستند یا بخشی از آن را سانسور می‌کنند .‌

۲- پوشش بیشتر بازار

تفکر توسعه‌ی بازار بر این است که برای بلندمدت کار کند و بسترهایی را فراهم سازد تا در طولانی‌مدت در بازار حضور داشته باشد؛ یکی از این راهها، شناخت بیشتر بازار هدف از شرکت مربوطه و محصولات آن است. برای همین است که شرکتها هزینه‌های سرسام‌آور تبلیغات و ارتباطات را می‌پذیرند .‌

حال یکی از بهترین راهها، در معرض دید مشتریان و مصرف‌کنندگان بودن محصولات است. با به‌کارگیری نظام توزیع مویرگی، با هدف قرار دادن محصولات در ویترین فروشگاهها، حتی آنهایی که فروش پایینی دارند، عملا پوشش بازار بیشتری خواهید داشت و به این طریق اقدامی در ماندن در بلندمدت انجام شده است .‌

۳- ارتباطات گسترده‌تر با مشتریان :

با تهیه‌ی بانک اطلاعاتی از تمام خرده‌فروشان، امکان ارتباطات بیشتر با آنها را فراهم می‌سازید؛ برای مثال از طریق ایمیل، تلفن، و فکس آخرین اطلاعات را به ایشان منتقل می‌کنید تا دریافت کنند. همچنین با خیال راحت‌تر مشوقهای انگیزشی خودتان را به آنها می‌رسانید .‌

۴- کاهش ریسک از دست‌ ‌دادن مشتری‌

هنگامی که شما یک بنکدار یا عمده‌فروش را از دست می‌دهید، ممکن است درصد قابل توجهی از سهم بازارتان را از دست داده باشید، اما اگر به هر دلیل ارتباط شما با یک خرده‌فروش قطع شود، فقط درصد ناچیزی از سهم بازار کم می‌شود و امکان جایگزینی آن نیز سریعتر و ساده‌تر خواهد بود .‌

۵- کاهش سوختی پول

در کنار توضیحات ارائه‌شده، اگر با یک عمده‌فروش یا بنکدار مشکل مالی پیدا کنید یا خدای‌نکرده ایشان ورشکست شوند، بخش قابل توجهی از سرمایه‌ی شما درگیر می‌شود. اما این احتمال در هنگام مواجهه با خرده‌فروشان بسیار پایین است .‌

۶- افزایش قدرت چانه‌زنی شرکت

عمده‌فروشان به دلیل خریدهای کلان، قدرت چانه‌زنی بیشتری داشته و امتیازات بزرگتری از شرکتها دریافت می‌کنند که میزان آن برای خرده‌فروشان بسیار پایین بوده و شما خودتان را اسیر شبکه‌ی توزیع نکرده‌اید .‌

۷- کاهش احتمال شکل‌گیری رقبای جدید

در بازار شاهد هستیم که شرکتها با اسیرکردن خودشان در دست عمده‌فروشان و بنکداران عملاً با خرده‌فروشان ارتباطی ندارند و چون این توزیع‌کنندگان بزرگ هستند که بازار را در دست دارند، زمانی می‌رسد که آنها با داشتن سرمایه‌ی بالا و دکان، خودشان را از شرکت تولیدکننده بی‌نیاز می‌بینند و بنابراین خودشان با احداث یا خرید کارخانه و معرفی برند خودشان رقیب قدری برای آن شرکتی می‌شوند که از بازار توزیع هم بی‌خبر است .‌

اخیراً با شکل‌گیری دهکده‌‌ی جهانی و تعاملات روزافزون و ساده شده‌ی کشورها، دیگر بنکداران و عمده‌فروشان خودشان را از روی آوردن به سمت تولید و درگیرشدن در پیچ و خمهای آن نیز خلاص می‌کنند و با عقد قرارداد با تولیدکنندگان خارجی بخصوص چینی‌ها، تولید را به‌صورت مدیریت بدون کارخانه پیش می‌برند و خودشان با تیزهوشی قابل تحسین در مدیریت برند، مدیریت نوآوری، و مدیریت بازاریابی و فروش، انرژیشان را صرف می‌کنند.‌ پس شرکتها هم باید مواظب رقیب‌پروری از سوی خودشان باشند .‌

۸- کاهش امکان زیرفروشی

بنکداران و عمده‌فروشان چون به‌صورت کلان خرید می‌کنند و بنابراین از تخفیفات لازم برخوردار می‌شوند، بعضی از مواقع از شرکت تولیدکننده به‌عنوان بانک راحت خود استفاده می‌کنند، به این معنی که پس از تهیه‌ی جنس آن را زیر قیمت مقرر شده به بازار عرضه می‌کنند و عملاً با کاهش سود، خودشان یا در مواردی گذشت از سود، تأمین نقدینگی‌شان را انجام می‌دهند.

حال این شرکت اصلی است که با معضلاتی چون چندنرخی شدن جنس در بازار، کاهش قدرت فروش خودش، در اختیار قراردادن بازار به رقبا و … مواجه می‌شود.

۹- جریان دائم نقدینگی

با پیاده‌سازی و اجرای نظام توزیع مویرگی، شرکتها درگیر خرده‌پول بیشتری نسبت به قبل می‌شوند، و رقم چکها کم می‌شود. اما درکنار کاهش ریسک که توضیح داده شد، جریان دائم و هر روزه‌ی پولی به شرکت است که خود در مدیریت پول و نقدینگی در بازار امروزه حائز اهمیت است.

۱۰- ‌امکان تفویض اختیار بیشتر به شعبات :

شرکتها با به‌کارگیری نظام توزیع مویرگی با راه‌اندازی شعبات در سراسر کشور که گاه با ده شعبه‌ی کل کشور قابل پوشش است، و ارائه‌ی اختیارات به مدیران شعبات درست انتخاب شده و درست آموزش دیده شده، امکان مدیریت بر بازار با به‌کارگیری اصول سرعت، دقت، و کیفیت را مهیا می‌سازند .‌

11-گسترش سهم بازار در بین عاملان فروش بیشتر و یاوران بیشتر در بازار

12-افزایش چابکی سازمان و امکان سریعتر پیاده‌ شدن تفکرات شرکت در بازار

13-پیشینه‌سازی فروش با به‌کارگیری نیروهای شایسته و آموزش مناسب آنها

14-ارائه‌‌ی خدمات بهتر و بیشتر به مشتریان با سرعت مناسب‌

15-افزایش انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات احتمالی بازار

16-کنترل بیشتر بر هویت برند

17-همترازی بیشتر هدفهای شرکت با هدفهای مشتریان‌

18-ساختن زیرساختهای محکم در بازار

19-سرعت عمل در رساندن محصولات به خرده‌فروشان و حذف یا کم کردن هزینه‌های انبارداری آنها

20-قابلیت حمل مستقیم و کاهش ضایعات حل مجدد

21-حمایت بیشتر از خرده‌فروشان

22-ارتقا‌‌ی برنامه‌های ضمانت‌

23-ارتقا‌‌ی امکان ترویج در محل خرده‌فروشیها

24-مدیریت بهتر و بیشتر بر موجودی کالا و برنامه‌های انبارگردانی

25-مدیریت بهتر مرجوعی‌ها

26-پشتیبانی فروش

27-امکان بیشتر تولید سفارشی

28-آموزش مرتبط با محصول و تکنیکهای فروش برای خرده‌فروشان

29-ارتقا‌‌ی حس همدلی بیشتر بین شرکت و خرده‌فروشان‌
30-کنترل عملکرد توزیع مویرگی با گفتگوی دوطرفه با خرده‌فروشان

31-دقت بیشتر در انتخاب شرکای تجاری با حضور مرتب در بازار

32-ارتقای دیدگاه فعالیت تیمی و نگرش سیستمی در سازمان

33-مدیریت شایسته‌تر تغییر با درک بهتر از بازار و عملکرد رقبا
34- و کاهش امنیت روانی برای مدیران شرکت

35- افزایش سود در بلندمدت به دلیل کم کردن هزینه‌های توزیع سیستم بنکداری و عمده‌فروشی و کاهش سوختی پول، و …‌

 

پیاده سازی ساختار فروش مویرگی (کلیات سیستم)

فاز اول بازاریابی مویرگی

بررسی قیمت محصول

بررسی قیمت رقبا

بررسی رقبا

فاز دوم بازاریابی مویرگی

نهایی کردن مناطق بازار هدف

نهایی کردن چارت سازمانی

تدوین Job Analysis

·   اهداف شغلی

·   ارزش های شغلی

·   شرایط عمومی احراز

·   شرایط تخصصی احراز

·   شرح وظایف

·   حقوق و دستمزد

تدوین روش های استخدامی

تعیین موارد آموزشی برای هر سمت

تدوین آیین نامه انضباطی

تعیین کف فروش

تعیین کف موجودی انبار

تدوین روند جریان فروش

·   مسئول دریافت سفارش

·   نحوه ثبت سفارش

·   نحوه کنترل سفارش

·   مسئول کنترل سفارش

·   نحوه کنترل اعتبار مشتری

·   مسئول کنترل اعتبار مشتری

·   مسئول تحویل اقلام

·   نحوه تحویل اقلام

·   مسئول تسویه حساب

·   نحوه تسویه حساب

·   زمان تسویه حساب

·   نحوه برگشت از فروش

·   نحوه برگشت مرجوعی

تهیه مشخصات سیستم و برنامه حسابداری

تدوین روش های معرفی محصول

تعیین سیاست های معرفی محصول

تعیین ابزار معرفی محصول

جوایز فروش

هدایای تبلیغاتی

نهایی کردن قیمت ها

مشخص کردن وضعیت حمل

تعیین تعداد ماشین ها

 

مشخص کردن شرایط بهینه تهیه ماشین

 

فاز سوم راه اندازی بازاریابی مویرگی


 

استخدام

آموزش پرسنل

تهیه ماشین حمل اقلام

آماده کردن انبار و سردخانه

راه اندازی سیستم حسابداری

تولید فرم های سفارش، حسابداری، انبار و ...

منطقه بندی و تقسیم بندی تیم فروش

تامین اقلام به میزان نیاز در انبار

تولید ابزارهای معرفی

تولید هدایای تبلیغاتی

[ دوشنبه 18 آذر 1392 ] [ 11:50 ] [ shiraziha ]

تکنیکهای ساده بازاریابی

 

انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند.

فن بیان، نوع نگرش، طرز رفتار، شکل ظاهری و پوشش، ادب، کنجکاوی، مخاطب‌شناسی و... امروزه همگی جزو لاینفک موفقیت یا عدم موفقیت یک بازاریاب به شمار می‌آید. به طور کلی یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود، به این رو باید در پرتو چنین دانشی، از واکنش‌های خاص آن‌ها نتایج سودمندی بگیرد و حتی‌الامکان از اشتباهات جلوگیری کند.

یک بازاریاب باید تا جایی که می‌تواند و در هر زمان، از این عامل و شاخص مهم استفاده کند و آن را به کار گیرد. به طور مثال باید بتواند با استفاده از این حس خود، تمایل و علاقهء مشتریان را شناسایی کرده و در جهت ایجاد و تثبیت قرارداد با مشتریان به کار گیرد.

به طور کلی می‌توان گفت، برقراری ارتباط موفق با مشتریان از طریق کنجکاوی ما در علایق و نیازهای مشتریان حاصل می‌شود چرا که مشتریان مختلف علایق و سلایق مختلفی دارند، برای برخی کیفیت مهم‌تر است و برای برخی قیمت، برای برخی رفتار فروشنده مهم‌تر از کالایی است که می‌خرند و برای گروهی دیگر نه.

مثلا باید بدانیم که صرفا ارزان بودن کالایی، تنها شاخص موردپسند مشتری نیست چرا که گروهی قلیلی  از مردم، دوست دارند احساس کنند که می‌توانند بهترین‌ها را بخورند و بپوشند و اگر با آن‌ها طوری رفتار شود که استطاعت چیزی را ندارند، دل آزرده می‌شوند. مردم عمدتا بیش‌تر چیزها را با قیمت و ارزش مادی تخمین می‌زنند، حتما ضرب‌المثل معروف «مردم عقلشان به چشمشان است» را شنیده‌اید.

این ضرب‌المثل حتی در میان سایر جوامع نیز مصداق دارد. برای نمونه فروشگاه بزرگی در حومهء لس‌آنجلس در شب عید کریسمس، کلاهی را به مبلغ 1000دلار به معرض نمایش گذاشته بود، جمعیت خانم‌هایی که برای دیدن آن کلاه آمده بودند آنقدر زیاد بود که همهء‌آن‌ها در فروشگاه نمی‌گنجیدند و عده‌ای در بیرون فروشگاه منتظر ورود بودند. بازاریاب موفق نیز باید این عامل را در روانشناسی فروش به کار بگیرد.

مثلا اگر شرکت ما با روش مناسبی در حال تبلیغ است ولی بهره مناسبی از این تبلیغات نمی‌برد، کافی است در گوشه‌ای از تبلیغات خود یا در سایت خود بگوییم انجام این تبلیغات برای ما 000ر100دلار هزینه داشته است و بکوشیم تا این موضوع را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این موضوع وقتی انجام شود، انبوهی از توجه را به خود جلب می‌کند و نتایج درخشانی در برخواهد داشت، همچنین نوع گفتار و اصطلاحاتی که در بازاریابی و تبلیغات از آن استفاده می‌کنیم بسیار مهم است چرا که نحوهء گویش ما می‌تواند منجر به برداشت‌ها و عکس‌العمل‌های متفاوتی از سوی مخاطبان شود.

مثلا خیلی از افراد این‌گونه تبلیغ می‌کنند: «برای یک هفته محصول ما را امتحان کنید، اگر مایل نبودید پول شما را پس خواهیم داد.» معنای این جمله آن است که چنانچه مشتری از کالای خریداری شده راضی نباشد، تمام پول پرداختی وی یک هفته پس از خرید پس داده خواهد شد.

حال به این جمله دقت کنید: «اگر محصول ما مورد پسند شما واقع شد، پس از یک هفته پول آن را پرداخت کنید.» ملاحظه می‌شود معنایی که از این جمله استناد می‌شود، دقیقا همان معنای جملهء بالایی است با این تفاوت که این جمله برای مشتریان خیلی چشمگیرتر واقع می‌شود و تمایل بیش‌تری در آن‌ها ایجاد می‌کند تا محصول مزبور را امتحان کنند. درستی این موضوع در آزمایشی که سال 2003از سوی شرکت پرولینک ( Prolink )، تولیدکنندهء دوربین‌های عکاسی و لوازم جانبی آن، در بازار تایوان انجام شد مشخص شد و طی یک دورهء دو ماهه، تعداد مشتریان این شرکت بیش از 36درصد افزایش یافت.

گادفری هریس، از تبلیغاتچی‌های بزرگ و نویسندهء چندین کتاب در زمینهء تبلیغات و بازاریابی،  تفاوت در شیوهء بیان را این‌گونه مطرح می‌کند: تصور کنید دو نفر پیش من می‌آیند و هرکدام خرید یک اسب را به من پیشنهاد می‌دهند. هردوی آن‌ها ادعاهای یکسانی دارند که اسب‌ها خوب و مهربان هستند و حتی یک بچه می‌تواند روی آن سوار شود. یکی از آن‌ها می‌گوید: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست نبود پولت را پس می‌دهم.» دیگری نیز همین جمله را تکرار می‌کند ولی اضافه می‌کند: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست بود بیا و پول اسب را به من بده.» من طبیعتا اسب دومی را می‌خرم.

نکته‌ای که در این مورد وجود دارد وکمتر کسی به آن توجه دارد این است که مشتریان ما و به طور عام همهء انسان‌ها، واکنش بیش‌تری به شنیدن کلمات مثبت و تاییدکننده دارند و آن‌چه سبب شد تا مشتریان شرکت پرولینک افزایش یابد، به کاربردن عبارتی چون «موردپسند واقع شدن» در مقابل «مایل نبودن» بود که تاثیر مثبتی در نگرش و تصمیم‌گیری مشتریان داشت.

امروزه کالاهای بی‌شماری با انواع متعددی از مارک‌های مختلف در بازار موجود است که تفاوت چندانی از نظر کارآیی در رفع نیازهای مشتریان ندارند، از این رو آن‌چه تمایز محصولات را در تسخیر بازار سبب می‌شود، نوع نگرشی است که مصرف‌کنندگان به محصولات مختلف دارند. البته روش‌های مختلفی برای ایجاد نگرش مثبت نزد خریداران وجود دارد که دستیابی به آن‌ها کار دشواری نیست، کافی است همان‌طور که گفته شد از حس کنجکاوی خود استفاده کرده و آن را تقویت کنید.

مثلا اگر از شما پرسش شود که برای افزایش فروش نوعی کتاب تخصصی به گروهی از بازرگانان معتبر و پرسابقه چه روشی را برمی‌گزینید، چه می‌گویید؟ این دقیقا همان پرسشی است که یک ناشر کوچک لندنی از خود کرد و زمانی که پاسخ مناسبی برای آن دریافت، سود کلانی به جیب زد. وی زمانی که در فروش کتاب‌های خود با شکست روبه‌رو شد، دست به ابتکار جالبی زد که از طریق آن توانست محصول خود را در نظر گروه مخاطبش (بازرگانان معتبر و پرسابقه) چشمگیر کند و کاری کند که طی مدت کوتاهی کتاب مزبور به چاپ پنجم برسد.

اقدام او این بود که نام خریداران را با چاپ حروف طلاکاری شده روی کتاب حک کرد. این کار انجام شد و با تغییرات بسیار جزئی در مورد نحوهء اطلاع‌رسانی، به زودی هزاران جلد کتاب فروخته شد. در واقع وی با حک کردن اسم‌ها با طلا به کتاب‌ها، در نظر خریداران ارزش افزونی بخشید چرا که هرگاه شخصی بداند که چیزی با اسم خودش به او تعلق خواهد داشت، تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد حتی اگر مجبور باشد مبلغی پول بابت آن بپردازد. استفاده از طلا نیز شیوه‌ای هوشمندانه بود زیرا حک نام افراد با طلا، ارزش مثبت افزونی را در نظر آن‌ها ایجاد می‌کند.

به طریق مشابهی مشخص شده است که هر پیشنهادی که به یک گروه خاص از افراد محدود شود، خیلی موثرتر از پیشنهادی است که به گروه عمده‌ای از مردم می‌شود، مثلا پیشنهادی که برای خرید محصولی به خانم‌‌های خانه‌دار می‌شود، موثرتر از پیشنهادی خواهد بود که به خانم‌ها - به طور کلی- می‌شود زیرا با بیان کلمهء «خانه‌دار»، هنگام خطاب قرار دادن در واقع محرک‌های ذهنی این گروه بیش‌تر تحریک شده و برای واکنش آماده‌تر می‌شوند، در واقع بیان کلمهء «خانه‌دار»، امتیازی است که برای گروه خاصی از زن‌ها- نه همهء آن‌ها- در نظر گرفته شده است و کسانی که محق امتیاز آشکاری هستند نهایت تلاش خود را برای دستیابی به آن می‌کنند و حتی گاهی سختی‌های زیادی را نیز تحمل می‌کنند.

یکی دیگر از مواردی که یک بازاریاب موفق باید همواره به آن توجه داشته باشد، موضوعاتی است که به واسطهء آن امکان حس منفی افراد، حتی برای مدتی کوتاه فراهم آید و سپس با استفاده از موقعیت به وجود آمده و اصلاح آن‌چه در ذهن مخاطب شکل گرفت است از آن بهترین بهره را ببرد; برای مثال چند سال پیش، یکی از تبلیغاتچی‌های بنام ایران دست به ابتکار جالبی در زمینهء تبلیغ و فروش ماشین لباسشویی زد; وی با گزینش شعار «ما با خانم‌های خانه‌دار در ارتباط هستیم» و درج آن در تبلیغات محصول مورد نظر، میلیون‌ها تومان سود عاید شرکت خود کرد.

درج چنین عبارتی در تبلیغ یک کالا، به سرعت واکنشی منفی و تدافعی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد و آن‌ها را به تعقیب تمام متن آگهی وامی‌داشت. در انتها نیز مخاطب مزبور با امکانات و مزایای ماشین لباسشویی آشنا می‌شد، ضمن این‌که تا مدت‌ها این تبلیغ را برای دوستان و آشنایان خود تعریف می‌کرد. ناگفته نماند در این زمینه رعایت چارچوب‌های قانونی و پرهیز از خطا امری کاملا حیاتی و مهم است چرا که کوچک‌ترین لغزشی، عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت.

به هر رو برای بازاریابی موفق روش‌های بی‌شماری وجود دارد. بعضی افراد به طور غریزی آن‌ها را می‌شناسند و برخی دیگر این مراحل را با تجربه فرامی‌گیرند، اما بخش عظیمی از آن‌ها را می‌توان از طریق دیگران آموخت و زمانی که با روش‌های موفقیت‌آمیز آن‌ها آشنا شدیم، بهتر است آن را برای استفاده در موارد مشابه به خاطر بسپاریم، رعایت این موارد مهم هستند.

 

یک پیشنهاد یکسان که با روش‌های متفاوتی به وجود آمده، ممکن است بازدهی‌های متفاوتی در بر داشته باشد. از این رو در گنجینهء تجربیات باید بهترین روش را به گونه‌ای پیدا کنیم.

[ سه‌شنبه 28 آبان 1392 ] [ 12:55 ] [ shiraziha ]

فروش تلفنی یکی از روشهای کم هزینه برای جلب مشتری و کسب سود است.
برای موفقیت در این نوع فروش ، باید به نکاتی کوچک و ساده توجه کنید تا فروشتان افزایش یابد.

1- در ساعات کاری ، تماسهای تلفنی شخصی را به حداقل برسانید. با انجام اینکار ، فروشتان بیشتر می شود. اگر در روز تنها 3 تماس تلفنی شخصی داشته باشید ، و هر تماس بطور متوسط 4 دقیقه طول بکشد ، در طی سال ، 48 ساعت از وقت شما گرفته شده است. اختصاص 48 ساعت برای فروش ، می تواند چندین مشتری جدید ایجاد کند.

2- بیش از حد نگران بهترین زمان تماس با مشتریان نباشید. بعضی از فروشندگان ، اول ساعت کاری و حدود ظهر با مشتریان تماس نمی گیرند و با خود می اندیشند که مشتری در دسترس نخواهد بود. از تمام روز کاری برای تماسهای تلفنی استفاده کنید. اگر تلفن نکنید ، هیچگاه آنها را نخواهید یافت.

3- برای تماسهای تلفنی ، هدفهای روزانه قرار دهید و سعی کنید در هر شرایطی به آن اهداف برسید. وقتی بدانید در روز باید به تعداد مشخصی برسید ، متمرکز تر و سریعتر کار خواهید کرد.

4- برای روز بعد ، همین امروز برنامه ریزی کنید. اولین ساعت روز کاری بسیار با ارزش است ، چون با انرژی هستید ، پس آنرا به تماس گرفتن اختصاص دهید و نه به برنامه ریزی.

5- تعداد تماسهای روزانه خود را در دفتری یادداشت کنید. هر روز سعی کنید حداقل یک تماس بیشتر از روز قبل بگیرید. وقتی پس از چند هفته نتایج را ببینید ، متعجب خواهید شد.

6- اگر از روی فهرستی مشخصی از مشتریان پیش می روید ، به تک تک شماره ها زنگ بزنید. در مقابل این تمایل که بطور اتفاقی زنگ بزنید و یا از افرادی صرفنظر کنید ، بایستید. هیچگاه پیشداوری نکنید ، زیرا ممکن است فروش بزرگی را از دست بدهید.

7- میزان درآمد خود را از هر تماس محاسبه کنید. درآمد هفتگی را بطور متوسط حساب کرده و بر تعداد مکالمات هفتگی تقسیم کنید. مقدار حاصل را در دفتر خود یادداشت کنید و سعی کنید این مقدار را افزایش دهید. یعنی بر روی این کار کنید که در تعداد تماسهای مشخص ، به افراد بیشتری بفروشید.

8- وقتی با یک شرکت تماس می گیرید ، در صورت امکان با بالاترین مقام صحبت کنید ، زیرا او قدرت تصمیم گیری دارد و اگر شما را به افراد دیگری ارجاع داد ، می توانید بگویید که شخص با بالاترین مقام از شما خواسته تا با او هماهنگ کنید.

9- اگر به شما گفته شد که شخص مورد نظر دیگر در اینجا فعالیت نمی کند ، بدون وقفه بپرسید چه کسی جای او را گرفته است و با او صحبت کنید. فرصت صحبت با یک مشتری جدید را از دست ندهید.

10- اگر از روی فهرستی تماس می گیرید که در اختیار چندین نفر قرار می گیرد ، کار خود را از انتهای فهرست شروع کنید

 

 

گام‌های طلایی برای بازاریابی و فروش تلفنی
- به تعهدتان در مقابل مشتری، پایبند باشید و از دادن وعده‌ی بی‌پایه، خودداری‌کنید.
ادعایی کنید که می‌توانید از پس آن برآیید. در دنیای امروز، صداقت و پیگیری، از مهم‌ترین کارکردهای جذب و حفظ مشتری‌ست.

 

- همیشه پس از مشتری، گوشی را بگذارید.
مواردی پیش‌می‌آید که بعد از اتمام مکالمه و خداحافظی و هنگامی که شما در حال گذاشتن گوشی روی تلفن هستید، ناگهان مشتری چیزی را به‌یاد می‌آورد و می‌خواهد آن را با شما در میان بگذارد اما شما متوجه صدای او نمی‌شوید و گوشی را می‌گذارید. بهتر است برای جلوگیری از چنین حالتی و رعایت بیش‌تر ادب و احترام به مشتری، پس از این‌که صدای قرارگرفتن گوشی او و قطع مکالمه را شنیدید، گوشی خودتان را روی تلفن قراردهید.

 


 

 

- یادگیرنده باشید و مهارت خویش را با تمرین و تکرار ارتقا دهید.
برای این‌که از قافله‌ی پیشرفت عقب نمانید، مدام باید برای آموزش خویش وقت بگذارید و هزینه کنید و این‌ها را سرمایه‌گذاری روی خودتان بدانید.

 

 

 

- حد تعادل را در رفتارتان رعایت کنید.
برای فروش‌های زیاد، مغرور نشوید و به‌هنگام فروش‌های کم نیز دلسرد نگردید. غرور و دست‌کم گرفتن خویش، هر دو دام‌های خطرناکی‌ست که پیش روی بازاریابان و فروشندگان قراردارد.

 


 

 

- مشاوری متخصص و امین برای مشتری باشید.
در حرفه‌ی بازاریابی، پیش از این‌که بتوانید شرکت و محصولی را به مشتری معرفی کنید، باید قادر باشید خودتان را در دل مشتری جاکنید، به‌نحوی که او پذیرا و دوستدار شما باشد. البته مشتریان انتظار دارند علاوه‌بر اعتمادی که در آنان ایجاد می‌کنید، در کارتان نیز مسلط باشید و بتوانید به‌عنوان مشاوری متخصص و امین، پاسخ‌گوی سؤالات‌شان باشید، پس بهتر است بیش‌تر درباره‌ی مشتری صحبت کنید تا درباره‌ی خودتان! این یکی از رموز موفقیت است.

 

 

 

 

 

- روحیات مشتریان را درک کنید؛ قرارنیست همه‌ شبیه هم باشند.
مشتریان، روحیات و حالات متفاوتی دارند؛ بعضی با اشتیاق و علاقه‌مند هستند و با تمام وجود در روند مذاکره شرکت می‌کنند، بعضی بی‌تفاوت و خنثی هستند، برخی خسته و غیرعلاقه‌مند و گروهی نیز تحت فشار و پرمشغله. با شرکت در کلاس‌های روان‌شناسی، ارتباط با مشتری، تیپ‌های شخصیتی و موقعیتی مشتریان را بشناسید و در جهت هماهنگ‌کردن خودتان با آنان گام‌بردارید.

 


 

 

- بیش از 6 زنگ، منتظر مشتری نمانید.
اگر به تلفن مشتری زنگ می‌زنید و او گوشی را برنمی‌دارد، حداکثر تا 6زنگ منتظر بمانید، در غیراین‌صورت، یا مشتری در محل کار خود حضور ندارد یا فعلاً امکان پاسخ‌گویی ندارد. بیش از این وقت را تلف نکنید، با سایر مشتریان تماس بگیرید و سپس در فرصتی دیگر، دوباره با آن مشتری تماس حاصل کنید.

 


 

 

- مشتریان، جایزه و هدیه را دوست‌دارند.
برای این‌که مشتری را شادمان سازید و او را به شرکت و خودتان وفادار کنید، پس از خرید، یک محصول یا خدمات اضافه که انتظارش را نداشته، تقدیمش کنید. هدیه‌ی غیرمنتظره‌ی رایگان، علاقه‌ی او را زیاد می‌کند.

 

 

- پیگیر باشید.
پیگیری، نشانه‌ی جدیت در خدمت به مشتری‌ست، هم‌چنین میزان علاقه‌مندی به حرفه و کار شما را نشان‌می‌دهد. به درخواست‌های مشتری، سریع پاسخ دهید؛ پاسخ سریع، از، هدررفتن فروش جلوگیری می‌کند. پیگیری کنید و اگر سؤال دیگری دارد، پاسخ دهید، حتی از او درخواست وقت ملاقات حضوری نمایید تا توضیحات بیش‌تر را حضوراً به اطلاعش برسانید.
ادامه دارد...

[ یکشنبه 19 آبان 1392 ] [ 16:51 ] [ shiraziha ]

فروشنده بی انصاف بستنی فروشی ، آبمیوه ، عرقیجات فروشی در شیراز

 

نشانی : شیراز ابتدای چهاراه زند  جنب پاساژ پردیس

 

علت : کلیه خوردنی ها  فاسد و تاریخ گذشته بوده جهت سود بیشتر .. لطا سلامتی خودتان را به خطر ندازید

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 19:10 ] [ shiraziha ]
صفحه قبل1234...11صفحه بعد
درباره وبلاگ

انصاف ، اداره جات و فروشندگان با انصاف و بي انصاف را در شيراز بشناسيم .
موضوعات
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران